آمادگی ذهنی برای دریافت آگاهی

برای شنیدن فایل‌های صوتی رایگان باید وارد سایت شده باشید

عضویت رایگان در سایت | ورود به سایت

104 نظر نظر خود را بنویسید

  1. Mahmonir Mahmonir گفت:

    من از طریق دخترداییم السا با شما آشنا شدم و متوجه شدم شما همشهری من هستید😍
    حال خوبی از لحاظ روحی نداشتم
    اعتماد ب نفسم به شدمت اومده پابین
    نیاز ب انرژی مثبت داشتم
    که با دخترداییم صحبت میکردم در این مورد و ایشون سایت شما رو ب من معرفی کردن
    که من ۳ هفته پیش ار تو حادخ فیروزکوه استارت پادکستای شمارو زدم و تا به امروز هرروز از اول صبح گوش میدم و سعی میکنم انرژی های منفی فکر منفی رو از خودم دور کنم و میتوام تغییر بدم
    دوستت دارم ❤️

    ۰
  2. Matiiii Matiiii گفت:

    من یه بلاگری رو فالو کرده بودم و خوشم ازش نمیومد اما یه روز حالم بد بود تو تاکسی نشسته بودم یه خانمی صندلی جلو نشسته بود وپست اون خانوم رو نگاه میکرد بعد من با پیج خودم باز رفتم اون بلاگر رو فالو کردم و حدود چندماهی فالوش داشتم یه روز همسرش میخواد بره اتاق عمل براش نامه مینویسه و میگه زندگیشو دنیا گرایلی نجات داده وآیدی شما تو اون نامه هست و بلاگره نامه رو استوری کرده بود من ازسرکنجکاوی اومدم فالو کردم پیجو ولی توجهی نمیکردم تا رابطه م خراب شد و تو اوج بیماری و بی پولی بودم و اومدم به پیج سر زدم و فقط خواستم یه چیزی منو آروم کنه.الان خوشحال ترینم.خداروشکر

    ۱+
  3. Shokolad Shokolad گفت:

    دنیای عززززیزم،پیامبر من،نمیتونم حسم رو بهت بگم که چققققدر از وجودت،از آشنایی باهات خوشحالم،،باورت نمیشه من چقدر اتفاقی با پیجت آشنا شدم،،من همینطوری که داشتم استوریای اینستارو میدیدم دیدم که یه خانمی رفته بیمارستان و برای یکی از بلاگرهایی که اونجا بودن یه نامه گزاشته و توی اون نامه بهش ابراز محبت کرده و در نهایت گفته بود که من یه نجات یافته ام بدست دنیا و این آدرس پیجشه،،بزار توی پیجت تا بقیه فالوورهات هم پیداش کنن،،،من آدرس رو سرچ کردم چیجت رو پیدا کردم و فالووت کردم رفتم سراغ پادکست هات،،،در حال حاضر با وجود تمام دغدغه ها و مشکلاتی که دارم در کمااال آرامش (آرامشی که از شما و حرفات گرفتم) دارم یه برهه ی جدید رو میگذرونم
    من مطمئنم سال دیگه میام و همینجا بهت میگم که دنیــــــا،دنیامو ساختی
    تو دست بلــــند خدایی برای من روی زمین
    ایشالا که هرررررچی از خدا میخوایی هززززار برابر بهت بده
    زنده باشی❤

    ۰
  4. nazi nazi گفت:

    من از چند سال پیش با پیجتون اشنا بودم و یه چرخی تو پیجتون زدم و بعد انفالو کرد تا ده روز پیش یهو اومدین تو ذهنم فالوتون کردم و شروع کردم گوش کردن به حرفهاتون و یکسره در حال انجام دادن تمریناتم و خیلی خیلی حس و حالم خوبه و کائنات در کنارم هستن
    ممنون بابت این هدیه زیبا 😘😘

    ۰
  5. lkhat lkhat گفت:

    دنیا جان. سلام . من تقریبا ۲ ماه پیش با سایت آشنا شدم. زمانیکه واقعا نیاز داشتم. من به علت مشکل سرطانی روده در حال شیمی درمانی هستم. الان که به فایلهات گوش میدهم میبینم که واقعا تفکرات خود من باعث شده به این مشکل دچار بشم. ولی واقعا ممنون که یک آرامش روحی فوق العاده ای از شنیدن فایلهات و دیدن روی زیبا و بشاش تو به من دست داده که به هیچوجه نمیخواهم از دست بدهم. و الان مطمئنم که سلامتیم را بدست میارم. واقعا از کائنات متشکرم که تو را در مدارم قرار داده. و امیدوارم بعد از رسیدن به سلامتی کامل بتونم ترا از نزدیک ببینم. بهترین ها را در دنیا برایتدآرزو میکنم.

    ۰
  6. Saghariin Saghariin گفت:

    دنیای عزیزم،پارسال در سرگشته ترین حالت خودم در آشفته و بی هدف ترین روزهای خودم با تو آشنا شدم‌و زندگیم عوض شد،از تو بخاطررنگی که به زندگیم‌دادی بخاطر نوری که به لحظه هام‌پاشیدی بخاطر آرامشی که به ثانیهوهام دادی مممونم،ای راهگشای زندگی‌من

    ۱+
    • Arezoo Arezoo گفت:

      سلام دنیا جون و هم فرکانسهای موفق و آرام.😍خانواده همسرم اومدن خونمون دعوا راه انداختند و همسایمون متوجه شد و من هم گفتم مامانم همیشه میگفت تو نازک نارنجی و حساسی چطور میخواهی با فامیل شوهر کنار بیای حالا میگه دخترم خیلی بسازه خیلی کوتاه میای و… همسایه مون گفت شما جذب کردی من هم دنبال حرفش رو گرفتم یک از اشخاص موفق مثبت اندیش واسم معرفی کرد فایلها گرفتم وگوش کردم خیلی تغییر کردم شکر گزاری راندا برن رو خوندم دوست مامانم که از اوضاع زندگیم با خبر بود فهمید من عوض شدم شما رو به من معرفی کرد فایلهایتان رو ریخت تو گوشیم گوش کردم همسرم که حتی راضی نمیشد اینترنت بگیرم جهان دست به کار شد و اینترنت رایگان واسم فرستاد تو سایت ثبت نام کردم و فایلها رو گرفتم گوش کردم😜البته پانزده سال پیش همین فایلهایی صوتی که همسایمون معرفی کرد بمن ۱۵ سال پیش cdگوش میکردم همسرم اجازه نداد مسخره کرد من هم دنبالش رو نگرفتم اما حالا چند ماهیه که همه شرایط خود بخود جور شد و تا به دنیا جونم رسیدم البته خیلی از خدا میخواستم چون ۱۵ ساله که ازدواج کردم زندگیم پر از… بود اما شکر خدا حالا خیلی آرامش دارم و زندگیم پر از نشانه شده حالا هم دوست دارم جزو اولین ثبت نامیهای دوره جدید ورکشاپ باشم 😋ممنون دنیا جون که هستی 😍قبلاً ناراحت بودم که چرا همون ۱۵ سال پیش دنبالش رو نگرفتم ولی حالا چند ماهیه که دلیلش رو فهمیدم باز هم دنیا جون ممنونم ازت… 😍💝💕💐🙏

      ۰
  7. Maryam Maryam گفت:

    سلام به دنیای عزیزم و هم فرکانسیهای نازنین.من هم تیر ماه پارسال در حالی که همسرم برای کار به یک کشور دیگه رفته بود و من مانده بودم با دوتا پسر نازنینِ ۱۶ و ۸ ساله.که بینهایت بابایی هستن.خلاصه از نظر روحی در تضاد بودم که دوستم یکی از وویس های دنیا جان رو برای من فرستاد .گویی فرکانسهای من باعث شده بود که من اشنا بشم با دنیای عزیز.گوش کردم و نوشتم و تونستم بر خودم مسلط بشم و یک سال دوری از همسر رو به بهترین وجه تحمل کنم و طوری که دنیا جون همیشه میگن هر تضادی درسی به همراه داره برای من هم همین طور بود مستقل شدم تربیت بجه ها رو به خوبی به دست کرفتم برنامه ریزیِ زندگیم خیلی بهتر شد توقعم رو از دیگران کم کردم و مهمتر از همه صمیمیت خانواده ۴ نفره ما خیلی بیشتر شد.امیدوارم که زنان کشورم با این مباحث اشنا بشن و انقلابی جهت زندگی شاد و پربار به وجود بیارن

    ۲+
  8. بهاره بهاره گفت:

    از خرداد سال ۹۶ ، تنش در زندگی من به اوج خودش رسید ، قبل از این تاریخ هم که حال خوبی نداشتم ، ولی از اون تاریخ به بعد جهنم و دیدم ، جهنم واقعی ، سرشار از خشم ، سرخوردگی ، بی اعتمادی ، هراس …..
    ولی چیزی که خیلی حائز اهمیته اینه که من بی صبرانه دنبال راهنما بودم ،خیلی (چرا؟؟؟) تو ذهنم بود که جوابی براشون نداشتم ,یک روز اتفاقی تو تلگرام گوشیم متوجه شدم چند ماه قبل من عضو کانالی شدم به نام بمباران مثبت ذهن ، که هیچ وقت سراغش نرفته بودم ، یادمه در پیج خانم ویژه با لینکی که گذاشته بودن ، عضو کانال شده بودم این قسمت دقیقا حکایت کتابیه که شما به شیلا جان هدیه داده بودید ، و جالبیش اینه که پیج خانم ویژه رو اصلا فالو نمی‌کردم ، اتفاقی یه پست ازشون دیدم ، کپشن و خوندم و در آخر لینک کانال ……و عضو شدم و بعد هم فراموش کردم و تا ماهها سراغش نرفتم
    خلاصه اینکه اولین پست کانال و دانلود کردم ، فیلم بود تو طبیعت نشسته بودی …گوش دادم ، رفتم پست بعدی بعدی بعدی ، خلاصه اینکه فوق العاده برام جالب بود ، و دلنشین و واقعا گفتم تا حالا کجا بودی ؟؟؟؟چرا انقد دیر من سراغ این کانال اومدم ، بعد دیگه کل شبانه روز صدای شما تو گوشم بود
    به مرور تغییر کردم ، مشکلاتم و ریشه یابی کردم تو این مدت خیلی چیزا تغییر کرد ، ولی هنوز کار دارم
    امروز یک تمرین یوگا داشتم که پنجاه نعمت زندگیتون بنویسید ،
    سومین مورد شما بودی دنیا جون امیدوارم همیشه تن و جانت سلامت باشه ، واقعا ممنونم که هستی دوست نازنینم

    ۱+
  9. Faran Faran گفت:

    سلام سلام ،خیلی دیر فایل را شنیدم و برای همین دیر هم نوشتم ،،،باید بگم آشنایی من با دنیا برای خودم بسیار جالب بود ،براتون تعریف میکنم شاید برای حتی یه نفر جالب و راهگشا باشه ،اوایل زمستان ۹۶ یه دفعه مثل یه فنر تمام انرژیک را رها کردم و گفتم خدایا من دیگه قاطی کردم مثل یه محققی که تو ایجاد رابطه بین فرمول‌ها گیر افتاده من به یه گورو نیاز دارم باید یه نگاه ساده بیاد و اونو آنقدر ساده کنه تا به جواب برسم (البته نگاه من از بعد فیزیک و ریاضی بود اینم بگم 😉) و محکم گفتم من باید امسال زندگیم را تغییر بدم و گورو نیاز دارم .از همون هفته تو اینستاگرام مدام برای من یه پیشنهاد فالو میومد که من عکسشو می‌دیدم اوایل فکر میکردم به خارحیه عیچیش به ایرانیها نمی‌خورد ،،(منظورم مدل پروفایلش بود) و اصلا اهمیت نمی‌دادم رد میکردم یکی دوبار هم رفتم تو صفحه و نمی‌دونم چرا یهو کیپ تاون را می‌دیدم و به خودم میگفتم بفرما گفتم این خارحیه از این دختر کالجیهای اروپاییه تا میگی الا الله میدوند میرم آفریقا ،،،خلاصه من هنوز درگیر یافتن گورو بودم و همون وقت داشتم کتابهای خودانگیزشی را هم دوره میکردم که پدرم فوت شدن. و به مرگ طبیعی از دنیا رفت باورش آنقدر سخت و بهت زده شدم که ممکن بود که سه روز طولش دادیم تا مطمعن بشیم طبیعی فوت کرده که اون واسه خودش داستانی داره،خلاصه به خدا گفتم عزیزدلم من تغییر خواستم تو بهت زدم کردی من گورو خواستم تو رفیقم را بردی این تنها چیز بود که دلم خوش بود باهاش حس خوب زندگی و جنگیدن و دعوا و دوست داشتن را داشتم به نظرت خیلی زود نبردی یهویی اقلام یه الارمی می‌دادی یه علامتی که حالا آماده باشم ،خلاصه غم و سوگواری کنارم بود و من به دنبال گورو و همچنان تو ایتستا این دختره که عکس رنگی و بدون غم گذاشته بود هی میومد جلوم …… یه روز رفتم توپیجشو خوندم دیدم اسمش دنیاست ولی فامیلش نفهمیدم گفتم یا خدا این ایرانیه پس دیگه اصلا ولش کن فهمیدم میخواد چی بگه به درد من نمیخوره ،یعنی من خنگ آنقدر باورهای سیمان که چه عرض کنم باورهای بتن آرمه ای خراب داشتم که نمی‌کردم یه درخواست بفرستم برم ببینم بعد نظر بدم بازهم کورکورانه رفتم جلو و گفتم گورو می‌خوام 😔.یکی از دوستام پیج خانمی را دنبال میکرد گفت این هم پدرش فوت شده ولی ببین چقدر آرامش داره با بی میلی خوندمش و زیر کامنتش یه کانال نوشته بود .وارد کانال شدم ،از همون اولش یه خانمی که عینک زده بود آنقدر خوب و راحت حرفهایی زده که حس کردم این فرق داره می‌دونه و شکل ظاهری و رفتارش هم خیلی مچور و کامل هست و برام قابل احترام بود مدام تو کانال بودم ولی چراغ خاموش چون همش داشتم بررسی میکردم ،تا اینکه این خانم گفتند لایو اینستا دارند من هم شادو شنگول گفتم بزار ببینم چرا تا حالا حواسم نبود تو اینستا دنبالش کنم ،رفتم تو پیجش و قیافه ی من را تصور کنید وقتی که دیدم همون دختره شنگول و رنگی رنگیه است یاد تموم اون حرفهام افتادم و مثل قطار از جلو چشمام رژه میرفتن که هی میگفتم چرا زودتر باهاش آشنا نشدم نگو می‌خواسته من خیلی زودتر آشنا بشم ولی من نمی‌فهمیدم ،فقط یادمه گفتم ای خدا آبادت کنه دنیا با این عکس رنگی و خوشگلت ..،😍🙂🙂🙂 .
    میخواستم بگم من از همون اولش چیزهای خوبی دیدم ولی میگفتم اینها گزراست باید ببینم دوامش چطوره امروز میتونم محکم بگم در حالی به راحتی مطلب و نظر میدم که انقدر باورش برام قویه که وقتی بمباران تضاد میشم آرامم و مطمعنم که بهترینها در حال تدارک هستند به زودی میان و بیشتر مواقع آنقدر در زیبایی های هرچند کوچولو ولی فراوان اطرافم محو و حل میشم که این تضادهای فراوان و بسیار بزرگ را گاه حتی متوجه نمیشم و بعداً میفهمم و احساس درد خیلی بزرگ نیست ،برای مثال مادرم که بلافاصله شش ماه بعد از فوت پدرم بیمار شد و به سرعت به اتاق عمل رفت امروز دقیقا یکسال از درمانش میگزره و هنوز داره دوره ی درمانی را طی می‌کنه حالش خیلی بهتره و روحیه عالی پیدا کرده اگرچه خودش دنیا را دنبال نمیکنه ولی من مدام براش توضیح میدم مدام براش از باورهای درست میگم که همراستا با باورهای خودش هست و فقط مسیرش متفاوت بوده .امروز مادرم یک کنسر را شکست داد و با روحیه عالی رو به جلو می‌ره خودش رو پای خودش هست و مستقل زنی که خیلی کدبانوی خونه بود حالا به مرد خودش تبدیل شده و نمیترسه و قوی جلو میره و از خودم که هر روز سپاسگزار تر و شکرکزارتر هستم ،،،خداروشکر که باهات آشنا شدم ،،،

    ۴+
  10. Asal Asal گفت:

    سال ها پیش که پانزده شانزده سالم بود برای اولین بار با مبحث جذب و ساختن زندگی بهتر آشنا شدم ولی خوب مطالبش خیلی سطحی بود و تو این سالها کم و بیش با این داستان ها دست و پنجه نرم می کردم تا اینکه حدود دو سال و نیم پیش از طریق کانال تلگرام که خواهرم برام فرستاده بود باهات آشنا شدم دنیا جون درضمن یادمه اون روزا �ن من پر بود از اینکه چرا وقتی به آدم ها محبت میکنیم که خدماتی بهشون میلیون‌ها قدردان نیستند که بعدها فهمیدم این میتونه ریشه در کمبود باور لیاقت یا اعتماد به نفس داشته باشه خدا را شکر از اون موقع تا حالا سعی کردم روی این قضیه کار کنم و نه تنها روی این مسئله بلکه مسائل دیگر تونستم مدیریت کنم و باور جدید براش بسازم

