برای جراحی جسم باید انسان را بیهوش کرد، اما برای جراحی روح باید انسان را بیدار کرد.

کتاب صوتی جدید ” پیام گمگشته” برروی سایت قرار گرفت
خرید/ دانلود
فایل صوتی جدید با عنوان “لایو تناسب جسم با تناسب ذهن با حضور مهمان(عسل)” برروی سایت قرار گرفت
گوش دادن / دانلود
فایل صوتی جدید با عنوان “لایو تضادها – رفتار والدین با فرزندان (به میزبانی جناب سامی)” برروی سایت قرار گرفت
گوش دادن / دانلود
فایل صوتی جدید با عنوان “لایو قضاوت با حضور سارا” برروی سایت قرار گرفت
گوش دادن / دانلود

تولد دوباره من


همین چند سال قبل رودخانه زندگی برایم خروشان و مواج بود و من مستأصل و خسته بدون اینکه شنا بلد باشم در مسیر رودخانه دست‌وپا می‌زدم، گاهی سنگ‌های کف رودخانه بدنم را می‌خراشید. گاهی آب مرا به هر طرف که می‌خواست می‌برد بدون اینکه من هدفی برای انتهای مسیر داشته باشم. گاهی تا مرز غرق شدن پیش می‌رفتم و سرم را به‌زور از زیر آب بیرون نگه می‌داشتم تا نفسی بکشم انگار این رودخانه وحشی مواج به هیچ دریای آرامشی قرار نبود برسد من بودم و یک مسیر نامعلوم سراسر سختی، خیسی، سردی و دلسردی.

زندگی تلخ بود و من پر از خشم. تپش قلبم فقط با قرص‌های پروپرانول آرام می‌شد. بدهی و بی‌پولی جزء لاینفک زندگی‌ام بود. خشم درونم از اینکه بقیه مقصرند و من دارم تمام تلاشم را می‌کنم تمامی نداشت.گریه کار هر شبم بود. زمین و زمان را به باد نفرین و لعنت می‌گرفتم.








نظرهای شما


نتیجه ۱

درود بر دنیای غرق در رؤیا
با قلبی به وسعت دریا
و حرف‌هایی زلال و بی‌ریا
عصاره همه کتاب‌های دنیا
انگار سال‌ها زندگی کرده‌ای با ما
به عقیده من بسیاری از متفکران و تئوری پردازان و کسانی که رازهایی یا علم و دانشی کسب کرده‌اند ازاین‌رو آن را با الفاظ سخت و پیچیده علمی بیان می‌کنند که شنونده را در سطحی پایین‌تر از خود نشانده و حرف‌های آنان را گوش دهد.



نتیجه ۲

سلام دنیا جون، بهترین راه گشای زندگی من.
مدت ها بود میخواستم براتون از اتفاقات خیلی خوبی که تو این مدت برام افتاده بگم اما به دلایلی که الان میگم، نشد یعنی خواستم اون اتفاق آخریه هم بیفته بعد بیام بگم. من یه کارمندم که هر ماه حقوق مشخصی دارم و هزینه های زندگیم رو با همین مقدار پول برنامه‌ریزی میکنم. من و همسرم تو این یکسالی که عقد کردیم تصمیمات خوبی برای آینده مون گرفتیم و همه میگفتن سریع وسایل و جهیزیه ات رو بخر همه چی داره گرون میشه اولش تا قبل از آشنایی با کانال شما، استرس داشتم که وای چکار کنم جایی هم نداشتیم که بخوام وسایل رو بخریم و



نتیجه ۳

دنیای خوبم من خیلی دیر باهات آشنا شدم تقریبا اواخر اردیبهشت
وقتی اولین بار بهت پیام دادم گفتی فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی
من تو اوج ناامیدی بودم تو قشنگی فصل اردیبهشت زیر بارون های زیادی که امسال بارید فقط از خدا خواستم یه راهی پیش روم بذاره
خدا تو رو بهم هدیه داد…من پر از فکر منفی پر از سرزنش خودم پر از بغض و گریه بودم بخاطر مشکل بارداری که داشتم خیلی منزوی شده بودم همیشه تو خونه میموندم هیچ مهمونی و جایی نمیرفتم.
بعد آشنا شدن با کانال با تکرار و تمرین هرروزه حالم بهتر شد تا اینکه

نتیجه ۴

سلام دنیا جون?
خیلی وقته می‌خوام بهت پیام بدم و باهات صحبت کنم، اما به هر دلیلی نمی‌شد…
امروز تصمیم گرفتم حرفامو برات بنویسم و ازت تشکر کنم.
من اواخر بهمن‌ماه بود که از طریق یکی از دوستای مجازیم با کانال شما آشنا شدم?
اون موقع شرایط زندگیم واقعاً بد بود، ازلحاظ روحی و مالی و طبعاً روی جسمم هم اثر گذاشته بود.
اگه بخوام خلاصه‌وار برات بگم باید این‌طوری بگم که ما به دلیل یه سری

نتیجه ۵

سلام دنياي عزيزم
وقتي برات قيمت جلسات روانشناس‌های ايران و فرستادم و ازت خواستم بزاري تا بقيه بدونن قيمت مشاوره‌ها و وركشاپ‌هات چقدر ناچيز هست(اصلاً به نتیجه‌ای كه می‌گیریم و من گرفتم كه واقعاً بي قیمتِ هيچ كاري ندارم)يادمه بهم جواب دادي من نمي‌خوام با مقايسه مادي يا اثبات اروزن بودن بچه‌ها رو ترغيب كنم چيزي از من بخرن .برو استفاده كن نتيجه بگير با نتايجت برگرد تا بقيه مطمئن بشن جواب می‌ده و ترغيب بشن بها براي تغيير بدن.
خواستم جمع‌بندی نتايجم رو بنويسم تا هم‌مداری‌ها مون بدونن اين

من در ظاهر سرخوش بودم. می‌خندیدم، مهمانی می‌رفتم اما کسی از جدال درونی من با من خبر نداشت. خبر نداشتند که من برای آن‌ها زندگی می‌کنم و تظاهر می‌کنم. انقدر خوب زندگی کردن را بازی می‌کردم که سردردهای گاه‌وبیگاه امانم را بریده بود. من خود واقعی‌ام نبودم.

همه این‌ها را کسی می‌گوید که هر چه کتاب درزمینهٔ موفقیت، خودشناسی، روابط و ثروتمند شدن روی کره زمین نوشته‌شده بود را خوانده بود.

هر آنچه سمینار در این حوزه‌ها بود یا حضوری شرکت کرده بود یا آنلاین بارها و بارها دیده بود. پس چرا چیزی عوض نمی‌شد؟ چرا تغییرات و حال خوش فقط مقطعی بودند؟

چرا بااینکه در کارم موفق بودم اما پولی درنمی‌آوردم؟ چرا روابطم روزبه‌روز بی‌کیفیت‌تر می‌‌شد و افرادی که به‌عنوان دوست و همکار پا به زندگی‌ام می‌گذاشتند پر از حسرت، حسادت و شکست بودند؟ حتی با اعضای درجه‌یک خانواده هم روابط خوبی نداشتم.

سؤال‌هایی ازاین‌دست که چرا من؟ چرا اینجا؟ چرا در این خانواده معمولی؟ چرا در این کشور جهان‌سومی؟ چرا بااین‌همه کمبود و بی‌پولی؟ چرا بی‌بهره از زیبایی؟ چرا بی اعتمادبه‌نفس؟ مثل رتیل به ذهنم تار تنیده بودند اما انگار ته وجودم می‌دانستم این پایان داستان زندگی نیست یه چیزی این وسط اشتباه است. مدت‌های تمام به این ندای درونی اهمیتی نمی‌دادم. چون واقعیت زندگی اطرافم را می‌دیدم که مرا به قهقرا می‌برد تا اینکه آنقدر خودم را غرق در سیاهی و کثافت زندگی کردم

دریکی از بدترین عصرهای زندگی‌ام همین غرق‌شدگی تبدیل به موهبتی شد برایم. مثل هرروز بی‌هدف دنبال راهکار از این شاخه به آن شاخه می‌پریدم این بار در یوتیوب چگونگی پولدار شدن و آرامش داشتن را سرچ کردم فایل‌های متعددی را بررسی کردم تا اینکه یک فایل صوتی درباره فیزیک کوانتوم و نحوه کار مغز آن چیزی بود که همیشه و همیشه دنبالش بودم و زندگی من را دگرگون کرد.