    ۱+
  11. Razi Razi گفت:

    سلام دنیا جان
    حدود ۵ یا ۶ ماه پیش همکارم این سایت رو بهم معرفی کرد. اول اهمیت ندادم و رد شدم، حتی یه بار هم وارد سایت نشدم تا اینکه حدود ۲ ماه پیش به یه مشکل بزرگ برخوردم و از همون موقع عضو سایت شدم. از درون داغونم ولی بخاطر اطرافیانم باید حفظ ظاهر کنم. همیشه فایل های صوتی رو گوش میدم ولی پیشرفتم کمه. ولی اینو باید اضافه کنم که قانون جذب توی زندگی من همیشه نقش پر رنگی داشته و داره

    ۱+
  12. Shima Shima گفت:

    سلام به همه دوستان هم فرکانسم اکثر کامنت هارو خوندم خیلی جالب بود.راستش آذر ماه سال ۹۷ بود که من با دنیل جون از طریق ویژه جان و اینستگرام شوند آشنا شدم ….مدت زیادی بود ویژه جان رو فالو کرده بودم وپستهاشونو دنبال میکردم و محو اون ارامششون شده بودم همیشه با خودم میگفتم چطور یه آدم می‌تونه اینقدر از درون بیرون شاد اروم باشه چون خودم از خیلی مشکلات بدی اومده بودم و همیشه شبا با گریه که خدایا چرا اینقدر دایم هفت هشت ساله باید حال من بد باشه همیشه از خدا میخواستم خدایا دیگه بسه یه روی خوب یه حال خوب به من بده من دیگه خسته شدم حدود یک سالی خانم ویژه فالو میکردم یک روز صبح که خیلی غمگین بودم وارد کانالشون شدم و داشتم مطالب می‌خوندم که رسیدم به یکی از فایل های دنیای عزیزم باز کردم و گوش کردم یه انرژی حال خوب که نمیتونم توصیفش کنم پیدا کردم یه چراغی ته ته دلم روشن شد یه امیدی که خوب همه دنیا تموم نشده و یه امیدی ته دلم جوونه زد که باعث شده بود روزها با امید از خواب بلند میشدم رابطه ام با درون خودم بهتر شده بود همینطور با منبع مهمتر از اون ارتباطم با خودم بهتر شده و خودمو پذیرفتم و بخشیدم اینکه مسئولیت تمام زندگیم خودم هستم و این من هستم که خالقم میتونم هر جور که بخوام زندگیمو بسازم …خلاصه از اون سیمای غمگین افسرده نالان از همه چیز یه آدمی ساخته شده که خودشو مسئول می‌دونه از همه مهمتر همه چیز توی اون جمعه های هدفمند اتفاق افتاد اینکه من خودمو شناختم فهمیدم چی می‌خوام از سردرگمی در اومد از اون آدمی که دست به هر کاری میزدم که حالم خوب شده اما به ماه نکشیده نصفه نیمه رها میشد الان یه مسیر دارم یه دنیا دارم و با بند بند وجودم به این راه ایمان دارم می‌دونم که همین راه مسیر شادی خوشبختی ثروت چیزی جز این نیست هر چند که همه این مسایل که برای بار اول گوش میدادم انگار از قبل میدونستم و اون شیرینی لطافتشو حس میکردم که چقدر این مسائل آشنا هستن….من رشد کردم نسبت به یازده ماه پیش هنوز هم جا دارم راه دارم تا سر مقصد اصلی و می‌دونم که زمانش که برسه خود هدف اصلی هم سر کلش پیدا میشه….مرسی خدا جونم که دنیا جان سر راه من قرار دادی عاشقتم با اون طنز نمک های که داری من دلم قنج می‌ره خیلی دوست دارم از صمیم قلبم …..😙😍😍😍😍😬😬😬

    ۱+
  13. مائده مائده گفت:

    خوب برسیم به داستان آشنایی من و دنیای بی نظیرم
    اواخر اسفند سال ۹۶ بود، باید بگم سال نود و شش یکی از تنشزاترین سالهای زندگیم بود و شرایط فوق العاده سختی رو داشتم تمام میکردم، توی آذرماه همون سال دو سه هفته در جهنم زندگی کرده بودم و بعدش اوضاع یکم آرومتر شده بود اما هنوز حس هذاب وجدان، سرزنش بی نهایت خودم بابت مشکلاتی که ایجاد شده بود، و انواع حس های مختلف رو داشتم، جریان این بود که من فقط میخواستم اینترنتی خیاطی یاد بگیرم، اما راه رو اشتباه رفتم، خلاصه، حس عدم لیاقت و انواع احساسات سرزنشگر داشت منو از درون میخورد، قرص افسردگی مصرف میکردم و روز به روز زندگیم به سمت پایین دره هول داده میشد، یکروز که توی اینستا بی حوصله داشتم میگشتم یک پیج تیکه دوزی دیدم که الان اصلا اسمشم یادم نیست، اون خانوم خوشگل پیشبندهای محشری دوخته بود عاشق پیشبندها شدم رفتم توی پیجش و همین طوری داشتم پستهاشو نگاه میکردم دیدم یک پیشبند گوگولی برای خانوم ویژه مصطفوی دوخته و نکته جالبش برای من این بود که اون خانم لوگوی خودش رو پایین عکس حک کرده بود رفتم توی پیج ویژه و همون لحظه پست آخرش از دنیای عزیزم بابت اینکه بهش آموخته بود با مرگ پدرش کنار بیاد تشکر کرده بود من قرص افسردگی را به خاطر فوت مادربزرگ عزیزم میخوردم با اینکه چهار شال از فوتش میگذشت اما حال خرابی داشتم، خلاصه رفتم و برای دنیا درخواست فالو دادم، از طرفی هم به ویژه پیام دادم که تلگرام نداره این خانوم منتور؟ و ویژه هم لطف کرد و اسم کانال دنیا رو گفت و من عضو شدم و دقیقا یادمه که تلگرام دنیای عزیزم اون روز ۱۱۰ نفر عضو داشت و وقتی من عضو شدم عدد شد ۱۱۱ و من کلی با رند بودن عدد کیف کردم، 😂 خلاصش کنم اومدم و وارد دنیای بی انتهای قوانین شدم و از ابتدا شروع کردم به گوش دادن به همه فایل ها و هر فایل رو شاید تا شش هفت بار درجا پخش میکردم و نت بر میداشتم و الان باید بگم تا نوک قله چیزی نمونده دنیا، دارم بهش نزدیک و نزدیک تر میشم و ازت ممنونم ❤️

    ۷+
  14. سلام دنیای قشنگم
    من پارسال وقتی خیلی یهویی با ی بهونه خیلی ساده از ی رابطه عمیق اومدم بیرون حالم وحشتناک بد بود
    دقیقا روز تولدم بود کل روز و فرداش رو گریه میکردم و دوستای صمیمیم دلداریم میدادن
    عصرش یهو ی دوست قدیمی ک حداقل ۱ سال بود هیچ خبری ازش نداشتم ی چیزی تو اینستاگرام واسم فرستاد اصلا نمیدونم چرا و ب چ دلیل گفتم میشه شماره ت رو بدی میخوام باهات حرف بزنم
    تو واتساپ همه چیز رو بهش گفتم اونم پیج اینستاگرام شما رو بهم معرفی کرد
    یعنی تو ی کامنتی تگم کرد بعد ۲ روز بهم گفت اون کامنت رو دیدی گفتم نه
    ک اسکرین شات ازش فرستاد ک شما ریپلای کرده بودی پیج من بسته ست خواهر اون نمیتونه ببینه.
    اون روز فالوت کردم و بعد آروم آروم انگار همه چی عوض شد
    من یهو از اوج غم و خلا و پوچی در عرض یک هفته پریدم وسط دریای امید
    مرسی که هستی❤❤

    ۲+
  15. غزل غزل گفت:

    سلام به همه دوستان و دنیای عزیزم
    من از هفده هجده سالگی تو درون یه حسی داشتم که احساس میکردم تصوراتم باید یه روزی واقعی بشن و چیزی در دنیا وجود داره که احساسم حسش میکنه کتابای مختلف میخوندم و همیشه دنبال ترمیم خودم بودم ولی همیشه در حدآگاهی هیچ وقت عمیق نمیشدم فقط نوافص رو تو وجودم پیدا میکردم
    تا اینکه یه کلاسی میرفتم بنام Ta همکلاسیم یه بار کانال دنیا رو بهم معرفی کرد گفت خیلی انرژیش خوبه
    منم دقیق یادم نیس ولی یادمه احساسم نسبت به کانالای تلگرامی خوب نبود و فکر میکردم بازیه بیشتر و دنبالش رو نگرفتم فک کنم حتی کانال رو چک هم نکردم
    کلاسمون تموم شد و من از یه رابطه که واسم خیلی مهم بود بیرون اومده بودم و از درون احساس خلا زیادی داشتم
    پیش مشاور هم اگر میرفتم هر کس تا دو سه جلسه جذبم میکرد هر کلاس و هر کتابی یه دوره ی کوتاه اثر داشت و نمی تونست بهم کمک کنه
    صحنش کاملاااااا یادمه توی حموم بودم یه روز تو اوج حال بد و سردرگمی کمک خواستم از خدا جملم دقیقا این بود
    گفتم میشه یه راهنما یه کسی داشته باشم که خیلی قبولش داشته باشم یه مشاور یه راهنمایی که بتونه کمکم کنه بتونم همون راه رو برم فقط همش دنبال پیدا کردن یه مشاور خوب بودم که بتونم روش حساب کنم دو مرتبه همکلاسیم رو دیدم حالم رو دید بهم گفت اون کاناله رو دنبال نکردی گفتم نه دوباره واسم بفرستش
    رفتم خونه اونموقع فک کنم کانال ده دوازده تا ویس داشت یکی رو باز کردم خیلی برام مسکن خوبی بود گوش کردم بعد هر روز و هر روز هر تایمی که پیدا میکردم با یه اشتیاق و هیجانی میرفتم تا دوباره ویس گوش بدم و اینقدر راهش برام مطمئن بود منی که همیشه تو هر راهی میرفتم نصفه ول میکردم و از این شاخه رو اون شاخه بودم الان یک سال و نیمه که این راه رو با دل و جون قبول دارم شاید هنوزم کندم هنوزم نرسیدم به نتیجم ولی ته وجودم میدونم راهی که میرم درست ترین مسیره

    ۳+
  16. غزل غزل گفت:

    سلام به همه دوستان و دنیای عزیزم
    من از هفده هجده سالگی تو درون یه حسی داشتم که احساس میکردم تصوراتم باید یه روزی واقعی بشن و چیزی در دنیا وجود داره که احساسم حسش میکنه کتابای مختلف میخوندم و همیشه دنبال ترمیم خودم بودم ولی همیشه در حدآگاهی هیچ وقت عمیق نمیشدم فقط نوافص رو تو وجودم پیدا میکردم
    تا اینکه یه کلاسی میرفتم بنام Ta همکلاسیم یه بار کانال دنیا رو بهم معرفی کرد گفت خیلی انرژیش خوبه
    منم دقیق یادم میس ولی یادمه احساسم نسبت به کانالای تلگرامی خوب نبود و فکر میکردم بازیه بیشتر
    کلاسمون تموم شد و من از یه رابطه که واسم خیلی مهم بود بیرون اومده بودم و از درون احساس خلا زیادی داشتم
    پیش مشاور هم اگر میرفتم هر کس تا دو سه جلسه جذبم میکرد و نمی تونست بهم کمک کنه صحنش کاملاااااا یادمه توی حموم بودم یه روز تو اوج حال بد و سردرگمی کمک خواستم از خدا
    گفتم میشه یه راهنما یه کسی داشته باشم که خیلی قبولش داشته باشم یه مشاور یه راهنمایی که بتونه کمک کنه همش دنبال پیدا کردن یه مشاور خوب بودم که بتونم روش حساب کنم دو مرتبه همکلاسیم رو دیدم حالم رو دید بهم گفت اون کاناله رو دنبال نکردی گفتم نه دوباره واسم بفرستش
    رفتم خونه اونموقع فک کنم کانال ده دوازده تا ویس داشت یکی رو باز کردم خیلی برام مسکن خوبی بود گوش کردم بعد هر روز و هر روز هر تایمی که پیدا میکردم با یه اشتیاق و هیجانی میرفتم تا دوباره ویس گوش بدم و اینقدر راهش برام مطمئن بود منی که همیشه تو هر راهی میرفتم نصفه ول میکردم و از این شاخه رو اون شاخه بودم الان یک و نیمه که این راه رو به دل و جون قبول دارم شاید هنوزم کندم هنوزم نرسیدمبه نتیجم ولی ته وجودم میدونم راهی که میرم درست ترین مسیره

    ۳+
  17. Sami Sami گفت:

    سلام دنیای مهربونم من پارسال تو اوج نا امیدی و حال بد و بی کاری و بی پولی هرچی که بگم باهات آشنا شدم، اینقدر باورهامو تضعیف کرده بودن و اینقدر حالم بد بود که نمیتونم توصیفش کنم بعده ماه صفر بود که از نا امیدی رفتم دم ۷ تا مسجدو زدم و از خدا خواستم کمکم کنه! یه شب دوستم فایل داستان یک تضاد رو برام فرستاد حتی با دقت گوش هم نکردم ولی اتفاقایی که برام افتاده بودو داشتی تعریف میکردی بعد که پرسیدم این خانمه کیه بهم معرفیت کرد هر روز شروع کردم به وویساتو گوش دادن هر کدومو چندین بار و الان نمیتونم توصیف کنم که چقدر زندگیم عوض شده بعدش وورکشاپ خریدم هی بهتر شد و اینکه هنوز ضعف دارم ولی همه چیز الان عالیه و هرروز هنوزم توراه که میرم سر کار فقط دارم وویساتو گوش میدم. اتفاقا” میخواستم برات پیام بفرستم ازت تشکر کنم که این وویسو دادیو گفتی بگیم از کجا شناختیمت! دنیای عزیزم من خیلی مدیون بودنت هستم و اینکه با کلام شیرینت قوانینو یادمون دادی و الان که فکر میکنم میبینم من از خدا خواستم راه سعادتو نشونم بده و تورو گذاشت سر راهم برات سلامت و سعادت همیشگی میخوام و اینکه همیشه بمونی برامون الان نه تنها کارو پول و روابط خوب دارم بلکه هر روزم بهتر میشه بدون اینکه جایی رزومه بفرستم خودشون با من تماس میگیرن میگن بیا مصاحبه هر حقوقیم میخوام میگن باشه! از یه راه هایی پول برام‌میاد که اصلا” نمیدونم چطور جور میشه خلاصه خواستم همینجا ازت تشکر کنم و بگم بهترین منتور دنیا خودتی❤️🙏🏻

    ۴+
  18. امید امید گفت:

    نه دوست دارم ویس بعدی راگوش کنم یعنی همه ویسهابه ترتیب برام بیادتوسایت هم زیادبلدنیستم چه کارکنم خیلی مشتاق گوش کردن ویسهای بعدی هستم نمی دونم چطوربیارمش

    ۲+
  19. رئوفه رئوفه گفت:

    سلام دنیا جون.من پارسال تابستون از طریق نازی جون که تو بندرعباس هستند و کارهای فوق العاده هنری انجام میدن باهاتون آشنا شدم.وقتی اون شماره دوزی فنجون قهوه رو گفتن رفته افریقای جنوبی کنجکاو شدم که برای کی رفته.بعد هم داستان خودشونو خوندم و توی دایرکت حرف زدیم و شما رو معرفی کردن و از موقع تاحالا انقدر آهسته آهسته دارم باهاتون میام و ایرادا و ضعفای خودمو میبینم و کلی حالم بهتره.جسارت تغییر شغلمو داشتم جسارت تصمیمات جدید و…. واقعا خوشحالم که منبع انرژی تو رو در مسیر زندگیم قرار داد.دوستت دارم❤.رئوفه هستم ساکن تهران😘😍

    ۴+
  20. roya roya گفت:

    چی شد که با شما شنا شدم؟؟
    وقتی از یه رابطه ۴ساله با کلی خوبی و خوشی به ظاهر تصمیم گرفتم بیام بیرون، نمیدونستم چرا دارم این کار رو میکنم چون پارتنرم از همه لحظ عالی به نظر میرسید هر کس یکه در جریان رابطه ما بود به رابطمون غبطه میخورد و میگفت رویا خوش بحالت که همچین شخصی داری. ولی ۶ماه آخر رابطم یه چیزی درست نبود نمیدونستم چیه نمیدونستم علتش چیه ولی خوب نبودم وقتی باهم برون میرفتیم صرفا و به ظاهر خوشحال بودم و وقتی برمیگشتم خونه حالم خوب نبود. نه توجه اون به من کم شده بود نه احساسش. یه چیزی تو من درست نبود وو من نمیفهمیدمش. تا اینکه تصمیم گرفتم دلمو بزنم به دریا و بهش بگم که دیگه من مثل سابق خوشحال نیستم و نمیخام این رابطه رو ادامه بدم چون یه چیزی از درون داره منو میخوره و حالم خوب نیست، حتی هر اس ام اس که به تو میدم حالم خوب نیست، آخر گفتم و دنیام بعد دو هفته زیر و رو شد. با کسی که فکرمیکردم چندین ساله میشناسم شخص خوبیه تبدیل به هیولای زندگیم شد. از مزاحمت های کوچیک تا تهدیدهای بزرگ شروع شد. اتفاق های بد پشت هم به مدت ۱٫۵سال برام افتاد ولی هیچ وقت توی این راه از هدف های جدیدی که برای خودم ساخته بودم خسته نشدم و هر بار اون محکمتر به من ضربه میزد من مصمم تر میشدم برای هدف جدیدم. توی اوج این کشمکش های درونی بودم و با اینکه از درون ضربه ی شدیدی خورده بودم و داشتم راهمو ادامه میدادم با دوستی آشنا شدم که منو به کافی شاپ دعوت کرد. هفته اول اسفند پارسال. بعد مدتها داشتم یه ساعت واقعا از ته دل بدون ترس قضاوت شدنی و نگاهی میخندیدم. اتفاقمو به صورت خیلی سربسته و مختصر فهمید. اون موقع تمام تلاششو میکرد که یه چیزی رو بهم بفهمونه اونم اینکه خودت بدون دلیل شاد باش. بازم خیلی مقاومت میکردم. دیگه حرفی نزد و منم خوشحال و سرمست جوریکه خودم نمیدونمم چمه رفتم خونه. شب برام ۶تا وویس از کانال شما رو برام بدون هیچی توضیحی فرستاد.
    تا فردا صبح هیچ کدوم رو باز نکردم. صبح تنها بودم و داشتم کمد مرتب میکردم که گفتم خوب بذار اون وویسها پلی بشن. پلی شدن و تمااااااام…
    جوری شد تا اتمام تمیز کردن کمدم هرکدوم رو بالای ۳بار گوش داده بودم و هربار گوش میدادم بیشتر میخندیدم. انگار بیدار شده بودم بعد از اون با یه سرچ تو اینترنت سایت رو پیدا کردم و دونه دونه نشستم فایلهای رایگان رو گوش دادن. الان به جایی رسیدم که صبح قبل از هرکاری باید اول صدای شما تو گوشم بپیچه و هدف و روزمو با تکرار صدای شما برای خودم تکرار کنم.