یک خانمی با یک هیجان عجیبی در مورد ارتعاشات مغز صحبت می‌کرد، اینکه من زندگی‌ام را خودم رقم می‌زنم با ارتعاشاتم. همان فایل 20 دقیقه‌ای برای من کافی بود تا سرنخی باشد برای تغییر همیشگی زندگی‌ام.

من با افت‌وخیزهای زیاد و با مقاومت‌های شدید ذهنی‌ام شروع کردم.

مسیر راحتی نبود اما من همه سختی را به جان خریدم چون می‌خواستم که تغییر کنم. چون به هدفم پایبند و متعهد ماندم. امید و اشتیاق من کم‌کم همه‌چیز را تغییر داد.

آن رودخانه خروشانِ مواجِ وحشی، جریان آبش شروع به آرام و آرام‌تر شدن کرد. درونم آرام شد جنگ با خودم را کنار گذاشتم منابع درآمدم یکی‌یکی بیشتر شد. شادی را در عمق درونم یافتم، امروز در همان رودخانه من روی قایقی نشسته‌ام و زیبایی‌های آسمان و مناظر اطراف را نگاه می‌کنم جریان ملایم آب مرا به سمتی می‌برد که خودم تعیین می‌کنم. بدون نگرانی از مسیر رود لذت می‌برم گاهی در قایق دراز می‌کشم و بدون اختیار لبخندی می‌ماسد بر صورتم، گاهی پارو می‌زنم تا مسیرم را تعیین کنم، گاهی به کنار رود می‌روم و در جنگل و مراتع قدم می‌زنم.

من همان دنیا هستم و زندگی‌ام همان زندگیست. از همان کشور، از همان خانواده با همان تضادها اما ساختار ذهنی‌ام را دگرگون کرده‌ام. امروز قوی هستم، اعتمادبه‌نفس دارم. لذت را می‌شناسم و تک‌تک ثانیه‌های زندگی را می‌بلعم.

از یک جایی به بعد احساس کردم وقتش رسیده که عشق سرریز درونم را با بقیه هم به اشتراک بگذارم. اینجا را پایه‌گذاری کردم برای گمشده‌ها، برای خسته‌ها، ناامیدها، بی‌هدف‌ها که مثل من مجبور نشوند راه طولانی برای کشف زیبایی‌های زندگی را طی کنند.

اینجا را یک میانبر و مأمنی بدانند برای به دست آوردن آرامششان اگر خسته‌اند، اگر راه‌گم‌کرده‌اند، اگر بیمارند، اگر پوچ و توخالی‌اند، بدانند که منبع جهان هستی جهان را پر از لذت و آرامش آفریده.

بدانند با تغییر باورهایشان و با تغییر دیدگاهشان به زندگی به‌راحتی می‌توانند خودشان هر آنچه می‌خواهند را خلق کنند. تا به آن‌ها یادآوری شود که نابغه‌اند، که منحصربه‌فردند فقط باید خودشان را کشف کنند.

من یک مادرم و گویی یک روز این حس مادرانگی در من تکثیر شد و تکثیر شد و خواستم هزاران و میلیون‌ها فرزند در جای‌جای این زمین داشته باشم که مراقبشان باشم. که بهشان بگویم نگران نباشید حالتان خوب می‌شود که دست نوازش روی سرشان بکشم. که به فرزندانم هر آنچه میدانم بیاموزم که بزرگ‌ترین لبخند را روی صورتشان ببینم.


تو که این پیام را می‌خوانی و عضوی از این خانواده شده‌ای از این ثانیه یکی از فرزندان مادر درون منی، دستت را به گرمی می‌فشارم و مادرانگی‌ام را با تمام وجود به تو و مسیر جدید زندگی‌ات هدیه می‌کنم با من و در کنار من بمان و بگذار معنی خانواده‌ای پر از شادی، لذت، ثروت، سلامت و روابط بی‌نظیر را فریاد بزنیم و پر بشویم از حس بی‌نظیر عشق به خداوند و به منبع جهان هستی.

با عشقی از اعماق وجودم، دنیا

نکته مهم اینجاست که پس از مدتی شنونده ناگزیر مجبور به عقب‌نشینی شده و خود را در سطحی از علم نمی‌بیند تا بتواند پیچیدگی علوم را درک کند.و به‌سرعت به کناری خزیده و راه خود را از سر می‌گیرد. گویی که او از این جهان جداست و خداوند در درون او حلول نکرده است. و باید دست‌به‌عصا مسیر ناهموار زندگی را طی کند و قوانین کائنات را به اهل‌فن واگذار کرد.

با این مقدمه خواستم شرح دهم که دنیا کاری کرد که کمتر کسی انجام داده. خودش را همه یکی دانسته و بی‌هیچ گفتگوی ثقیلی پرده از راز جهان برمی‌دارد.
کسی که تمام‌مسیر پرفراز و فرود زندگی را طی کرده و اکنون به ساحل امن زندگی رسیده است. بیان مطالب و راز و رمز جهان هستی به زبان فوق عامیانه که از مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها گرفته تا کودکان به‌روشنی متوجه شوند.وای را می‌توان از لبخند رضایت آنان فهمید.
باری من خودم از شانزده‌سالگی کتاب‌های موفقیت را یکی پس از دیگری با آب‌وتاب فراوان خوانده‌ام.اما تاکنون شخصی را نیافتم که الگویی برای عمل به این کتاب‌ها باشد و از تجربیات تلخ و شیرین خودش ،افت‌وخیزها و ناملایمات مسیر به زبان بسیار ساده سخن گوید. چراکه آن کتاب‌ها علیرغم گفتن مطالب پرهیجان اما از روح تهی بودند.?

بی‌گمان صحبت‌های دنیا برای همه ما آشناست.چراکه به گفته خودش آنچه که او می‌گوید ، ما هم زندگی کردیم در جهانی دورتر ، و اکنون فقط یادآوری این است که ما که هستیم و از کجا آمده‌ایم و چه رسالتی داریم.?
پس از شنیدن صحبت‌های دنیا که از قلبش نشات می‌گیرد.تصمیم گرفتم دوباره شروع کنم و یک‌بار برای همیشه باایمان قدم بردارم و به گفته دنیا از این شاخه به آن شاخه نپرم.?
اکنون در چند سطر به بیان تجربیات خود می‌پردازم.?
سابقاً وقت خرید احساس بدی داشتم چون در ناخودآگاهم احساس عدم فراوانی می‌کردم و مدام به کاستی می‌اندیشیدم. اکنون با انجام تمرین‌های دنیا عاشق خرید شدم.منی که از خریدن به علت باور کمبود بیزار بودم. اکنون از این کار لذت می‌برم. به مغازه‌ها سر می‌زنم اشیاء نفیس را قیمت می‌کنم و می‌بینم که فروشنده با شوق فراوانی برایم توضیح می‌دهد و این اعتمادبه‌نفس و باور مرا می‌سازد.
هر شب با تجسم خلاق به خواب می‌روم.جملات تأکیدی را دائم تکرار می‌کنم. با دسته‌چک جادویی به خرید می‌روم.
اخبار را به‌کلی کنار گذاشته‌ام و اصلاً خبری را دنبال نکرده و پیگیری نمی‌کنم.
مهم‌تر از همه احساس شرم و عذاب وجدان در مواجه یا گدایان و دست‌فروشان و بیماران و احساس سردرگمی که سابقاً داشتم و نمی‌دانستم چه رفتاری بکنم ازمیان‌رفته است.?