    ۹+
  21. سمانه سمانه گفت:

    سلام به دنیای قشنگم .
    همه چی درست در زمانی که باید اتفاق میفته.من همیشه درخواست میکردم که خدایا یه راهنما سر راهم قرار بده .کتاب میخوندم وفیلم رازم دیده بودم ولی یه چیزی کم بود .تا اینکه خیلی اتفاقی وعجیب از طریق پوپک جان با دنیا جون آشنا شدم.اخ که وقتی صداشو شنیدم یه چیزی از ته وجودم گفت خودشه پیداش کردی.من گذشته ی خیلی سختی داشتم.وقتی با قوانین آشنا شدم با خودم به صلح وآشتی رسیدم وفهمیدم که خالقه زندگیمم ومسئولیت هر چیزی که تو زندگیم گذشته رو قبول کردم.پله پله دارم پیش میرم حالم خیلی خوبه .وهرروز شکرگزاری میکنم بابت آشنا شدن با دنیا و آگاهی از قوانین جهان.ممنونم ازت دنیا جانم.بی شک عزیزدلمی😍😘

    ۵+
  22. Mahboube Mahboube گفت:

    سلام دنیای عزیز و پرانرژی
    اولین باری که من درباره ی قوانین شنیدم زمانی بود که تازه وارد هنرستان شدم و اونجا با دوستی آشنا شدم که اون نظرش در مورد جهان هستی رو به من و دوستام گفت دقیقا منم عکس العمل شیلای عزیز و داشتم گفتم این چرت و پرتا چیه میگه این همه ادم میگن جهان اینجوری درست شده این چی میگه این قضیه همونجا تموم شد و ما دیگه راجبش صحبت نکردیم تا گذشت و برای دومین بار خرداد ۹۵ وقتی ۲۵ سالم بود و کلی مستاصل و داغون بودم زمانی که از محل کار برمیگشتم یه تبلیغی توی اتوبوس دیدیم که نوشته بود کلاس رایگان موفقیت.
    با دوستم تصمیم گرفتیم که عصر بریم ببینیم چطوره اونجا بودش که تغییر زندگی من استارت خورد تغییر دیدگاهم به زندگی و جهان هستی من همیشه میگم اونجا بودش که به خودشناسی رسیدم و پشتش شروع اتفاقای خوب زندگیم توی همه زمینه ها
    توی سمینار دوستای خوبی پیدا کردم که باهم قرار گذاشتیم یه گروه درست کنیم تا تغییرات مثبت زندگیمون رو برای هم تعریف کنیم تا هممون انگیزه مون بیشتر شه یه روزی توی همون گروه یکی از دوستام گفت که دنیا یکی از دوستای قدیمیش یه گروه تلگرام درست کرده و توی گروه میخواد راجع به قوانین آموزش بده فقط باید برای شروع چند تا از هدفاتون رو رو کاغذ بنویسید و برای دنیا بفرستین و همون شب من عضو گروهت شدم و از همون روز اول گام به گام باهات جلو میرم و کلی نتایج خوب گرفتم و آرامشم چند برابر شده ممنونم ازت دنیای قشنگ که انرژی مثبت جهان رو چند برابر کردی.

    ۹+
  23. پرستو پرستو گفت:

    سلام خوش انرژیهای عزیزم
    تا جایی که یادم میاد قبل از دقیقا یکسال پیش که با دنیا آشنا شدم، تمام دعاهام و آرزوهام شامل این میشد که “خدایــــا خودت رو بهم بشناسون” زندگیم راه کج و غلط زیاد داشت، به درهای زیادی هم زدم از معنوی و نذر و نیاز تا مشاوره و …
    دیگه فقط میخواستم بدونم چی اشتباهه که منی که انقدر سعی میکنم انسان خوبی باشم هی داره برام بد میاد!؟!
    تا زد و پارسال از طریق یه ویدئو دنیا که دعوتمون میکرد به کارخانه ی رویا سازی یا یه همچین چیزی با دنیا و کانالش آشنا شدم،
    با خودم گفتم سنگ مفت گنجشک هم مفت دیگه
    اما تا وارد کانال شدم متوجه شدم روزهای آخر تخفیفات وورکشاپ هست و با دیدن چندتا پیام از تغییرات دیگران سریع دست بکار شدم و وورکشاپ خدا رو برای روز تولدم به خودم هدیه دادم
    من با جذب آشنا بودم از طریق راز و شکرگزاری، اما این حرفها برام کمی جدید بود ولی با تمام ذهن مذهبی ای که باهاش بزرگ شده بودم چیزی در عمق وجودم من رو تشویق میکرد تا بپذیرم
    من سریع بعد از اون وورکشاپ خلق رویا رو گرفتم و پایبندانه تمرینها رو انجام دادم
    حتی یادم نمیاد در تمام طول سالها تحصیلم انقدر خوب و مرتب تمرین انجام بدم
    درکل دنیا گلستان شده و وقتی فلش بکهای خیلی قدیمی به ذهنم خطور میکنه احساس میکنم درون مایه ی دونستن این قوانین رو داشتم و خوشحالم الان بعد از یکسال پیشرفتم عالی و جذابه
    من حالم خوبه و این مهمترین فاکتوره
    من با حالم خوبم رو به پیشرفتم از همه نظر
    خداروشکر میکنم و از دنیای مهربونم سپاسگزارم💜

    ۶+
  24. سمیه سمیه گفت:

    سلام به دنیای عزیزم و همه دوستان گلم
    مهر ماه سال قبل بود که من یک آدم مستاصل به تمام معنا بودم که توسط یک برنامه تلویزیونی با کتاب شریعت عشق آشنا شدم کتاب خیلی جذبم کرد در مورد ۴۰ قانونی بود که شمس به مولانا میگه و اینم بگم که در عمق وجودم همیشه دوست داشتم قانون جذب رو بیشتر بدونم و یک استاد تمام عیار و یک منبع آموزشی کامل داشته باشم و یادشون بگیرم وقتی کتاب شریعت عشق رو می خوندم با خودم می گفتم ای کاش منم مثل مولانا و بقیه آدم ها استاد به این بزرگی مثل شمس داشتم که قوانین جهان هستی و واقعیت ها رو به من یاد میداد در همین اثناء تو یک گروه تلگرامی یکی از بچه ها کانال دنیا رو به من معرفی کرد و من با یک شوق و شور و شعف زیادی بهش وصل شدم و تا امروز همچنان متصل ام به این منبع . . شاید هنوز به خاطر فرکانس ها و مدارهام هنوز به اون چیزی که مد نظرم هست نرسیده باشم اما این مسیر تنها مسیر درسته یعنی این است و جز این نیست یعنی اصل خارپشتی . . همه چیز بستگی به خودمون داره اینو میدونم و اگر تا حالا نشده فقط و فقط دلیلش خودمم

    ۷+
  25. leilagandom leilagandom گفت:

    سلام دنیای مهربانم
    داستان آشنایی من و تو برمیگرده به چند ماه پیش حدودا ۴ماه پیش با یکی از دوستان قدیمیم که به تازگی در یک شرکت تبلیغاتی فعالیت داست،در رابطه با رشد در کسب و کارم شروع کردم به صحبت با اینکه از نظر شغلی در جایگاه خوبی بودم اما منو راضی نمیکرد،دنبال یه درآمد بالاتر و یه سبک زندگی بهتر بودم،خواسته های بیشتری داشتم و مدام از خودم و دیگران میپرسیدم که چه جوری میتونم به نیازهام پاسخ بدم مدام چرا؟و چه جوری ؟تو ی سرم و افکارم شب و روز دور میزد …این دوست خوب و قدیمی شروع کرد به تمرکز بر روی نیازهای من و بعد از چند روز تلفنی صحبت کردن به من یه حرفی زد که اون لحظه دقیقا فکر کردم اون حرفش زیاد ارتباطی با پاسخ به نیازهای من نداره …اما با این حال شروع کردم به تست کردن و پیگیری کردن.همون لحظه بدون اینکه وارد سایت بشم از طریق همین دوستم هزینه ی یک فایل صوتی رو پرداخت کردم و فایل در اختیارم قرار گرفت ….و از اون به بعد تمام کارم شده گوش دادن فایل و تمرین روزانه روی خودم و شروع اتفاقهای خیلی بزرگ و قشنگ در زندگیم…این مسیر پر از عشق و رضایته …پر از حال خوب …من از دنیا ممنونم که دست خدا بر روی زمین شده برای من ..نور الهی …دنیای بینظیر …امیدوارم من هم بتونم وظیفه خودم رو نسبت به این دنیا ادا کنم🙏🏻🙏🏻از دوست مهربان و دوست داشتنیم صاحبه و از دنیای مهربونم بینهایت سپاسگذارم..دوستتون دارم❤️❤️💕

    ۷+
  26. مینا مینا گفت:

    سلام به دنیاااااای قشنگم و دوستان نازنین
    من هم دست روزگار از صفحات اینستاگرام سه نفر ازانسانهای خوب که دنبالشون کردم به دنیا جون رسیدم.اونموقع خودم که به سختی الان یادم میاد پرازنامیدی پرازخشم.پرازاحساس تنهایی.شرایط مالی بد وبهم ریخته.شرایط کاری همسر و بالا رفتن ارز و پسر دانشجو داشتن توی غربت بااتفاقهای عجیب و غریب که پذیرفتنشون برام خیلی سخت بودبادنیاجون آشنا شدم.اما یک روز خواستم که تغییر کنم ازخداخواستم راه رو بهم نشون بده چون واقعا درمونده شده بودم وازداخل پوسیده.هیچ چیزازنظرم سرجایش نبود.تااینکه پاییز سال گذشته که الان برام خیلی دوره.روی اینستا دنیااااای قشنگم لایو قانون فرکانس رو داشتند ازاون موقع جرقه ها زده شدو همون شب با فایل رایگان اعتماد به نفس تا صبح اشک ریختم وتمامی کسانیکه فکرمیکردم جلوی خودم گذاشتم وگذشتم.ازتمام اون کمبودها ونبودنها بافایلها حالم بهترمیشد تا اینکه بافایل صوتی آقایی که توی کانال گذاشته بود دنیاجون و توی ماه محرم بود که ازخدای جدید حرف میزد تصمیم گرفتم با دنیا جون مشاوره بگیرم.من واقعاااااا با وجودم احساسش کردم اولین روز مشاوره رو که وقتی انجام دادم دیدم که چه اتفاقی داره توی زندگیم میافته.اون غصه ها وشب بیداریها وتوی سرخودم زدنها تموم شد.من الان با گوش دادن به وویسها وانجام دادن تمرینها زنده هستم وهرروز بهتر وبیشتر برکت به زندگیم میاد‌.آرامش رو در هرسه نفرمون میبینم وقتی من آروم شدم وسپاسگزاری رو ازهمون داشته هایم کردم،انگار سختی توی زندگی وجود نداره وسه نفرمون داریم بهم امیدمیدیم که همه چیزعالیه واتفاقهای خوب درراهند.واین باوجود دنیااااااااجون امکان پذیر نبود.دنیاااای عزیزم سیاهی زندگی مرا کنار زد تا من بهتر ببینم وسلولهایم به لرزش میوفتن که دنیاااااای قشنگم دست پرمهر خدابرای من روی زمین شد.دراین هشت ماه حقوقهای همسرم هرماه داده شد.من درکارم موفق تر ودرآمدم بهترشد.پسرم هزینه هاش توسط خواهرزاده ام که دست خداست برای من داده شد‌.وهمه ی اینها بدون دنیاااااا جون امکان نداشت تاهستم سپاسگزار وجود نازنینش خواهم بود.
    دست روزگار اینجوری مارابهم رسوند.بهترین منتور موفقیت من شمایید که باعشق وجودت هرثانیه رو شکرگزارم.
    دوستت دارم مهربووووووونترین🙏🙏🙏❤❤❤

    ۴+
  27. مریم مریم گفت:

    سلام به دنیای عزیز و به همه دوستان
    من چندماهی هست که با پیج شما بوسیله یکی لز دوستانم آشنا شدم من و دوستم خیلی از لحاظ روحی و ذهنی بهم نزدیک هستیم ولی مدتها بود از هم دور بودیم و من میدیدم که چقدر دوستم آرامش داره ما هر دو باهم رو قانون جذب کلر میکردیم و اون حس و حالو ندلشتیم ،آرامش تنها چیزی بود که میخواستم دوستم میگفت منفی نباش سعی کن باورهاتو عوض کنی گفتم جطوری گفت یه ادرس پیج میفرستم برو عضو شو ،خب شرایط روحی من بد بود چون اوضاع کاربم بهم ریخته بود ،وقتی وارد پیج شدم و دونه به دونه ویسهارو گوش دادم و تمیرنهارو انجام دادم و معجزه هارو دیدم ،دیدگاهم تغییر کرد باورهام عوض شد با اینکه چند ماهه با شما آشنا شدم ولی خیلی تغییر کردم و هر روز شاهد رویدادهای زیبای زندگیم هستم
    خیلی ازتون ممنونم
    شما راه رسالتتونو پیدا کردید و به نحو احسن انجانش دادید درود بر شما 🌹🌹🌹🌹

    ۴+
  28. زرا زرا گفت:

    سلام دنیای عزیز و همه دوستان
    خیلی وقتا تو خلوتم از خدا میپرسیدم خدایا واسه چی مارو آفریدی؟ من واسه چی تو این جهان هستم ؟ چرا اینقد بی عدالتی تو جهان هست؟ اصلا مگه من خواستم بیام این جهان؟ چه عدالتیه آخه که بیایم اینجا و هیچ کنترلی رو هیچی هم نداشته باشیم ؟؟و هیچ وقت قبول نمیکردم که سرنوشت ما از پیش نوشته شده، میگفتم آخه این که خیلی نامردیه!!! واسه چی این همه تفاوت تو جهان هست و و و و و از این دست سوالا از خدای خودم!!و چه عالی جوابمو داد و هدایتم کرد😢عاشقشم یعنی😇و سپاسگزارتم که دست خدا شدی برای هدایتم به این مسیر💐
    من دقیقا ۵مهر سال ۹۷ از طریق یه کانال روانشناسی که فقط یکی دو روز عضوش شدم و بعدش خارج شدم و تو همین فاصله یه فایل تصویری از شما که تو بالکن خونتون توی کیپ تاون گرفته بودین تو اون کانال روانشناسی گذاشته شد که گفتین میتونین بهمون یاد بدین که چطوری رویاهامونو خلق کنیم و من اونجا شمارو پیدا کردم و از همون روز هرروز و هر لحظه به مدت یکی دوماه بصورت دایمی داشتم فایلای رایگانتون رو تو تلگرام گوش میکردم، یعنی اینقدر آماده پذیرش بودم که بدون مقاومت و با لذت فقط گوش میکردم فایلارو، از صبح تا شب، چون تازه با یه تضاد بزرگ روبرو شده بودم و میخواستم هرجور شده حلش کنم و یجورایی حقمو بگیرم !! چون با گوش کردن فایلا متوجه شدم که خودم به دیگران اجازه دادم باعث آزارم بشن، پس با جون و دل گوش میکردم فایلارو، و نشونه ها داشت پیدا میشد هرچند بصورت سینوسی! یعنی یه نشونه خوب و بعدش یه خبر بد در مورد همون موضوع ولی نهایتا همه این بالا پایینا منجر به گرفتن چیزی شد که فکر میکردم حق منه و خودم با افکارم با باورام با نگرانیام قدرت رو داده بودم دست بقیه که بتونن بهم زور بگن و حقمو بهم ندن و عاجزانه از خدا میپرسیدم آخه چرا؟ ما که بدی نکردیم به کسی ، ما که حقی از کسی ضایع نکردیم و…….!!! و خلاصه که تونستیم یه تضاد که داشت مسیر کج و معوجی میرفت رو به مسیر درست هدایت کنیم ، بعداز اون همسرمم مشتاق شد و فایلا رو ازم خواست و ما روز به روز پیشرفت میکردیم، حال درونیم خیلی عالی شده بود، ناامیدی و عجله و این چیزا میومد سراغم ولی دست نکشیدم و همچنان دارم با قدرت ادامه میدم، اصل زندگیم شده قوانین و به هیچ وجه دست ازش نمیکشم💪💪💪و خیلی بیشتر از اینا میخوام از منبع انرژی و سپاسگزارشم بابت همه نعمتاش که بهمون داده بود والان خیلی بیشتر شده و مهمتر از هرچیزی آرامشی هست که میتونم با حضور همیشگی خدا در کنارم درون خودم ایجاد کنم
    خدایاااا عاااشقتم😇 مرسی دنیا جان

    ۴+
  29. کاترین کاترین گفت:

    سلام دنیا جوونم چراغ راه من😍
    من حدودا یک سال و دو سه ماهه که با دنیا جون آشنا شدم تو اون روزای قبل آشنایی از همه نظر از نظر روابط با همسرم، با خانواده همسرم از نظر مالی از نظر اعتماد بنفس و عزت نفس خودم رو تو بدبختی تمام غرق شده میدیدم و شبا کارم گریه و زاری و زجه زدن بود و تعجبم از خدا که چجوری جواب بندشو نمیده و یه مدت همش برام سوال بود که واقعا این بدبختیا کی میخواد تموم بشه چون خودمو احساساتمو وابسته به همه چیز میدیدم به رفتارای همسرم و بی پولی و خلااصه تو اون روزا دخترعمم که تو کانال دنیا بود چندباری ویسا و متنای کانال و برام میفرستاد بهم نمیگفت برو عضو شو فقط میفرستاد تا شااید جذب بشم و برم عضو بشم ولی من چندبار اول اصلا توجه نمیکردم و حتی پیاماشم پاک میکردم😂(اعصاب نداشتم)
    بعد یه مدت که دوباره برام متن و ویس فرستاد و منم کمی ارومتر بودم گفتم برم سر بزنم چون خودمم دوست داشتم و قبلا مستند راز رو دیده بودم و وقتی حرفای دنیارو شنیدم ازین رو به اون رو شدم، من فقط خودمو تغییر دادم و بعدش دیدم که همه چی تغییر کرد منی که فکر میکردم حتی نوع لباس پوشیدنمم باید به سلیقه دیگران باشه به سلیقه خانواده شوهرم باشه، که براحتی فهمیدم فقط خودمم که سلیقش مهمه و اونقدررر خودمو دوست داشتم و بخودم احترام گذاشتم با اینکه اصلا هیچیم شبیه خانواده شوهرم نیست و باهاشون فرق میکنم ولی عزیزمو دوست داشتنی چون یاد گرفتم خودمو دوست داشته باشم، بخاطر قرضی که به برادرشوهرم داشتیم اونقدر عزت نفسم پایین بود که رفتارای برادرشوهرم عذاب من بود و از بالا بما نگاه میکرد ولی بعد تغییرات من ما هنوزم بهش بدهکاریم ولی رفتاراش جوری شد که فقط احترام ازش میبینم من از نظر روابط ۳۶۰ درجه تغییر کردم، از نظر سلامتی منی که هرمااه مریض بودم و یه هفته میفتادم گوشه خونه الان پیشرفتم فوووق العاده بوده فووق العاده و هنوزم تمرین انجام میدم برا سلامتی کامل😊
    بخاطر همه تغییراتم تو روابط، مسائل مالی، سلامتی، عزت نفس، شاد بودن برای همه حال خوبی که دارم با وجود تضادایی که پیش میاد از دنیا ممنوونم که راه درست و بمن نشون داد و من باورش دارم♥️♥️♥️
    همیشه سپاسگزار خداوندم و سپاسگزار دنیای عزیزم🍃❤

    ۴+
  30. Mahboobeh Mahboobeh گفت:

    سلام به دنیا و دوستان عزیزم من یک روز توى اینستا یکى از عکس هاى خوشگل خونه ات رو دیدم که خیلى شاد و رنگ رنگى در نهایت سادگى خاصى داشت از اونجا وارد کانال شدم حدود یکسال واندى پیش و بعد وارد سایت شدم و به قول خودت سوراخ دعا رو پیدا کردم 😊

    ۴+
  31. sahar sahar گفت:

    سلام دنیای عزیزم.من دقیقا پارسال همین موقع ها بود که از طریق ویژه جان باهات آشنا شدم.یک سال قبل از آشنایی با شما بدترین سال زندگی من بود که با افسردگی بعد از زایمان و حملات پانیک شروع شد و استرس اینقدر زیاد شد که به مرز مشکوک بودن به ام اس هم رسید.من نمیتونم حال اون روزها رو وصف کنم.اصلا معنای شب و روز برام از بین رفته بود.هر لحظه به مرگ فکر میکردم و زندگی اصلا اصلا برام جذابیتی نداشت.حتی بچه هام.تا اینکه اولین وویس رو گوش دادم و یه تلنگری بهم وارد شد.من از فردای اون روز تا الان که دارم اینو مینویسم حتی یک شب نشده قبل از خواب به وویس های شما گوش نکنم.من اینقدر عالی شدم که حد نداره.اصلا دیگه مثل قبل استرس ندارم و وقتی هم میاد سراغم با کمی جملات تاکیدی و مدیتیشن فوری خودمو کنترل میکنم.اینقدر قوی شدم که حتی فکر میکنم اگه الان دکتر بهم بگه مبتلا هم هستی اصلا نترسم و خودمو درمان کنم ولی این اتفاق نمیوفته چون من باورش ندارم.چون گفتی چیزی رو که دوست نداری باور نکن.من عجیب آروم شدم اصلا زیاد عصبی نمیشم.و خیلی جالبه با کسانی که دائم صحبت های منفی میکردند خود بخود ارتباطم قطع شده.البته هنوز هیچ ورکشاپ یا مشاوره ای نگرفتم چون معتقدم وقتی ورکشاپ باید بخرم که همه ی فایلهای صوتی رو از بر باشم.با اینکه هر کدوم رو بیشتر از ۲۰ بار گوش کردم ولی هردفعه که گوش میدم انگار یه چیز جدید یاد میگیرم.مثل همیشه که گفتم بازم میگم تو بهترین دنیای دنیایی❤❤❤

    ۵+
  32. sahar sahar گفت:

    سلام دنیا جون. دقیق یادم میاد که پارسال شب یلدا خیلی اتفاقی زن داداشم شما رو بهم معرفی کرد. از اینستا پیدات کرده بود، گفت ویس های خوبی داره برید گوش کنید، و جالبیش اینه که تو اون جمع که اون پیشنهاد کلی به همه داد فقط من پیگیر شما شدم و از اون به بعد هم هرچی به بقیه اصرار کردیم که بیان تو این راه اصلا گوش نکردن. واقعا همون مساله آمادگی ذهن و روح مطرحه. خیلی خیلی خوشحالم که دست خدا شدی برای من روی زمین. من خیلی غرغرو و ناله کن بودم، شرایط مالی بدی داشتم اما الان حال دلم خیلی خوبه و آرامش دارم و اوضاع مالیم هم رو به بهبوده‌. واقعا زندگیم از تمام جهت ها داره تغییر میکنه از وقتی باهات آشنا شدم. خدا رو شکر که هستی🙏

    ۵+
  33. Nilu Nilu گفت:

    حدودا دوسال پیش بود دوره ی خوبی از زندگیم بود تازه اومده بودم یه شهربزرگ و وزن کم کرده بودم شور و اشتیاق داشتم برای کاری که میخواستم شروع کنم و یادم نمیاد که چطوری وارد کانال تلگرام شدم راستش اون ویسی که توش گفته بودی تصور کن کسایی که ازشون ناراحتی روبروتن باهاشون حرف بزن و گوش دادم و تمرینو انجام دادم کلیم اشک ریختم
    بعدها تو صفحه ی اینستاگرام بیتا بودم که دیدم راجب شما حرف زده و تازه عکستونو دیدم و با تصویری که تو ذهنم داشتم زمین تا اسمون بود…

    ۷+
  34. Nono Nono گفت:

    سلام وادب خدمت دنیای عزیزودوستان گل
    من فقط اینو میدونم ابان ۹۶نشستم یه نامه واسه خدای مهربانم نوشتم البته اولین نامه ام نبود ولی بابقیه نامه ها متفاوت بود چون قبلی ها همش ازغم وغصه و ناراحتی مینوشتم ولی دقیق ۲۷.۸.۹ صبح شنبه بود نشستم فکرکردم دیدم اکثرغصه هام یه ذره هم ارزش نداشتن که غصه شونو میخوردم وبعضی هام که واقعا ناراحت کننده بوددیدم که خدا چقد بهم لطف وکمک کرده ومن همش ناله کردم واقعا به تهش که فکرمیکردم هرچی خداروشکرکنم کمه خلاصه تونامه م تشکرکردم وخواستم خوشی های بیشتربه زندگیم واردبشه ولی حالم خوب بود بعد تومهرماه ۹۷بود نمیدونم چرا نارحت بودم همینجوری بادوستم حرف میزدیم هی میگفت انرژی منفی نده میگفتم این چی میگه بعد گفت بزاراین فایل کانالو واسه ت بفرستم ببین چ حرفایی میزنه من گفتم بفرست اتفاقا اولین ویسم که گوش دادم همون ویسی بودکه درمورد رابطه بود دوست شوهرتون ویلیام چون زیادتوجه نکردم ازحرفاتون برداشت خوبی نداشتم گفتم این چی میگه دیگه یعنی درست گوش نکردم شایدم همفرکانس نبودم که اشتباه برداشت کردم بعد ازدوسه هفته ادامه دادم به ارامی همه ویسا راگوش میدادم حالم عوض شد دیدم متفاوت شد
    شاید هنوزازلحاظ بعضی جنبه ها هنوزرشدنکردم ولی روحیه کلی تغییرکرده منی که همیشه استرس داشتم الانم نمیگم نمیشم ولی خیلی کم شده هدف پیدا کردم هنوزکه بهش نرسیدم ولی همین راهی که دارم بسویش میرم زندگیم مثل مرداب نیست خودش تغییرخوبیه واسه من
    وخداشکرمیکــــــــنم بی نهایت ومرسی ازلطف شما…😘

    ۶+
  35. مریم مریم گفت:

    دنیا جون سلام.من همیشه تو زندگیم یه آدم پراسترس و نگران بودم که این موضوع بعد از به دنیا اومدن بچم و اینکه خیلی زیاد مریض می شد شدت پیدا کرد و منو تبدیل به یه آدمی کرد که خیلی خیلی زیاد ترس داشت،ترس از بیماری،ترس از دست دادن همسر،مادر و عزیزانم و …کلا همش منتظر شنیدن خبر بد بودم و این اتفاق هم میفتاد.دایم خبر فوت و مریضی اطرافیان و حتی آدمهایی که نمی شناختم رو می شنیدم و براشون خیلی غصه می خوردم و همینطور فکر می کردم که برای من هم پیش خواهد آمد.از اینکه این زندگی چقدر بی رحمه وحشت می کردم.هرکس در مورد یه بیماری ای حرف می زد من اون رو در درون خودم حس می کردم و با ترس و استرس زیاد به دکتر های مختلف می رفتم.احساس می کردم بیمار و ناتوان میشم و نمی تونم بچمو بزرگ کنم،فکر می کردم آینده خیلی ترسناک خواهد بود و من قدم به قدم بهش نزدیکتر می شدم.ولی با همه اینها آرزو داشتم که شاد و آروم باشم،یه چیزی در درونم می گفت که زندگی اینجوری نمی تونه باشه.تا اینکه بعد از دوسه سال زجر و بدبختی،یه روز دوستم که باهاش همکار هم هستم کتاب معجزه سپاسگزاری رو بهم معرفی کرد با اینکه خودش اونو نخونده بود.من شروع کردم به خوندنش،خیلی حس فوق العاده ای از این کتاب گرفتم و به زندگی امیدوار شدم.اون کتاب نقطه شروع تحول زندگی من و وارد شدن به این وادی بود،چون من با تمام وجودم خواستم که زندگیم متحول بشه،واقعا خسته بودم از این همه استرس و اضطراب همیشگی.بعداز این کتاب،کتاب تمرین نیروی حال رو از اینترنت پیدا کردم و خوندم که می تونم به جرات بگم که این کتاب،دریه جدیدی رو از جهان در جلوی چشمان من باز کرد و نگاه منو به دنیا و رویدادهاش عوض کرد و چنان آرامشی به من داد که وصف ناشدنی بود.در دو سه سال اخیر کتابهای صوتی زیادی تو این زمینه ها گوش کردم و همشون به نوعی روح تشنه من رو سیراب کردن، تا اینکه همون دوستم که فایل کتاب شکرگزاری رو به من داده بود،آبان پارسال،۳ تا فایل روابط رو به من نشون داد و با هم گوش کردیم،اینقدر صحبتهای شما به دلم نشست که حد نداشت.سریع وارد کانالتون شدم و چند تا فایل صوتی دیگه رو گوش کردم و از اون زمان تا حالا که ۱۱ ماه می گذره دیگه جز صدای شما تو گوشم نیست.شما اطلاعات و دانسته های من رو تکمیل کردید و من با گوش دادن به حرفای با ارزش شما،آدمی شدم که اعتماد به نفسم خیلی بیشتر از قبل شده،خیلی دیدم بازتر شده نسبت به مسائل اطرافم،دیگه ترس از آینده ندارم،به بیماری اصلا فکر نمی کنم و سعی می کنم از همین لحظه زندگیم که الان توش هستم لذت ببرم.من همیشه از خدای خودم سپاسگزارم که منو هدایت کرد،اول با کتابهای خوب و وقتی آمادگی ذهنی لازم رو پیدا کردم شما رو سر راهم قرار داد.جالب اینجاست که اون دوستم نه هیچوقت کتاب سپاسگزاری رو خوند و نه دیگه به فایلهای شما گوش داد.اون فقط یه واسطه بود تا من مسیرمو پیدا کنم و خداوند از اون برای هدایت من استفاده کرد.راستی کتاب راز و چهار اثر هم در کتابخونه من از سالها قبل بودن و من توجهی بهشون نکرده بودم که دو سه سال پیش توجه منو جلب کردن و خوندمشون و بسیار متعجب شدم که چطور قبلا برای من جذاب نبودن و حالا اینقدر روح و جانم رو سیراب می کنن.
    دنیا جون ازت ممنونم که هستی و نقش خیلی پررنگی تو زندگی من ایفا می کنی.💖

    ۶+
  36. Nilo Nilo گفت:

    سلام دنیای خوبم تجربه منم از زمانی شروع شد که حدود یازده دوازده سال پیش کتاب استادان بسیار زندگی های بسیار برایان وایس و خوندم که برگرفته از کارما و تاسخه و برای خیلی جذاب بود توی همون زمان ک فیلم رازم نگاه میکردم و قدرت ذهنو شناختم ولی چون زمانش نبود ازش فاصله گرفتم ناخداگاه سالها دور شدم که پارسال یکی از دوستانم منو معرفی کرد به کانال شما در تلگرام دوباره برگشتم این سری در زمانش برگشتم و تمام مطالب و با وجودم درک میکردم بله واقعا زمان‌هر چیزی باید برسه تا بتونه دلنشین بشه تغییرات و بوجود بیاره خیلی خوشحال که باهات آشنا شدم کلام و صحبتهای شما به ذهن و زندگی من نظم داد دوستت دارم ممنونم ازت💐🌹

    ۵+
  37. Mahshid54 Mahshid54 گفت:

    دنیای عزیزم، من تقریبا از دوسال پیش با کانال تلگرامت از طریق یکی از همکارای سابقم که از شرکت ما رفته بود و ما فقط گهگاهی با هم تماس تلفنی داشتیم آشنا شدم، لینک کانالت رو برام فرستاد و فقط بهم گفت برو وهمه ویسهاشو گوش بده. شاید نقطه عطف زندگی من همون موقع بود که با شما آشنا شدم ، من اون موقع درگیر اجاره کردن خونه جدید بودم که یکباره قیمتها افزایش وحشتناکی کرد (زمستان ۹۶) ومن حتی نمیتونستم اجاره خونه مو تمدید کنم. فایلها و ویسهای تو آنقدر به من انرژی داد و حس و حالمو خوب کرد که منی که قادر به پرداخت اجاره با بهای جدید نبودم بطور معجزه آسایی و با کمک ابر و باد و مه و خورشید وفلک😁تونستم خونه بسیار قشنگی بخرم همونطور که همیشه تو رویاهام آرزوش رو داشتم، امروز که این پیام رو مینویسم در خونه خودم هستم و یکی از وامهایی که گرفتم امروز تصفیه شد و در کمال ناباوری مدیرم پیشنهاد یک وام جدید داد ، . هفته پیش باهات مشاوره داشتم در مورد موضوع دیگه ای که کاملا مطمئن هستم با کمکت میتونم اون رو هم حل کنم. شاید تو این دوسال بار ها خواستم ورکشاپ تهیه کنم یا مشاوره باهات داشته باشم ولی حتما زمانش الان بوده که تصمیمم رو عملی کردم. خیلی خوشحالم که خدا وجهان از طریق دوستم من رو با تو آشنا کرد که بهترین اتفاقهای زندگیم با کمک تو رقم بخوره💝