نکته مهم دیگری که بسیار خوشایند است وصل شدن به خود برتر و عدم چشمداشت از کسی یا چیزی. به‌طوری‌که قبلاً به علت احساس کمبود و عدم فراوانی اگر بدهی داشتم یا مغازه‌داری به‌اشتباه پول کمتری از من می‌گرفت پس نمی‌دادم.ولی اکنون‌که به دریای بیکران وصل شدم احتیاجی به به‌اصطلاح زرنگ‌بازی ندارم و به‌محض متوجه شدن اشتباه فروشنده فوراً پول را برمی‌گردانم چون باور فراوانی دارم.
و ایمان‌دارم که ثروت و نعمت از راه‌های بی‌گمان بر من سرازیر می‌شود.?
قبلاً دوست داشتم از دسترنج دیگران استفاده کنم بدون جبران کردن.?
اما اکنون باوجودآنکه سه خواهر و برادرم ورکشاپ را داشتند.برای رعایت قانون جبران از آن‌ها درخواست نکردم و علیرغم کمبود پول سعی کردم که به هر شکل ممکن ورکشاپها را تهیه کنم.چون باور دارم که خودم خدایی ثروتمند دارم و باید از منبع بی‌پایان درخواست کنم.
هنوز گاهی اوقات فراموش می‌کنم و غیبت می‌کنم یا توی صحبت‌های متوجه این می‌شوم که حرف منفی زدم و سریع متوجه می‌شوم.که من مدام باید بر فراوانی ثروت و جملات مثبت تکیه کنم و با شجاعت به‌پیش بروم???‍♀?‍♀?‍♂?‍♂?‍♂?‍♂?‍♂?‍♂?‍♂?‍♂?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀?‍♀
????????????

صادق ۹۷/۷/۶جمعه

تو ما رو با همه راز و رمزهای دنیا آشنا کردی.

بذاریم منتظر بودیم تا خونه بگیریم و... اما بعد از اومدن تو کانال و گوش کردن به ویس ها و انجام تمرینات گفتم این گرونی ها برای من نیست و هیچکدوم روی من تاثیری نداره و من به موقع بهترین وسایل با مناسب ترین قیمت رو میخرم. جالبه بعد از این مدل تفکر و باور قبل از عید بود که اصلا متوجه نشدم چطوری و کی تو حسابم ۱۰ میلیون جمع شد. من یکی از درخواست هام این بود که بدون اینکه به پول پس اندازم دست بزنم یه پولی برام جور شه از جای دیگه که بتونم باهاش وسایلم رو بخرم خب این اتفاق عالی برام افتاد و من بعد از عید رفتم دنبال خرید وسایل، جالب تر اینکه هر جا میرفتم همه فروشنده ها میگفتن بهترین مدل اینه و تو جشنواره اس تازه غیر از تخفیف جشنواره خودشون هم یه تخفیف دیگه بهم میدادن اما یه نفر دیگه که میومد میگفت فقط تخفیف جشنواره هست و تخفیف دیگه ای نداره و من همون جا با خودم میگفتم دیدی اینا همه نشونه اس که تو این گرونی بازار تو داری بهترین ها رو به قیمت قبل از عید میخری.