    ۶+
  38. Mona Mona گفت:

    سلام دنیای قشنگم یک دنیا ممنونم ک فایلهای رایگان رو میزارید از خودتون و زندگیتون مثالهایی رو میزارید ممنونم ممنونم من پارسال اول مهر بود ک تو اینستگرام ی پیج خانمی ب نام ویژه شما رو معرفی کرد ..منم سریع عضو اینستاتون شدم و عضو کانال و سایت …ی نیروی عجیبی منو ب سمت شما میکشوند هر روز و هر روز ویسای قدیمیتون رو گوش میدادم و همزمان سفرهای از خودب خود رو میخریدم …وجود شما و صحبتهاتون باعث شد من از اون همه رنج و درد و بیماری نجات پیدا کنم ..و هر روز در مدار آرامش و انرژی مثبت قرار گرفتم و کتابهای خوبی رو تونستم پیدا کنم و افراد خوبی در مدارم قرار گرفتن ..بعد هم ک تمام ورکشاپاتون رو خریدم و گوش دادم …اما گاهی ک فاصله میگرفتم حالم بد میشد دوباره خودمو درست میکردم و ب خودم کمک میکردم و ناامید نمیشدم ..‌ساییتون ک عااالیه …و من دوباره از ۱ مهر شروع کردم دارم تمام فایلهی رایگان و ورکشاپها رو دوباره و دوباره گوش میدم …شادی و سلامتی هدیه ی همیشگی زندگیت بانوی خوش قلب 😍🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰

    ۴+
  39. مریم مریم گفت:

    سلام دنیای عزیز .
    خواهرم ی دوست داشت ک خیاطی میکرد و من از طریق خواهرم با زهرا خانوم آشنا شدم شمارشونو گرفتم تا اینکه ی مدت میدیم ک استوری واتس اپشون همش عکس نوشته های پر انگیزه بود و منو جذب خودش میکرد و با دیدن عکسایی ک میزاشتن حالم خوب میشد و لایکشون میکردم تا اینکه دقیقا یک سال و چهار ماه پیش من بهشون پیام دادم و گفتم این حال خوبتون این عکس هایی ک میزارید و از کجا میارید و گفتم من خیلی برام جالبه این نوشته ها تا اینکه کانال دنیا جونو برام لینکشو فرستاد و من مشتاقانه عضو شدم و اولین فایل صوتیشون رو ک گوش دادم اصلا اشک توی چشمام جمع شد و خیلی حال خوبی پیدا کردم، ،، توی اون زمان ما بینهتیت بدهکار بودیم اصلا من خسته شده بودم از بی پولی و همش ب خدا میگفتم ک ی راهی بزار جلو راه من تا زندگیم از این وضعیت بیاد بیرون ک خدا صدامو شنیده بود و زهرا جون رو گذاشت سر راه من .هی ک ویس هارو گوش میکردم ب زندگیم امیدوارتر میشدم ووحالم خوب میشد .البته من یکی از خوهرام ارایشگر هست از طریق یکی از مشتری هاش با ی کتاب آشنا میشه ک درمورد قانون جذب بوده کلی با من حرف میزد اما من اصلا نمیفهمیدم چی میگه بازم ناله میکردم از شرایط زندگیم چون ذهنم آماده نبود و من درکش نمیکردم اما یک سال پیش جهان خدا فهمید ک من الان زمان تغییرم هست و زهرای عزیز رو سر راه من قرار داد تا با دنیا آشنا بشم .
    الان آرامش دارم زیاد، تضاد پیش بیاد سعی میکنم ک محکم باشم چون میدونم گ قراره رشد کنم .و خیلی زندگیم تغییر کرده .دقیقا دنیا جون شما درست میگید هر کدوم از کسایی ک توی این کانال هستن دقیقا در زمان مناسب با شما آشنا شدن .خیلی دوستتتون دارم چون پنجی زندگیم هستید

    ۶+
  40. معصومه معصومه گفت:

    حدودا دو سال پیش یه پست اینستاگرام دیدم از یه خانومی که فکر کنم اسمشون ویژه بود توی کپشن از کانال بمباران ذهن دنیا گرائلی نوشته بود نمیدونم چرا ولی رفتم و عضو کانال شدم خیلی کم از تلگرام استفاده میکردم و تنها کانالی که عضو شدم همین کانال بود پیامارو میخوندم و فکر میکردم همش الکیه و هیچ فایلی رو دانلود نمیکردم . چند وقتی بود همش غم و غصه داشتم با پسری که دوسش داشتم دعوام شده بود جوری از خودم دورش کرده بودم که دیگه امیدی به برگشتش نداشتم اون روزا مثل یه گل بودم که پژمرده شده بودم. یه شب که خیلی دلم از تنهاییم گرفته بود وارد کانال شدم قشنگ یادمه فایل کوتاه کردن زمان رسیدن به خواسته و فایل قطب نمای ذهن رو دانلود کردم.همون شب هر دو رو گوش کردم اولین بار بود همچین چیزایی میشنیدم چیزایی که انگار میدونستم ولی فراموششون کرده بودم ته دلم یه امیدی زنده شد اون شب با یه حس قشنگ خوابیدم . صبح ساعت ۷ بعد از دو هفته بهم زنگ زد گفت دلش برام تنگ شده ؛ فقط و فقط همین تلفن که من با حسی که شب قبلش با گوش دادن به فایل ها بهم دست داده بود و میدونستم من جذبش کردم باعث شد به تمام قوانین ایمان بیارم از اون موقع به بعد دیگه ول کن ماجرا نبودم هر چی فایل بود دانلود کردم چند تایی هم کتاب خوندم خلاصه افتادم تو این مسیر . الان همه چی خوبه . روز به روزم بهتر میشه
    من خیلی عوض شدم
    خدا رو هزاران بار شکر
    مرسی دنیای نازنین❤

    ۵+
  41. Peegah Peegah گفت:

    سلام به همه و دنیا جون .من چند ماهه که با شما آشنا شدم و اصلا نمی دونم چجوری وارد کانال شده بودم ولی اصصصصلا هیچ وقت باز نکرده بودم و مطالب داخل کانالو ندیده بودم .اصلا خودمم نمیدونم چجوری و کی من وارد کانال شده بودم. ولی یادمه چند ماه پیش که فکرم خیلی درگیربود و داشتم با خودم حرف میزدم و آروم میشدم یهو ناخود آگاه انگار که دستم خورد رفتم کانالو باز کردم و دیدم ی فایل گذاشتید درمورد روابط بود . یادمه مسافرت بودم و نت نداشتم بستمم تموم شده بود .با نت معمولی بودم . ولی دلم میگفت برو فایلو گوش کن و بدون بسته که هیچوقت اینجوری توی گوگل نمیرفتم چون کلی هزینه شارژم میشد اون لحظه همینجوری زدم رو لینک و رفتم تو سایت و اون‌موقع دقیقا خودم به این موضوع پی برده بودم که این همه مدت من کانالو داشتم و نمیدونستم اصلا داخلش چیا هست و درمورد چیه . انگار واقعااون لحظه آماده بودم واسه حرفای دنیا جون و خیلی واسم جالب بود و ب زمانبندی الهی هم اعتقادم بیشتر شدم

    ۴+
  42. سلام به مربی خوبم دنیا و همه دوستان و هم‌خونه‌ای های عزیز در سایت
    بذارید من هم داستانم رو برای شما بنویسم
    من سال ۹۶ دوره MBA رو می‌گذروندم و یه روزی مدیر موسسه، مونا (همسرم) رو برای یکی از کلاس‌های ما دعوت کرده بود تا به عنوان مهمان حضور داشته باشه
    من یک همکلاسی داشتم خانم دکتر داوودی که اون روز با مونا خیلی دوست شدن و موقع یک بحثی در رابطه با کلاس NLP پیش اومد کانال دنیا رو به مونا معرفی کرد و گفت این چرت و پرتا رو ول کن بیا برو توی این کانال 🙂
    بعد از چند روز مونا به من گفت که خانم دکتر یه کانال بهم داده خیلی خوبه و … منم توی دلم گفتم این بیچاره رو نگاه چقدر خودشو اوسکل کرده 🙂 ولی گفتم آفرین چه خوب
    مونا اون روزها توی خونه با صدای بلند فایل‌های رایگان دنیا رو گوش می‌کرد و منم پیش خودم می‌گفتم منتور چی میفهمه که حالا خانم هم باشه 🙂 و هر موقع مونا میگفت بیا گوش کن من میگفتم نه خودت گوش کن
    هر موقع صدای دنیا میومد میگفتم مونا هم بیچاره وقت خودشو با این خانم جلسه‌ایه داره به باد میده و چه چرت و پرت‌هایی هم داره میکنه توی مغز مردم دختره‌ی توهمی
    مونا به روزی ورکشاپ من رویاهایم رو خلق میکنم یک رو خرید و گوش میکرد و اون موقع بود که:
    فوقع ما وقع
    من کم کم از این خانم جلسه‌ایه خوشم اومد و دیدم نه حرف‌های خوبی هم میزنه ولی دیگه روم نمیشد به مونا بگم آدرس کانالشو بهم بده
    دیدم مونا یه آدم دیگه‌ای شده!!! توی مسافرت بودیم، مونا داشت با هندزفری فایل‌های دنیا رو گوش می‌کرد. دیگه طاقت نیاوردم و غرور بیخودم رو گذاشتم کنار و گفتم فایل‌هاشو به منم بده
    از اون روز بود که تغییراتم شروع شد و رفتم ورکشاپ ۲ و ۳ رو هم برای مونا هدیه خریدم و کلا تبدیل شدیم به دو تا آدم جدید
    بعد یه مدت هم خانم جلسه‌ای افتخار داد بهمون تا سایت رو براش طراحی کنیم و خلاصه سرتون رو درد نیارم الان حدود ۱ سال و نیم از اون روزها میگذره ولی من فکر میکنم اون مهدی و مونای قدیمی مال قرن‌ها پیش هستن نه همین دو سال پیش
    خلاصه اینکه ما یه روزی درخواست داده بودیم که رشد کنیم، رابطه‌مون بهبود پیدا کنه، شرایط کارمون بهبود پیدا کنه و کلا دوست داشتیم به آدمی غیر اون آدمهایی که صبح تا شب توی بدهی و مریضی و جنگ اعصاب غلط میزدیم تبدیل بشیم و خدا هم این دست خوشکلش رو توی یک کلاسی که مونا مهمون بود توش، توی دستمون قرار داد
    ممنون از خانم دکتر عزیز که ما رو به راه راست هدایت کرد 🙂
    خدایا ازت ممنونم که دستت رو سمت ما آوردی و باز هم ممنونم که دست به این خوبی رو گذاشتی توی دست‌مون
    دنیای عزیزم، رئیسم از تو هم خیلی سپاسگزارم که توی این ماه‌ها نورافکن راه زندگی‌مون بودی

    ۲۸+
  43. ناهید ناهید گفت:

    سلام دنیای عزیز
    من یک سال ونیم میشه که از طریق یکی ازدوستانم با کانال آشنا شدم وتغییرات خیلی زیادی در زندگیم صورت گرفته ……….در تمام ابعاد زندگیم پیشرفت کردم ….. کارهایی کردم که قبلا انجام نمیدادم وجراتشو نداشتم….کلی توی کار وتحصیلم پیشرفت داشتم…من اعتماد به نفسم ضعیف بود ونمیتونستم توی جمع همکارا زیاد صحبت کنم با اینکه کارم خیلی خوبه. ولی با تغییراتی که کردم تونستم توی جمع ۲۰۰ نفری از همکارام که در همایشی با حضور معاون وزیر بود خیلی عالی صحبت کنم ……….
    توی روابطم هم خیلی سنجیده تر ومنطقی عمل می کنم همسری دارم که خیلی قهر های طولانی میکرد وکنترگر بود….ولی من همیشه پذیرای اون بودم وحتی گاهی شش ماه قهر میکرد …من متوجه شدم این رفتارهای اون بدلیل خلا درونی منه ومن اعتماد به نفسم ضعیفه واون با من هم فرکانس نیست وباید بزارم بره تا به آرامش برسم ……همینطور هم شد ……این بار که بعد از قهر طولانی برگشت دیگه پذیرای اون نشدم والان من وبچه هام به آرامش رسیدیم…ودر مسایل مالی هم کلی پیشرفت داشتم ….تونستم ماشینم رو عوض کنم در صورتی که ۵۰ میلیون کم داشتم واداره مدتها بود که وامی نمیداد ولی این وام کم بهره اولین بار برای من جور شد درکمال ناباوری……..مسافرتها وماموریت های اداری برای من جور میشه که قبلا فکرش رو هم نمیکردم ……خلاصه اگر بخوام همه نعمتها وفراوانی هایی که وارد زندگیم شده بگم خیلی طولانی میشه…
    و جالبه که همون دوستم که یکی از فایلهای تصویری رو برام فرستاده بود که اون هم براش فور وارد شده بود هنوز نتونسته وارد سایت بشه با اینکه من لینک کانال وسایت رو براش فرستادم وبارها تشویقش کردم که این راه رو ادامه بده ولی هنوز اقدامی نکرده وبهونه های مختلفی میاره که نمیتونه وارد شه …….به قول دنیا جون شاید هنوز برای دوستم وقتش نرسیده
    من چند بار هم مشاوره خصوصی داشتم واقعا مشاوره ها راهگشا بود وکلی ازمشکلاتم حل شد…..چون توی مشاوره ها مشکل خاص خود ما بررسی میشه و راهکارش خاص خود ماست.
    همین که قدم در این راه گذاشتیم یعنی احساس کردیم به تغییر نیاز داریم ودرخواست فرستادیم برای خداوند واون هم دنیا رو سر راهمون قرار داده ….
    خیلی خوشحالم که توی جمع هم فرکانسی های خودم هستم
    همگی موفق و شاد باشیم.

    ۳+

    ۱۲+
  44. anna anna گفت:

    سلام سلام،همگی سلام
    از زمانیکه تمرکزم رو گذاشتم روی شکرگزاری و جنبه های مثبت زندگی م هر از گاهی هم نشونه ها رو میدیدم منتها شاید در مورد بعضی جنبه های زندگیم اتفاق خاصی نمی افتاد ولی من امیدوارانه شکرگزاری روزانه م رو انجام میدادم تا اینکه بعد حدود یکسال دارم تغییرات نگرشی خوبی رو در همسرم که آدم منفی نگر و زیادی واقع بینی بود میبینم که واقعا خوشحالم و سپاسگزار.مثلا همسرم به خاطر اختلاف نظر کاری که با برادرش در کار دارند معمولا ناراضی و ناراحت بود و غر میزد ولی این اواخر به فکر کسب وکار جدید افتاد و ایده های خوب دیگه ای برای پیشرفت اقتصادی زندگی مون میده و حتی دیروز پیشنهاد خرید ماشین رو و اینکه پولش رو چطوری و ….جور کنیم داد اون هم در شرایطی که شاید هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و من فقط و فقط این اتفاقات رو به خاطر انرژی های مثبتی میدونم که به کائنات فرستادم و با کمی صبر دارم نتایجش رو کم کم میبینم و خدا رو هر لحظه شاکرم به خاطر اینکه دنیا رو در مسر زندگی ام قرار داد تا من هم در مدار رشد و تعالی قرار بگیرم

    ۶+
    • Soha Soha گفت:

      سلام به همه دوستان عزیز. داستان آشنایی من با دنیاجون یجورایی جالب و بنظر خودم شبیه معجزه س😄تازه توی اینستاگرامم یه اکانت جدید باز کرده بودم ک خیلی ازش استفاده نمیکردم.یادمه اون دوران خیلی سرگردان و بی هدف بودم و همش حسرت میخوردم ک همینجوری سنم داره میره بالا و هنوز اونجوری که دوست داشتم زندگی نکردم و ب هیچ کدوم از موفقیت هایی ک میخواستم نرسیدم. از طرفیم بخاطر مسائلی ک توی سال گذشته برام پیش اومده بود و هیچ وقت تو زندگیم باندازه اون سال ناراحت نبودم حس میکردم افسردگی گرفتم. خلاصه یه شب همینجوری رفتم تو اکانت جدیدم و یه پست از یه پیج شماره دوزی دیدم که هنوزم یادم نمیاد کی این پیجو فالو کرده بودم. اینگار ک برا دفه اول بود اون پیجو میدیدم. پیج شماره دوزی خانوم مرتضوی راد بود و نازی عزیز یه پست گذاشته بودن در مورد اینک چطور راهشونو پیدا کردن. در واقع توی دید اول همون دو خط اول کپشنشون نظرمو ب خودش جلب کرد و باعث شد مثل بقیه پست ها کپشنو نخونده ردش نکنم بره! کپشنو باز کردم و خوندم. نوشته بودن که اونفدر نوشتن و نوشتن تا فهمیدن چی میخوان. از شرکتی که توش مهندس بودن اومدن بیرون و رفتن سراغ گلدوزی و شماره دوزی و الان ازش بیشتر از کار مهندسی درامد دارن.کامنت گذاشتم خوشبحالتون که تونستین مسیرتونو پیدا کنین.یکمی بعد دیدم زحمت کشیدن و خودشون اومدن دایرکتم😍بهم کانال دنیا جونو معرفی کردن و گفتن به دنیا پیام بده میتونه کمکت کنه. اون لحظه با خودم فکر کردم چقدررررر این آدم مهربونه که برای کمک بمن خودش اومد دایرکتم و الان بعد از یکسال هنووووزم ک هنوزه اونقدر توی درونم حس سپاسگزاری دارم ازشون و خودمو مدیونشون میدونم ک قابل وصف نیست. هنوزم پستاشونو میبینم یا جایی اکانتشونو میببنم این شکلی میشم😍😍 نازی عزیز ازتون ممنونم که دنیا جونو بهم معرفی کردی😘😘 دنیای عزیزم ازت ممنونم که قوانین رو یاد گرفتی و به ماهم یادش دادی😍😍 آرامش الانمو اول مدیون خدای خوبم و بعد مدیون شما دوتا عزیز هستم تا آخر عمرم❤❤ اینم بگم که با کمک ویس های دنیا جون مشکلی که بخاطرش افسرده شده بودم تا نود درصد حل شد برام و دیگ برام اهمیتی نداره و بعد از یکسال خود خوری مداوم از لحظه بیدارشدن تا لحظه خوابیدن تونستم ب آرامش برسم.خدایا شکرت💚💚💚

      ۶+
  45. Mahboobe Mahboobe گفت:

    سلام دنیا جون تو بهترین اتفاق زندگی من بودی بهترین هدیه خدا، دنیا جون اون روزهایی که من در حال ناله وغر غر بودم.دوستم منو با شما آشنا کرد من واقعن از خدا درخواست تغییر وبهترشدن زندگیمو داشتم.این که میگید به دوستانمون نگیم بیا من یه جایی رو میدونم حالت خوب میشه و…اونا خودشون باید به این موضوع برسن درست نیست به نظر من باید به همه معرفی بشه این سایت حالا هرکس تو این مدار بود وهم فرکانس با ما میمونه هر کس هم که نه میره چون هستن کسانی که مثل خودم بودن ومیدونم احتیاج دارن به همچین سایت و فرد دوست داشتنی مثل شما😊😍😚❤

    ۴+
  46. dina dina گفت:

    دوستم ۸ماه پیش منوباشمااشناکردوخیلی خوشحالم که دراین مسیرقرارم داد

    ۳+
  47. mahak eidon mahak eidon گفت:

    سلام به تمام هم فرکانسی های عزیزمم منم پارسال تابستون توی اوضاع بد مالی با دنیا جون اشنا شدم این در حالی بود که من بشدت پایبند یکسری باورهای غلط بودم جوری که مثلا اگر شنبه مریض میشدیم بابام میگفت وایی اگر شنبه برید دکتر تا اخر هفته همش دنبال دوا و دکتر باید باشید و این باور غلط و خیلی باورهای دیکه جزیی از زندگی من شدن و من واقعا خسته شده بودم وهمیشه دنبال یه راهی برا افزایش درامد و دل کندن از این باورها بودم تا اینکه یه روز توی اینستا داشتم میچرخیدم یه پیج داشتم که یه خانم بااترژی مثبت فراوونی بود داشتم کامنت ها رو میخوندم یه نفر ازشون پرسیده بود ویژه جون میشه اسم استاد معنوی تون رو بگید ایشون هم دنیا جون رو معرفی کرده بودن من بلافاصله توی دایرکت به دنیا جون پیام دادم و به سرعت ایشون جوابم رو دادن و انگار خیلی وقت بود میشناختمشون چقدر بابت پیدا کردنت خوشحالم دنیا جون دوستتدارم یه دونه ای

    ۳+
  48. nahid nahid گفت:

    سلام دنیاجون
    فقط مى تونم بگم پیدا کردنت قشنگترین اتفاق زندگیم بود وهست 😍😘

    ۸+
  49. مهسا مهسا گفت:

    سلام به دنیای عزیز و مهربان و دوست داشتنی و هم فرکانسی های عزیزم
    من تو اسفند ماه ۹۶ خیلی اتفاقی شرکتمون نیرو میخواست و من یهو یاد یه دوست قدیمی که در حد کمی هم همدیگرو میشناختیم افتادم و تماس گرفتم ‌خلاصه همکار شدیم من خیلی ناامید بودم و کلاس یوگا میرفتم و درگیر یه راه چاره برای زندگیم بودم خسته ‌ و ناامید از همه چی … تا اینکه همین دوستم گفت یه کانال بهت معرفی می‌کنم خیلی عالیه به کسی هم توضیح نده و من تعجب کردم خوب حالا یه کاناله دیگه !! منم خیلی حوصله نداشتم ‌ و یکی دوتا ویس رایگان و گوش کردم خوشم اومد اما پیگیر نبودم و همچنان ناامید از زندگی بعد با خودم میگفتم پول بدم ورکشاپ بخرم !؟ عمرا!؟ که چی بشه!! تا اینکه کم کم علاقم بیشتر شد و تبلیغ جمعه های هدفمند و دیدم تو کانال خیلی حالم بد بود دوست داشتم بمیرم یه ندایی از درون گفت شرکت کن و من ثبت نام کردم اولین جمعه شروع شد و خلاصه من جمعه هام و کل زندگیم هدفمند شد و بعد عاشقش شدم ‌ بعد اولین روزی که ورکشاپ خدا خالقی رو دنیا آماده کرد خریدم اونجا خدارو با تموم وجود شناختم و زندگیم از این رو به اون رو شد و‌همه ورکشاپ هارو خریدم با اشتیاق فراوان اخه خیلی برام جذاب شده بود و دوست داشتم بیشتر یاد بگیرم الان هر روز سناریو مینویسم و ویس هارو تکرار می‌کنم کلی تغییر کردم و اعتماد به نفسم رفت بالا من واقعا با تموم وجود دوست دارم دنیای نازنین تو یه معجزه بودی تو زندگیم که بهم شجاعت دادی تا برم تو دل ترس‌هام تو مشاوره ها که دیگه نگم براتون فوق العاده نجات دهنده بود بهم امید به زندگی داد خلاصه بگم که دنیا واقعا قابل وصف نیست چون به دل میشینه چون از دل مشکلات اومده و خیلی عالی قوانین و بهم یاد داد روی ماهت و میبوسم بهترین استاد و دوست مهربونم 💋😍

    ۸+
  50. Somaye Somaye گفت:

    سلام به دوستای گل و دنیای عزیزم.
    دوسال پیش خواهرم کانال دنیا جان رو بهم معرفی کرد و خیلی تعریف میکرد از فایلها و نتایجی که دیده اما من چون هنوز آمادگی تغییر نداشتم اصلا سمتش نرفتم و جالب اینجاست که کانال رو به یکی از دوستان عزیزم معرفی کردم حتی همه ی فایلهارو که دانلود کرده بودم اما یه دونه شم گوش نداده بودم براش فرستادم.یک سال گذشت و من هر روز زندگیم بدترمیشد با شوهرم به مشکل خورده بودم و هیچ کجا آرامش نداشتم یه شب به دوستم زنگ زدم گفتم یادته پارسال برات یه سری فایل فرستادم چطور بود؟گفت سمیه عالیه من خیلی نتیجه دیدم و مبنای زندگیم و اون فایلها قرار دادم گفتم حدیثه فردا بیام برام میفرستی گفت آره بیا.آوردم با اولین فایلی که گوش دادم احساس کردم دقیقا همون داروی آرام بخشیه که دربه در و خونه به خونه دنبالش میگشتم اما پیدا نمیکردم.اما چون ذهنم مقاومت میکرد ده روز اول شبا مدام خواب میدیدم که مامانم داره خفه میکنه منو به دنیا پیام دادم گفتم من رابطه م با مامانم خیلی عالیه اما دلیل این خوابام چیه گفت دلیلش اینه که سیمان درونت داره میشکنه و این عالیه داری تغییر میکنی و ذهنت مقاومت میکنه و من فهمیدم که راهم درسته با اینکه یه سری ادما و چیزهارو از دست دادم اما میدونم که راهم درسته و اونا ادمای زندگی من نبودن و باید بیرون میرفتن و خداروشکر میکنم هر لحظه.
    انشالله حال دل همه عالی باشه.

    ۱۰+
  51. leili leili گفت:

    سلام دنیا جونم …
    مرسی برای ویس جدیدت که خیلی منتظر بودم ودوست داشتم رز اول مهر ازت پیامی رو دریافت کنم .
    من همیشه از روز اول مهر برکت میگیرم واین حرفهای تو برکت اول مهر من بود .ممنونم .مهربونم …
    در مورد اینکه چی شد که باهات اشناشدم بگم …
    من یه کتاب خوندم .
    مراقبه ی ویپاسانا .(هنر زندگی ).وبعدازاین کتاب که درش فلسفه ی رنج رو برسی کرده بود وواکنش ما ادم هارو به رخدادهای پیرامونمون .ومن اینو یادگرفتم وبهش عمل کردم وحالم عجیب بود وحالم خوب بود ته ته دلم اروم ویه شادی جالب رو تجربه میکردم ولی نمیدونستم چرا وچطور این اتفاق افتاده .اوضاع زندگیم خوب نبود .شوهرم کار خوبی نداشت گاهی چندروز بیکار بود ومدام دعوا وحتی به جدایی هم فکر میکردم وداشتم اقدام میکردم ولی همچنان حالم خوب بود .وازخودم مدام میپرسیدم چرا حالم خوبه .هرکی جای من بود باید الان کلی گریه وزاری وحال بدی داشته باشه ولی من نه حالم خوب بود .تا اینکه به دادگاه رفتیم وتوافق کردیم برا جدایی ومارو به جلسات مشاوره فرستادن .ومن تویکی ازاین روزها یه سوال پرسیدم .کنار پنجره روبه اسمون نشستم وپرسیدم خدایا چرا جوابم رو نمیدی? .کجایی? .کی هستی ?چی هستی ?.واصلا میخوام بدونم چرا اون قبل ترها باهات حرف میزدم صدامو میشنیدی ولی الان نه ?ومیخوام بفهمم که خدا چیه کیه کجاس???وبعدهم به کارهای روزمره رسیدم .نیم ساعت نشد ….جواب رسید ….یکی از دوستام یه پیام ازاینستاگرام شما درمورد مدارها وانرژی برتر برای من فرستاد ومن اونو خوندم ودوبار وسه بار وده بار وگریه میکردم باهربار خوندن که اینقد قشنگ جواب گرفتم .چطور خدا از زبان یه خانم توی کیپ تون افریقای جنوبی بهم جواب داد .وشما حرف خدا شدی وصدای خدارو به من رسوندی ….واین بینظیرترین معجزه ی زندگی من بود .ومن سریع شمارو فالوکردم وبقیه پست هارو خوندم ونمیدونی چه شورو شعفی داشتم اون لحظه ودفترم رو برداشتم وازروی پست هاتون نوشتم وشروع کردم به پیگیری شما وبعدهم با کمک شما وحرف زدن باهاتون که کمکم کردین سناریو بنویسم واز مشکلاتم گفتم وپروسه ی طلاق منتفی شد وشوهرم کارخوبی پیدا کرد وصلح واشتی وکلی اتفاق های خوب پی درپی برام پیش امد ومن از اولین نفرات گروه وکانال باهتون همراه هستم وخوشحالم وشکر گذار …دیشب که داشتم به حرفهاتون گوش میدادم مدام میخندیدم وذوق میکردم که چقد اومدن شما برای من هم زیبا بود ومن خیلی دلم میخواست بهتون بگم این موضوع رو ووقتی گفتین بگیم چی شد که با دنیای خوبیها اشنا شدیم .اومدم وبراتون نوشتم …🙏🙏🙏🙏هزاران بار ممنونم 🌹🌹🌹🌹🌹🌹خیلی دوستتون دارم 💋💋💋💋💋💋وهزاران هزار بار میبوسمتون ❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۱۱+
  52. Royul Royul گفت:

    سلاممممم وای چقد نظر ارسال شده😍دقیقا درست میگی دنیا جون…من اصلا یادم نیست از کجا پیدات کردم شاید پستی ازت تو اینستا دیدم بعد وارد سایت شدم و شیوه دانلود ویس رو یادگرفتم اماااا چند وقتی بود همچیم بهم ریخته بود روابطم داغون بود حال خوبی نداشتم و داشتم از طرف پارتنرم به زیر صفر از نظر شخصیت و رفتاری میرسیدم جوری که اون تخریبم میکرد و من همه این حرفاشو باور میکردم و میگفتم اره دیگه چون تو بچه طلاقی درست میگه چون پدرت اینطوری بوده اینجوری شدی اره رویا اصن ادم نیست اون درست میگه من پراز مشکلم اما یجایی دیدم نه رویای ٢۵ساله حس یه پیرزن ٧۵ساله رو داره شبا میگفتم خدایا کمکم کن تو راهو بهم نشون بده مشاوره حضوری رفتم برام فایده نداشت کتاب میخوندم تاثیرش موقتی بود تا اینکه یروز بخودم گفتم ببین یهفته زمان میدم اگه اوضا خوب نشد وقت مشاوره میگیرم و بهترین حالو دارم از اردیبهشت تجربه میکنم و این نتیجه التماس و خواهشم از خدا بود که تو راهو بهم نشون میده من میخوام که دختر موفقی بشم من نمیخوام جا بزنم من میخوام بدنیا ثابت کنم که پدر مادرم هرکی که باشن هرکاری که کرده باشن هر بلایی که تو زندگی تجربه کردم باید بشه پله ترقی من ..من میخوام بهترینِ خودم برای خودم و بعد برای دیگران باشم و من اینو با ذره ذره سلول های بدنم خواستم و الان که دارم به این خواستنم فکر میکنم چشمام از ذوقش پر از اشکه مرسی که هستی دنیا جون قشنگ و زیبای من

    ۵+
  53. Mahsa Mahsa گفت:

    سلااااااام
    من از ۱۵سالگی دوست داشتم برم پیش مشاوره ولی به هیچ کدومشون اعتماد نمیکردم یه ترس خاصی داشتم و درگیره یه مسئله بودم و این باعث شده بود با همه دردودل کنم ولی هیچی آرومم نمیکرد خیلی راه هارو تجربه کردم و همش با خودم میگفتم من اینجور زندگی نخواسته بودم من واسه خودم معیار هایی داشتم ولی همشون سرکوب شده بودن تا اینکه کتاب ۴اثر فلورانس و خوندم و حرفاش خیلی جالب بود برام همش میگفتم کاش یکی بود که طرز فکرش اینجوری بود …خلاصه ترس من روز به روز شدیدتر شد و هیچی آرومم نمیکرد پارسال تو تبریز سمینار معجزه تفکر و باورها برگزار شد من به دلیلی نتونستم شرکت کنم و خیلی دوست داشتم که شرکت کنم اونروز رفتم تو اتاقم فقط گریه کردم که چرا نتونستم برم بعد اسفند ماه ۹۷دوباره این سمینار برگزار شد من بازم نتونستم برم خانوادم اجازه نمیدادن ولی یکی از فامیلامون شرکت کرد و تمام حرف هاشو برام ضبط کرده و تو یه فلش خالی کرده بود بعد تمام فایل های رایگان دنیا جون رو هم برام زده بود من همون روز که فلش و برام آورد باز کردم و گوش دادم بعد خیلی برام جالب اومده بود ولی به نظرم کامل نبود اون چیزی که دنبالش بودم نبود بعد فردای اونروز یادم افتاد که چنتا فایلم بود که اونارو باز نکردم باز کنم ببینم چیه فایل داستان یک تضاد دنیا جونو باز کردم تو دلم میگفتم وای پیدا کردم همینه بعد شروع کردم اون یکی فایل هارو هم گوش کردم همشونو جایگزین آهنگ کردم و حتی شب ها هم هندزفری تو گوشم میخوابیدم و دنیای من از اونروز تغییر کرد بعد هی تو دلم میگفتم که به نظرم دنیا جون بهترین مشاوره باشه احساس میکنم حرفامو درک میکنه آدرس سایت و نداشتم فقط فایل های رایگان بود بعد یه روز تو تلگرام سرچ کردم و کانالشونو پیدا کردم از اونجا وارد سایت شون شدم دیدم وای خدا وقت مشاوره هم میدن دنیا جون من اینجوری با شما آشنا شدم خیلی دوست دارم شما معجزه بودید تو زندگیه من و خیلی خوشحالم که الان ۲۱سالمه و خیلی زود راه درستمو پیدا کردم ❤❤❤

    ۳+
  54. Saeedeh Saeedeh گفت:

    سلام گل بانوی مهربون…فرشته ی نجات زندگی من و خیلی ها مثل من…
    من یک سال پیش علی رغم میل باطنیم به گوتنبرگ سوئد مهاجرت کردم…مدرسه ای می رفتم که زبان سوئدی یاد بگیرم…دوست عزیزم به اسم لیلا من رو اشتباهی با یکی از دوستهای قدیمیش اشتباه گرفته بود و با من سلام و احوالپرسی گرمی کرد ولی بعد متوجه شد که اشتباه گرفته…لیلا تو کلاس ما نبود ولی بعدش اومد همکلاسی ما شد و چون اتفاقی با هم سلام علیک داشتیم تا وارد کلاس شد به هم لبخند زدیم و اومد کنار من نشست…اون شاهد بغض ها و ناله های من بود…بعد از اینکه باهاش صمیمی شدم درد و دل میکردیم و از زندگی هامون می گفتیم مدام به من می گفت شوهرت خوبه تو خودتو تغییر بده…اوایل به من بر میخورد…ولی کانال تلگرام دنیا جون رو ب من معرفی کرد…زندگی من به جایی رسیده بود که من و همسرم با وجود پسر ۹ سالم تصمیم به جدایی گرفته بودیم…من وارد کانال شدم و تمام فایلهای رایگان رو هر روز هر روز هر روز گوش میدادم و جون میگرفتم….الان هم واقعا زندگی عاشقانه ی خوبی دارم ….همیشه ی همیشه مدیون لیلای ماهم هستم.‌..و خداروشکر میکنم که منو با دنیای خوبی ها….دست خدا روی زمین اشنا کرد…
    عمر جاودانه داشته باشی دنیااااااای زیبا❤❤💋

    ۴+
  55. Atefeh Atefeh گفت:

    سلام دنیا جان اشنایی من با شما به نظرم جواب یه سوال من از کائنات بود من از طریق اینستاگرام با شما آشنا شدم فایلهای رایگانتون رو گوش دادم قبلا هم فایلهایی در این زمینه رو گوش کرده بودم و دوستشون داشتم نشونه هایی هم دیده بودم ولی روشون تمرکز زیادی نمی کردم تا اینکه ورکشاپ ۳ رو خریدم و دقیقا همون جا جواب سوالم رو گرفتم چون یه فیلم ترسناک دیده بودم و این سوال توذهنم به وجود اومده بود که اگه نیروی های شر به زمین میان چرا نیروهای خیر نمی ان تا به ادمها کمک کنند اونم تو زمان حال و زندگی امروزی وقتی که شما در مورد استرهیکس و آبراهام صحبت کردین من متوجه شدم نیروهای خیر هم هستند فقط من ازشون خبر ندارم و اون لحظه احساس خیلی خوبی داشتم و با ایمان بیشتری فایلها رو گوش کردم و نتایج خوبی هم گرفتم

    ۳+
  56. Majd Majd گفت:

    من چند سالی بود با قوانین آشنا بودم ولی سال ۹۷ دیگه برام جواب نمیداد امیدم رنگ می باخت اما عمیقا تو دلم از خدا خاستم برام راهی بزاره بدونم اشکال کار کجاس ؟دنبال منتور بودم تا اینکه خ اتفاقی زیر کامنت های صبا صفری که پرسیده بود چی حالتونو خوب میکنه ؟یکی که الان نمی شناسم کانال دنیا جونو معرفی کرده بود ،منم از روی کنجکاوی رفتم پیج دنیا جون ببینم چه خبره 🤓اونوقتا تلگرامم فعال نبود فوری دایرکت زدم و پرسیدم حتما باید تلگرام داشته باشیم؟😖 دنیا جون گفت بله ،!و اولش یکم تنبلی کردم بعدش بخودم گفتم اگه بخایی راهش پیدا میکنی فوری یه فیلتر شکن عالی زدم و وقتی شروع کردم دیدم وای من چقدر اشکال داشتم با اینکه فوق العاده کتاب های خوبی خونده بودم ولی اخرا دیگه اون کتابا به دادم نمی رسید.البته اوایل همه رو چند بار گوش کردم و حس خوبی گرفتم هر چند مقاومت ذهنی هم زیاد داشتم ولی تکرار کردم چندین بار و بعدش ورکشاپ ها و مشاوره ها نجات بخش من شد از هر جهات..همیشه سپاسگزار و قدردان کائنات هستم که دنیا جونو سر راه من قرار داد💚

    ۳+
  57. Parastoo Parastoo گفت:

    سلام به شما دوستای عزیز و دنیای عزیزم که باعث آرامش درونی من و تغییرات زندگی من شده.
    اوایل زندگی مشترکم باهمسرم از لحاظ مالی خیلی تحت فشاربودیم شهریور۳سال ازازدواج ماگذشته و کلی سختی داشتیم دوسال اول زندگیمون ماهانه با۳۰۰الی۴۰۰هزارتومان زندگی میکردیم همه قسط هامون عقب بود هیچ حمایتی نداشتیم حتی یه هزارتومانی از طرف خانوادههامون یه اختلافی بین همسرم وپدرش به وجوداومد اوایل گفتم به من ربطی نداره کم کم بحثشون بالا گرفت و فهمیدم همسرم تقاضای وام داده که وام بگیره درصد سود وام زیاد بوده هممسرم انصراف داده وچون رییس بانک آشنا بود دیگه همسرم نرفته بود پروندشو بیاره توی همین موقعیت پدره همسرم ازاین موقعیت سواستفاده میکنه و میره وام رومیگیره به اسم همسرم ماهم ازهمه جابی خبرخلاصه رییس بانک هم بازنشسته شده بود وبعد۴ماه ما فهمیدیم همه مدارک به اسم همسرم بود چک وام رو پدرش گرفته بود و هیچکدوم از قسط ها رو نمیداد میگفت وام به اسم من که نیست ماهم توی اون شرایط بد وافتضاح که قسط وام های خودمونم عقب افتاده بود یه قسط دبگه به قسطامون اضافه شد آش نخورده و دهن سوخته خیلی اعصابمون خراب بود یه شب یادمه همسرم شیفت شب بودازبی حوصلگی وناامیدی وگریه توی اینستاگرام میچرخیدم که آدرس کانال دنیاجون رو توی پیج یه خانمی دیدم سریع رفتم وعضو شدم به دنیا جون پیام دادم و شروع کردم به غر وناله دنیا جون سریع جواب داد وتعجب کردم گفت هنوز دوروزنشده عضو کانال شدی برواز اول شروع کن هرفایلی رو چندین بار گوش کن.منم شروع کردم الان۱سال هست که بصورت جدی تمرینات و چندتااز ورکشاپ هارو تهیه کردم ازلحاظ روحی عالیم.قسط های عقب افتادمون همه به روز شد وام پدرشوهرم هم با کلی مشکل پرداخت شد.همسرم تغییرشغل دادن توی یه شرکت بهتر با حقوق بیشتر خداروشکرتغییرات از۷ماه پیش تا الان دیگه کاملا برای هردومون نمایان شده و خیلی خوشحالیم.یادمه برای خریداولین ورکشاپ یه دوچرخه توی انباری داشتیم استفاده نمیکردیم شستم وتو سایت دیوارگذاشتم و فروختم با پولش ورکشاپ خریدم.الان خییلی خوشحالم و خدارو هزاااراان بار شکرمیکنم.

    ۷+
  58. بهناز بهناز گفت:

    سلام به همه عزیزان و دنیای نازنینم چقدر خوشحال شدم دنیا جون از این سوالتون چون تو آستانه ی یک سالگیه آشنایی من با شما باعث شد تمام اون اتفاقات هیجان انگیز رو مرور کنم، خوب آشنایی من با قوانین و شما از جایی شروع شد که من از همه جهت توی زندگیم تحت فشار بودم کار نداشتم، درآمد نداشتم، کاری هم که پیدا میشد و دوست داشتم برم نمیتونستم برم، هر تلاشی که میکردم به در بسته میخورد، بدهکار بودم و به خاطر اینکه پولی نداشتم حتی از خونه نمیتونستم بیرون برم خانواده خیلی از من متوقع بودن چند نفر ازکسانی که رابطه نزدیکی با هم داشتیم ضربه روحی بدی بهم زده بودن و خلاصه کار هر شب هر روزم شده بود گریه ،گلایه و ناله، خوب حدود شش ماه قبل من خیلی اتفاقی به سمت کتاب اسکاول شین هدایت شده بودم ولی تغییرات خیلی محسوسی توی زندگیم نداشتم ولی این مباحث رو خیلی دوست داشتم و حال خوبی بهم میداد جملات تاکیدی رو مرتب تکرار میکردم ولی نتیجه نداشت و حدود سه ماه بود که مرتب به خودم و خدا میگفتم چی میشد اگه یه شخصی مثل این خانم توی همین زمان هم بود و ایرانی هم بود و من میتونستم باهاش حرف بزنم و کمکم میکرد🙏و سوال دیگم این بود که چرا تکرار جملات تاکیدیم هیچ اثری نداره تا اینکه یه شب توی اتاقم بودم و یه تماس از برادرم داشتم و خیلی باهام بد حرف زد و به خاطر مسائلی که حتی کاملا ازشون بی خبر بودم سرزنشم کرد و توقع داشت کاری رو که وظیفه خودش و دخترش بود و ربطی به من نداشت رو انجام بدم من گوشی رو قطع کردم و با حال بد شروع کردم به گریه کردن به شدت داد میزدم و اشک میریختم خواهر زادم سعی داشت آرومم کنه ولی حالم خیلی بد بود با عصبانیت از خدا میخواستم که این جریانهای بد زندگیم تمام بشه چون من خیلی بیشتر از حد توانم سختی رو تحمل کرده بودم و یه زندگی عالی و بینظیر رو حق خودم میدونستم و روی این قضیه خیلی تاکید داشتم حدود ۱ ساعت بعد که کمی حالم بهتر شد گوشی رو برداشتم و وارد اینستاگرام شدم و استوری هانیه جون رو دیدم که نوشته بود میخواید بدونین چطور شد حال من خوب شد و نتیجه ای رو که توی مطب هیچ روانشناسی نگرفتم پیش کی گرفتم؟چون در جریان حال و احوالشون بودم سریع از طریق لینک وارد کانال تلگرام دنیا جون شدم و اون موقع آخرین فایل صوتی تکنیک تکرار بود دانلود کردم و بله جواب سوالمو گرفتم😍 جواب داشتن حال خوب بود و صدای شما آرامش و هیجان بی نهایتی بهم داد و به شدت حالم خوب شد یه مسیج بهتون دادم و در کمال ناباوری سریع ازتون جواب گرفتم که اصلا انتظارشو نداشتم و بهتونم گفتم که من شما رو از خدای خوبم خواستم و شما دومین فرشته زندگیم هستین🌻خدا رو شکر میکنم که دارمتون از اون روز تا حالا یک ساله که با همه وجودم پیگیری میکنم کانال و سایت رو و مثل وحی منزل خودتون و حرفهاتون و قوانین رو قبول کردم و انجام میدم و نتایج فوق العاده ای گرفتم که مهمترینشون حال خوب و آرامشم بود،همه جوره در کنارم بودین و درسهایی که بهم دادین با تمام وجودم و عاشقانه توی زندگیم استفاده میکنم و چه نتایج بینظیری گرفتم. ممنونم دنیا جون که انقدر خوبید و خالصانه این آگاهی های ارزشمند رو در اختیارمون میزارین یک سالگیم در کنار شما خیلی مبارک باشه.

    ۷+
  59. مهسا مهسا گفت:

    در ادامه این رو هم بگم از همون اول که ویسارو گوش کردم خیلی تغییرات دیده شد تو زندگیم و حالم خوب شد…تا حدود ۶ماه بعد یه موج تضاد دیگه اومد که کوبیدتم زمین و از دنیا جون مشاوره گرفتم…و اونجا نقطه عطف دوباره ای شد…برای رشد فردیم،بعد از مشاوره ها که ویسارو گوش میکردم میدیم واای چقدر مطلب های دیگه ای بوده که با اینکه من بارها فایل هارو گوش کردم اما نشنیده بودمشون و یه درک دیگه نسبت به ویس ها و قوانین پیداکردم،همون تابستونی که با نیا جون آشنا شدم،یه دوستی کتاب چهار میثاق رو بهم معرفی و خریدمش چند صفحه خوندم و انگار هیچی نمیفهمیدم چی میگه…چند ماه بعدش همون دوستم که دنیا رو بهم معرفی کرد فایلای صوتی چهار میثاق رو فرستاد برام و بازم یکیشو گوش کردم و نفهمیدم…و بعد از مشاوره ها یه رفتم سراغش و دیدم واای خدای چقدر عالیه و شوکه شده بودم که چطور این همه مدت نخونده بودمش…اونجا بود که فهمیدم زمانش تازه رسیده و من تازه آمادگی ذهنیش رو پیدا کردم…و هروز خدارو شکر میکنم که دنیا انقدر با نظم و قانون آفریده…چون از وقتی قوانین رو فهمیدم حس امنیت و آرامش دارم تو دنیا…قبنا میگفتم چرا باید بچه دار شد و یه آدم دیگه رو آورد تو این دنیا و سرگردونش کرد…اما الان میگم واای که وقتی ما قوانین رو میدونیم و به بچه هامون میتونیم از ابتدا آموزش بدیم چه زندگی فوق العاده ای خواهند داشت…الان دیگه یه آدم موفق میبینم میگم به به چه خوش فرکانسه…خوش فرکانس باشید همیشه…

    ۶+
  60. مهسا مهسا گفت:

    سلااام
    جونم براتون بگه که ماجرای من خیلی طولانیه از دیشب دارم فکر میکنم که خلاصش کنم و بیام براتون بنویسم،من از زمانی که یادم میاد دنبال قوانین بودم،همیشه از درون حس سرگردونی داشتم که باورم نمیشد جهان انقدر بی اساس و قانون باشه…از بچگی هرباوری که از آدمها میشنیدم و حس خوبی نداشتم بهشون،میگفتم من مطمئنم قوانین این جهان این طور نیست،گذشت و گذشت تا زمان دانشگاه رشته فیزیک رو انتخاب کردم تا از دل این رشته قوانین رو پیدا کنم و در کنار فیزیک خیلی کتاب های فلسفی و روانشناسی میخوندم،فیلم راز رو بارها میدیدم خیلی جاها قوانین بهم نشون داده میشد اما من باهاش هنوز هم فرکانس نشده بودم،تا ترم آخر لیسانس بودم که یه کارگاه جامعه شناسی عشق رفتم،و چقدر علاقه مند تر شدم،احساس کردم میتونم میان رشته ای قوانین جامعه شناسی و فیزیک رو ترکیب کنم،به استادم گفتم من میخوام جامعه شناسی بخونم ارشدم رو،گفت چرا هدفت چیه؟گفتم دنبال اینم که یه نظریه بنویسم که آدما بتونن باهاش از بچگی خوشحال تر زندگی کنن،یه لبخندی زد بهم و گفت حتما میتونی…منم شروع کردم برای کنکور خوندن،بعد از قبول شدن تو دانشگاه بزرگ ترین تضاد های زندگیم به وجود اومدن…آخ که چه روزایی بود انقدر ناراحت بودم اون روزا که اصلا اون سال رو یادم نمیاد چطور گذروندم…فقط همیشه میگفتم مطمئنم اتفاقای خوبی در راهه،تو رویاهام میدیدم جریان مثبت مثل یه باد می وزه تو زندگیم و اینجا نقطه عطف منه، پیش روانکاو میرفتم حالم بدتر میشد،پیش دوستام میرفتم هم همین طور…فقط و فقط کتاب میخوندم و سریال فرندز میتونست آرومم کنه،در عرض یه سال حدود ۶۰ تا کتاب خوندم…خودمو تو رمان ها و کتاب ها غرق میکردم که بتونم دووم بیارم…مثلا از شرکت که میومدم فرندز میدیم و قبل خواب یه رمان کاغذی میخوندم بعد خسته میشدم،چراغ اتاقم رو خاموش میکردم از تو گوشیم پی دی اف یه رمان دیگه رو میخوندم و وقتی میخواستم بخوابم یه کتاب صوتی میذاشتم تو گوشم تا خوابم ببره…یه روز یکی از دوستام که اونم فیزیک میخوند و همیشه خیلی باهم حرف میزدم حالم رو پرسید و گفتم خوب نیستم یه دوره ای دارم فلوکستین میخورم و قلب دردم هم دو چندان شده…گفت با یه خانومی آشنا شده که میگه باید حرفاشو مثل وحی منزل بپذیره،منم تو دلم گفتم آخه من که آگاهم به فیزیک و جامعه شناسی چطور بیام بشینم به ویسای یکی گوش کنم که از خودش حرف میزنه…حدود چند ماه گذشت یه روز حدود پارسال مرداد اینا بود خونش بودم ویکی از ویسارو برام گذاشت، و من نفهمیدم که چطور غرق شدم تو کانال و ویسا از همون هفته دیگه قرص را قطع کردم و اثری از قلب دردم نبود و همین طور نشونه و اتفاق های عالی…و رشد و لذت و الان که اینجام و هر روز از کائنات تشکر میکنم که قوانین رو بهم رسوند…

    ۷+
  61. مرضیه مرضیه گفت:

    سلام
    من چند سال پیش به خاطر دخالت خانواده همسرم حال روحی خوبی نداشتم و با اینکه ازدواجم با همسرم با علاقه و عشق بود اما از بودن تو این زندگی احساس بدی داشتم و خیلی تلاش کردم که حالم بهتر شه زیاد مشاور رفتم، روانپزشک رفتم تا اینکه آخرین مشاوری که رفتم بهم گفت خان من نمیتونم برای شما معجزه کنم، اما من همون لحظه تو دلم گفتم ولی من معجزه میخوام. هنوز یاد اون لحظه میوفتم بغضم می‌گیره که چقدر داشتم برای خوب شدن حالم تلاش می کردم. تا اینکه تصمیم گرفتم قرص هایی که دکتر بهم داده بود کنار بذارم و گفتم شما نمی‌تونید حال من رو خوب کنید. با دنیا از طریق پیج نسیم عزیز که سوئیس هستن آشنا شدم وقتی اون جمله رو دیدم که دنیا جون نوشته بود دختری در ته قاره آفریقا برام خیلی جالب بود و از اون موقع عاشق پیجش و او کپسن های جالبش شدم تا این که تو پیج در مورد قانون جذب صحبت کردن خیلی خوشم اومد و منتظر بودم تا بیشتر بنویسه و بعد هم که کانال تلگرام و فایل ها ی رایگان و چندین بار در تلگرام با ایشون مشورت کردم و سوال پرسیدم و همیشه زود و با مهربانی و آرامش جوابم رو دادن. و از اون موقع من هر روز هندزفری تو گوشم و فایل گوش میدادم ورکشاپ ها رو خریدم. حالم خیلی تغییر کرد از اون موقع تا حالا رابطه ام با همسرم از این رو به اون رو شده و همه تعجب میکنن که همسرم اینقدر دوستم داره و همیشه جلوی همه هم نشون میده. اما با این که هر روز فایل ها و ورکشاپ ها رو گوش میکردم تغییراتم کم شده بود خودم فهمیدم که فقط گوش دادن صرف درست نیست من باید عمل کنم به کارهایی که دنیا جون میگه. الان حالم واقعا خوبه تضاد هم دارم اما مطمئن هستم که من اون آدم قبلی نیستم من قوی تر شدم. الان هم تو زمینه باور فراوانی و لیاقت از دنیاجون مشاوره میگیرم به امید پیشرفت بیشتر.