اتفاق دیگه ای که افتاد بعد از خارج شدن امریکا از برجام و شروع صحبت ها در مورد تحریم ها و اینکه امسال تمام بیلبورد ها پر شده از حمایت از کالای ایرانی نشد اون یخچال و لباسشویی که قبلاً تصمیم داشتم بگیرم رو بگیرم نه به خاطر قیمت به خاطر خدمات پس از فروش و اینها که خانواده بیشتر موافق نبودن و من هم نخواستم خیلی باهاشون بحث کنم. رفتیم سراغ برند ال جی، در موردش تحقیق کردیم و مدل ها رو انتخاب کردیم، روزی که رفتیم بخریم تمام نمایندگی های ال جی گفتن مدل لباسشویی و یخچالی که میخوایید رنگ سفیدش اصلا موجود نیست تو انبار، مدل های دیگه هم ناقص هست و سفید نیست سیلور بردار منم کلا از رنگ های تاریک خوشم نمیاد دلم میخواد آشپزخونه دلباز باشه و رنگ سفید میخواستم مامانم به چند تا نمایندگی زنگ زد همه میگفتن موجود نداریم و میگفتن اصلاً معلوم نیست کی بیاد و این حرف ها، آخرش من و همسرم رفتیم خیابون جمهوری همه نمایندگی ها همین حرف رو میزدن، دیگه گفتم باشه یکی دو هفته صبر میکنیم ببینیم چی میشه و تصمیم دیگه ای میگیریم که آخرین فروشگاه رو هم رفتیم و فروشنده گفت نه من از همه مدل ها دارم هر رنگی هم بخوایید موجود هست اما چون تعداد محدود هست اگر میخوایید الان بخرید تازه بهمون کلی تخفیف هم داد و من تونستم همه وسایل ضروری رو بخرم بدون اینکه به پس انداز اصلیم دست بزنم.

چند شب پیش هم در ادامه این داستان بابام ازم پرسید چقدر تو این مدت خرج کردی گفتم حدود ۲۶ میلیون شد. من و بابام یه سرمایه‌گذاری داریم با هم که بابا گفت خوبه تونستیم ۱۷ میلیونش رو بهت برگردونیم و بقیه اش هم تا یکی دو هفته دیگه جور میشه من انقدر هیجان زده شده بودم که قابل وصف نیست.

حالا قسمت قشنگ ماجرای من که اتفاق فوق العاده تری هست اینه، تو این اوضاع گرونی خونه و اجاره ها که همه درگیرش هستن و بیشتر افراد نگرانن من گفتم مطمئنم یه خونه عالی پیدا میکنیم البته دلم نمیخواست اجاره کنیم و با توجه به این افزایش قیمت فعلا نمیتونیم خونه بخریم و میخواییم که زندگیمون رو شروع کنیم، که هفته پیش از طرف شرکت همسرم قرار شد بهمون خونه بدن بدون اینکه بخواییم پول پیش خونه یا اجاره بدیم، خونه رو دیدیم عالیه دقیقا مطابق خواسته های منه و به احتمال ۹۵ درصد تا آخر تیر تحویل میدن بهمون.

دنیا جون میخواستم موقعی که خونه رو تحویل گرفتیم این خبر رو بدم اما چون تو اون فایل آخر خیلی چیزها دستگیرم شد دیدم من تو مدار درستم، متوجه شدم تونستم باورهام رو درست کنم گفتم بذار الان این اتفاقات خوب و عالی رو براتون بنویسم. سپاسگزاری ویژه رو هر روز صبح و آخر شب انجام میدم و تو همه شون هم یک سپاسگزاری مخصوص از شما انجام میدم. مطمئنم که تا آخر سال خونه مورد علاقمون رو هم با بهترین قیمت میخریم و مدارهامون رو هر روز بهتر از قبل تغییر میدیم و به تمام خواسته هامون میرسیم. بازم ممنون که راه درست رو بهمون نشون دادید.

دوستتون دارم ?❤️?

دیگه داشتن نی‌نی برام عادی شد آخه من به آرامش ذهنی رسیده بودم که هیچ‌وقت نداشتم. تو این مدت کوتاه مشکلات مالی ما کمتر شد بهت پیام دادم که تونستم با فرکانس مثبت به پولی که خیلی نیاز داشتم رسیدم و آخرش نوشتم برات امیدوارم به‌زودی خبر بارداری مو بهت بدم چيزي كن هیچ دکتری نتونست کمکم کنه ???
به فاصله دو روز از فرستادن آخرین پیامم که دستیابی به پول درخواستیم بود امروز خبر بارداری مو بهت می‌دم عشقم تو هدیه خدا به منی.

دوستای خوبم هم فرکانسی‌های عزیز خواهش می‌کنم خیلی جدی تمرین‌ها رو انجام بدین سخت‌ترین مسائل رو خودمون می‌تونیم حل کنیم ??
دنیا جون عاشقتمم???????

مشکلات مالی و کاری که برای همسرم پیش اومده بود مجبور شدیم خونه‌ای که اجاره کرده بودیم و تخلیه کنیم و یه مدت خونه مادرم زندگی کنیم و طی این مدت پس اندازمون یا بهتر بگم همون پول پیش خونه هم خرج شد و من خیلی فکرم درگیر مشکلات مالی شده بود. مامانم خیلی خیلی هوامون و داشت و اصلاً رفتاری نمی‌کرد که احساس سربار بودن کنیم ولی من احساس می‌کردم که استقلالم را از دست دادم و دلم می‌خواست هر طوری که هست قبل از عید نوروز بتونیم یه خونه اجاره کنیم و دوباره مستقل زندگی کنیم. درحالی‌که حساب بانکی شوهرم صفر بود! وقتی به شوهرم میگفتم بریم دنبال خونه بگردیم می‌گفت با کدوم پول؟؟ منم در جواب می‌گفتم من باااید شب عید خونه خودم باشم و از این وضعیت خسته شدم.

همون روزها بود که با کانال شما آشنا شدم و 2، 3 تا ویدئوی اول را دانلود کردم و شب که همسر و بچه‌هام خواب بودن نگاه کردم. صبح که بیدار شدم حس خیلی خوبی داشتم و هنوز از رختخواب بیرون نیومده بودم که با خودم گفتم من امروز یه خونه خیلی خوب پیدا می‌کنم و دقیقاً همون روز ما رفتیم و اولین خونه ای که متناسب با شرایطمون بود را دیدیم. دو سه روز بعد به‌صورت خیلی اتفاقی یه خونه خییییلی خوب پیدا کردم تو یه محله‌ای دورتر از جایی که دنبال خونه بودیم و به همسرم گفتم حالا بریم ببینیم، دیدنش ضرر نداره. اومدیم دیدیم و پسندیدیم و تصمیم گرفتیم همینجا رو اجاره کنیم.

ولی ما واقعااا هیچ پولی نداشتیم. اما یه وامی که مدت‌ها منتظرش بودیم به اسممون دراومد و یکی از اقوام که میدونست ما دنبال وام هستیم بقیه پولی را که لازم داشتیم بهمون قرض داد و گفت هر موقع تونستید پس بدید و به طرز معجزه‌آسایی پول خونه جور شد و ما از اول اسفند قرارداد بستیم و من شب عید راضی و خوشحال تو خونه خودم بودم?? و به حرفات ایمان آوردم و به همسر و مادر و خواهرم هم گفتم من تصمیم گرفتم این خونه را پیدا کنم و تونستم و تشویقشون کردم به گوش دادن به وویسهای شما.

این قضیه گذشت و من دست‌وپاشکسته به وویسها گوش می‌دادم و گهگاه نشونه های کوچیکی می‌دیدم تا دو سه هفته پیش که موقع خواب با هندزفری داشتم به حرفات گوش می‌دادم دیدم همسرم هم بیداره، یکی از گوشی‌ها را دادم بهش و اونم گوش داد. اون شب دو سه تا وویس گوش کردیم و با صدای تو خوابمون برد??

از فردای اون روز شوهرم خیلی مصمم‌تر از من به وویسها و ویدیوهات گوش می‌داد و عضو کانال شد و همش انرژی مثبت می‌فرستاد. مثلاً وقتایی که من از وضعیت مالی یا حرف گوش ندادن‌های بچه‌ها و اینجور مشکلات صحبت می‌کردم می‌خندید و می‌گفت انرژی مثبت بده و این افکار و از ذهنت حذف کن?
الآن جوری شده که شوهرم تمام فایلهایی که می‌فرستی را دانلود می‌کنه و اون به من می‌ده که گوش کنم?

از شنبه هم تصمیم گرفتم که صبح‌ها برم پیاده‌روی، صبح زود پامیشم و می‌زنم بیرون و با هندزفری صدای تو رو گوش می‌کنم و انقدر راه میرم و گوش می‌دم و لذت می‌برم که اصلاً نمی‌فهمم چقدر راه رفتم. نرم‌افزار همراه گام نصب کردم روی گوشیم و هرروز بهم میگه چقدر راه رفتم. امروز 4 کیلومتر راه رفتم? و سه تا از وویسهاتو گوش دادم درحالی‌که اصلاً خسته نشدم?
دنیا جون من و همسرم شب‌ها با صدای تو خوابمون می‌برم و من هرروزم و با صدای تو شروع می‌کنم. درواقع تو همراه همیشگی من تو پیاده رویهام شدی??

الآن خییییلی حس و حال خوبی دارم و مطمئنم که با آموزش‌های بی‌دریغ تو و همراهی همسرم که میشه گفت تو این مسیر حتی از منم مصمم‌تر شده به تمام خواسته هامون می‌رسیم.
من یکی از کسانی هستم که از رانندگی می‌ترسم ولی از وقتی به وویسی که در مورد ترس هامون گذاشته بودی گوش دادم هرروز دارم تو ذهنم رانندگی می‌کنم و مطمئنم یه روزی که خیلی هم دور نیست یه راننده ماهر میشم?

بازم ازت ممنونم که راه درست و نشونمون دادی و شرمنده که حرفام طولانی شد
هرروز سالم‌تر و شادتر و موفق‌تر از دیروز باشی دوست عزیزم??

درس‌ها چقدر قدرتمندِ.

من خودم فوق‌لیسانس روانشناسي هستم ولي اثراتي كه اين فایل‌ها اين مدت روم داشته صدها كتاب و جزوه و نظريه روم نداشته.

١.استفاده از حرف‌های شما براي مشاوره‌هام كه باعث شده هم مراجعه‌کننده‌هام راضي باشن و منو به بقيه معرفي كنن هم من درامدم از اسفند تا حالا سه و نيم برابر بشه.
٢.آشنايي با يه فرد موجه و موفق در اواخر فروردين اتفاقي كه بعد از اون تجربه بدم در ازدواج به نظرم غیرممکن مي‌اومد.
٣.غلبه بر نفرت و ترسم از پدرم كه هميشه باعث می‌شد به بدترين شكل دعوامون بشه و ماه‌ها باهم قهر باشيم .در كمال ناباوری هفته پيش مثل دو تا آدم متمدن باهم حرف زديم و اون حرف‌های منو قبول كرد و قانع شد!
٤.بهبود قابل‌توجه اضطراب و احساس خفگي در خواب كه با دارو و راهنمايي كلي از اساتيد دانشگاه و روان‌پزشک‌های قدر هم هيچ تغييري نكرده بود
٥.بهبود رابطه و عشق بی‌دریغم به خدا كه مدت‌ها بود واقعاً باور كرده بودم وجود ندارِ بس كه بدبختي به سر من اومده بود.
و خيلي خيلي خيلي نتايج ديگه كه از حوصله خارجه.
دنيا جون بهشون بگو اين آرامش قيمت نداره
اين اعتمادبه‌نفس الانم قيمت نداره
اين آگاهی‌ها قيمت نداره

بهشون بگو خودشون متوجه نيستن كه چقدر پول و هزينه براي چيزهايي مي‌كنن كه دو روز بعد هيچ ارزشي براشون نداره چقدر پس‌اندازهای روز مباداشون قراره صرف بيماري و بدهي‌شون بشه اگه اين مطالب رو ندونن

خواهش می‌کنم بهشون بگو بعضی‌ها نياز به تلنگر دارن مثل من كه دوست صميميم منو وادار به خريد وركشاپهاتون كرد و روزي نيست ازش تشكر نكنم.

دوستت دارم دنياي عزيز
كاش مثل تو كه بی‌دریغ مي‌بخشن و ياد ميدن زياد بشه .تو بهترين اتفاق زندگي مايي منظورم از ما همين سه درصد از بچه‌هایی كه قوانين رو درك كردن و مصمم به تغيير هستن و هميشه در موردش حرف می‌زنی .
تو بی‌نظیری و من چقدر خوشبختم كه تو رو دارم??????????