    ۹+
  62. shirin shirin گفت:

    سلام دنیا جون من یه چند سالی بود دنبال این انرژیهای مثبت بودم چون یه شکست بزرگی خورده بودم و باید متونستم سرپا باایستم تا اینکه یه جایی نیمه وقت باید برای کنترل کاراشون میرفتم یه همکاری داشتم که میتونستم باهم خیلی راحت حرف بزنیم درباره کائنات و انرژیها کم کم با هم درباره این موضوعات بحث میکردیم و اون رفیقم بود که اون موقع تو کانال شما عضو بود و بعدها هم ادرس سایتتونو برام فرستاد

    ۶+
  63. Arezoo Arezoo گفت:

    با سلام به همه ی دوستان عزیزم..
    من زمانی که با دنیا آشنا شدم در حال گوش کردن به فایل های شکر گذاری و وویس های جول اوستین بودم، اما کژ دار و مریض، با دختر داییم نشسته بودیم داشتم از شکر گذاری بهش میگفتم به من گفت یکیو میشناسم به اسم دنیا ایران نیست ولی خیلی با مزه صحبت میکنه و در مورد قوانین میگه میخوای یه فایلشو گوش کنی؟ گفتم آره، در واقع اولین فایلی که از دنیا گوش کردم کارلوس کیروش درونتون بود و خیلی خوشم اومد بلافاصله در کانالش جوین شدم، کم کم با وویس هاش خو گرفتم، تمرین کردم و پیش رفتم تا جایی که باید هر شب یا هر روز صبح حداقل یک فایل رو گوش میکردم، خوب در مسیر با یک سری تضادها رو برو شدم، نا امید میشدم.. انگیزه میگرفتم ولی پیش میرفتم، ورک شاپ تکنیک معاشرت رو خریدم و بلافاصله تو روابطم با همکارام و حتی قسمت فیلد کاریم تغییر بزرگی ایجاد شد و به یک تضاد بزرگ رسیدم ولی همش به خودم میگفتم این تضاد به نفع من خواهد بود، من هدایت میشم، همه اتفاقات عالی و همه ی افراد بی نظیر در بهنرین موقعیت سر راه من قرار میگیرند، چند ماه گذشت و این اتفاق افتاد به شکل یک معجزه بزرگ به بهترین قسمتی که دلم میخواست هدایت شدم با بهترین همکاران، برگشتم فایل های تکنیک های معاشرت رو شروع کردم و جالب اینجاس که بیشتر و بیشتر انگیزه گرفتم و حتی بیشتر درک کردم، انگار همه چیز برنامه ریزی شده بود تو زندگیم و داشتم خلق میکردم اتفاقات زندگیم رو، با دنیای عزیزم مشاوره گرفتم و همچنان در حال تمرین کردن و تغییر باورهامم و مطمعنم در جهت درستم خدارو شکر میکنم بابت این هماهنگی جهان هستی و وجود افرادی مثل دنیا….

    ۶+
  64. ترلان ترلان گفت:

    اول بگم که من حدودای سال ۸۹، ۹۰ بخاطر یک اتفاق رفتم سمت کتاب صوتی اسکاول شین. و حسابی کمکم کرد اون دوران. همونجا گفتم خدایا کاش منم یه منتور داشتم. کاش کسی بود کمکم کنه و بتونم ازش سوال بپرسم و حضور داشته باشه….
    پنج شش سال پیش، اکانتی توی اینستاگرام من رو فالو کرد، و منم چون عکسای قشنگی داشت فالوش کردم. اون دوران اواسط دوستی با شوهرم بود و داشتیم سعی می کردیم تا شرایط رو برای ازدواج مهیا کنیم ولی خب رابطه راه دور و کلی داستان دیگه باعث شد روی مدار ناله باشم. یادمه کپشنی نوشتم که توش غر داشت. اون خانم که میگم، اومد زیر کپشن برام نوشت ناله نکن یا یه همچین چیزی. منم بدم اومد یه کم😁 گذشت و گذشت و یه روزی فهمیدم همدیگه رو آنفالو کردیم. توی این چند سال بارها فالو و آنفالوش کردم! نمی دونم چرا حتی! انگار قشنگ قرار بود تو رو بهم معرفی کنه و رسالتش همین بود!
    از طرفی شاید سه سالی بود که برای حل کردن گره های عاطفی دوران کودکیم و رابطه نه چندان خوبی که با پدرم داشتم و هی کشیده میشد توی زندگی حال حاضرم، دنبال مشاور می گشتم. دنبال یکی که کمکم کنه ولی چون یکبار در عمرم مشاور رفته بودم و متنفر بودم از این نوع قضاوت شدن، اصلا نمی خواستم حضوری برم. یه روانشناس توی دوستای اینستاگرامم داشتم و با اون صحبت کردم که یه مشاور آنلاین بهم معرفی کنه و گفت اینترنتی نمیشه و حتما حضوری باید بری. من میدونستم میشه. یه چیزی بهم می گفت وایسا میشه. پیش هیچکس نرفتم تا اینکه یک سال و نیم پیش، توی یکی از استوری های اکانت اون خانمی که اول گفتم ، آدرس کانال تلگرامت رو دیدم و همه چیز شروع شد…اوایل با احتیاط و شک، چون از این مدل کانالا زیاد دیده بودم…بعدتر دیدم این مطالب رو من از بیس قبول دارم و ااا چقدر مطلب جدید، چقدر عمیق تر،،،،چقدر جواب همه سوالام رو داری میدی…چقدر سوالایی که درباره دین و خدا این همه سال توی زندگیم بی نتیجه مونده بود رو واضح گفتی…و اینا باعث شد جذب بشم…تا کی؟ تا اون باری که یه پیرکس توی خونم تیکه تیکه شد و باز داستانی درست کرد که بخوام گذشته ام رو حل کنم و اون وقت یه حلسه مشاوره باهات گرفتم…یادمه میترسیدم از مشاوره باهات چون خاطره بدی داشتم ولی وای که همه چیز فرق داشت و انقدر راحت کمکم کردی که مشکلاتی که بیست و اندی سال شده بود دمل چرکی، انگار نه انگار و حل شدند!!
    و خیلی اتفاقای خوب دیگه که توی زندگیم واقعا جاری شده که مدیون تو و کلام اثربخشت و البته ترلان هستم😍
    دوستت دارم دختر❤

    ۱۶+
  65. ماریه ماریه گفت:

    سلام دنیا جون مرسی از فایل جدیدتون مثل همیشه عالی ..مرسی ک هستین

    ۴+
  66. Saeideh Saeideh گفت:

    با سلام به دنیای عزیزم و‌سایر دوستانم،من هم تابستون ۹۷ بشدت احساس بدی داشتم و هم به لحاظ مالی،ارتباط با همسرم و خانواده همسرم و هم از لحاظ موقعیت کاری با مشکل مواجه بودم و دوست روانشناسم را به خونه مان دعوت کردم که من ایشون و همسرم یه گپ و گفتگویی با هم داشته باشیم پروین عزیزم از مسیر کلینیک روانشناسی اومده بود و کتاب ۵زبان عشق را به من داد بخونم بعد از ۱هفته تماس گرفت و لینک کانال دنیا جان را فرستادن.من هم همه وویس ها را چندین بار گوش دادم و همسرم هم همان وویس هایی که من گوش می دادم را گوش می داد. زندگیمان از این رو به آنرو شد گاهی می نشستیم می گفتیم چرا پول وارد زندگی ما نمیشه الان همسرم می شینه می که این ماه خدا را شکر در آمدمان خیلی خوب شده….و از حال خوبمان میگه.یه بار می گفت راستی می دونی من هم فایلهای دنیا را گوش می دادم و تو تغییر مسیر زندگیمان خیلی موثر بود.بهش گفتم بله من از گوشی تو هم دانلود می کردم که تو وقتی موسیقی گوش میدی آنها میاند تجارب زیادی در این یکسال و همینطور تغییرات زیادی رخ داد و ما الان حالمان خوبه.
    سپاس از دنیای دوست داشتنی

    ۵+
  67. Marjan Marjan گفت:

    دو سال پیش حالم خیلی بد بود،با دوستم صحبت میکردم بهم کانال بمباران مثبت ذهن رو معرفی کرد. واقعیتش تو کانال عضو شدم ولی تا ۸ ماه حتی یه فایلم گوش نکردم. تا اینکه همون دوستم که بچه مریض داشت، تو کانال پیامشو دیدم که نتیجه آزمایشات پزشکیش خوب شده و دیگه مشکلی نداره. وقتی بهش زنگ زدم گریه میکرد و میگفت که اینا رو از تو داره. اونجا تلنگر بود واسم که چرا تنبلی میکنم؟تا کی میخوام ناله کنم؟شروع کردم گوش کردن ویسا و خرید ورک شاپ ها،کم کم حالم عوض شد، خیلی زمان برد ولی الان حدود ۲ ماهه که خیلی خوبم. از طرفی کتاب سفر روح که معرفی کردی برام معجزه کرد‌.دنیای عزیزم همه لحظه های زندگیت شاد. ❤❤❤

    ۵+
  68. آیناز آیناز گفت:

    منوخواهرم خیلی به هم نزدیکیم وتقریباهیچ چیزمون ازهم مخفی نیست توی روزای سختی که انگارجهان دست به دست هم داده بودکه منوبپزه وکاملاتحت فشاربذاره به خواهرم گفتم که میخوام برم پیش یه مشاوروجالب اینجاست که خودمم روانشناسی خوندم ولی چه فایده چون حالم ازدرون خوب نبودوانگارفقط یه درسایی روخونده بودم وپاس کرده بودم تافقط یه کاری کرده باشم خواهرم بهم گفت آینازمیخوای یه راهی روبهت معرفی کنم ؟منم گفتم آره حتماچه راهی واون راجع به دنیاوکانالش واسم توضیح دادوجالب اینجاست که مدتهای خیلی قبل ازاون روز خواهرم یکی ازوویسای دنیاجونو واسم فرستاده وبودمن فقط یکبارگوشش داده بودم وبعدم بی توجه بهش ازش گذشته بودم تا بالاخره اون روز که خودم باتمام وجودم خواستم ودیگه میخواستم اون زندگی رو تغییربدم وباتمام وجودم خسته ودل شکسته بودم دنیاوکانالشودیدم شنیدمش واصلا شدقرص آرامبخش منوآرامش زندگیم طوری شده که پسرم بهم میگه بازداری به صدای اون دوستت گوش میدی که حالتوخوب میکنه 😄منم باشوق وذوق بهش میگم آره اسم دوستم دنیاجونه وواقعابرای همه چیزازت ممنونم دنیای مهربونم وهمیشه واست دعامیکنم وتووسایتتوبه همه ی آدمایی که به تونیازدارن معرفی میکنم وبااینکه اینومیدونم هرکسی توی زمان تعیین شدش تورو میفهمه ازاین تلاش دست نمیکشم ومطمئنم که اون روز معجزه بالاخره ازراه میرسه دوستت دارم دنیاهمیشه توی حرفام میگم به قول دنیاواسمم مهم نیست که طرف مقابل تورومیشناسه یانه عزیزدلممممم😘😘😘😘😘😘😘😘😘

    ۶+
  69. یاسمین یاسمین گفت:

    من توى اکسپلورر اینستا خیلى اتفاقى تابستون ٩۶ پیدات کردم و بخاطر عکساى رنگى و قشنگ و کپشناى بامزه و خنده دارت جذبت شدم. در واقع روحیهء شاد و شیطونت منو بطرف خودش کشوند… تا اینکه روز تولدت شد و هفت روز و هفت شب !! دوستات دویست بار واست تولد گرفتن و تو هم دویست بار شمع فوت کردى و هى فیلما و عکساشو چپ و راست گذاشتى توى اینستا.. طورى که دیگه حوصله م رو سر بردى و از پیجت سرسرى رد مى شدم😑😅گذشت تا کپشن طلایى ت رو در مورد قوانین و فرکانس گذاشتى… ازونجا بود که تمام کتابایى که سالها پیش در این مورد خونده و فراموش کرده بودم دوباره برام یاداورى شد و ازت خواستم بیشتر توضیح بدى. متقاضى زیاد بود براى همین ما رو بردى توى گروه تلگرام و یه سرى مطالب رو باز کردى ولى بچه هاى بیشترى علاقمند بودند و چون تعداد زیاد شد کانال افتتاح شد…هنوزم نمى دونم اون نقطهء عطف دقیقا چى بود ؟! ولى بعد از ۵-۶ ماه بى توجهى به فایلا از فروردین ٩٧ با تضادى که براى یکى از عزیزانم پیش اومد و خرید ورکشاپ و بالاجبار گوش دادن به اون ۶ فایل ، زندگیم دگرگون شد…

    حال خوب ، آرامش و احساس لیاقتم روزبروز بیشتر مى شه و با انجام تمرینا به سلامت پایدارتر ، درامد بیشتر ، روابط بهتر و رشد خوبى رسیدم. خوشحالم براى اینکه بعد از چند ماه الکى چرخیدن توى کانال ، براى ورکشاپت “بها ” پرداخت کردم…در واقع همون باعث شد من به اینجا برسم و انقدر این مسیر و این آگاهیها پرارزشند که دیگه وقتم رو از دست نمى دم. هر روز فایلاى تکرارى رو گوش مى دم و روى باورهام کار مى کنم و خسته نمى شم.مهمتر از همه اینکه شکرگزارى رو یاد گرفتم………… پاینده باشى🌺

    ۱۳+
  70. سارا سارا گفت:

    سلام دنیا.
    من سه سال و نیم پیش پدر جوونم توی خواب فوت کردن و من به طرز عجیبی شوکه و بعد ماتمزده بودم، اون زمان کتاب سفر روح رو خوندم و فهمیدم نههه یه چیزایی هست که من چون خیلی غرق روزمرگی بودم درک نمیکردم. اونجا جرقه تغییر دیدگاه در من زده شد و من دیگه مثل یه تشنه دنبال آگاهی بودم. بعد یه مدت از طریق اینستاگرام با شما و کانالت آشنا شدم. شاید جز صد نفر اول بودم. تا امروز هر فایلت رو بارها گوش دادم و الان هم که خودم با خودم تو یه دنیای دیگه فارق از همه چی سرخوش زندگی میکنم 😁

    ۷+
  71. مهسا مهسا گفت:

    امروز با تمام وجودم یه فایل رایگان جدید خواستم،میخواستم اول به دنیا جون پیام بدم و بگم برای این پاییز فوق العاده یه فایل جدید بزار برامون،بعد گفتم به موقعش میاد و غروب فایل اومد،چه نشونه ای قشنگ تر از این…پاییز فوق العاده ای رو آرزو میکنم برای تک تکتون🍁❤️

    ۶+
  72. Mojdeh Mojdeh گفت:

    فایل پرهیجانی بود.تغییر مسیر زندگی دوستتون مثل تغییر مسیر زندگیه جول اوستینه وقتی که پدرشون فوت کرد.امیدوارم درخشش زندگیشون از این به بعد به اندازه درخشش جول اوستین باشه.
    من خودم تیر پارسال از طریق پیج ویژه مصطفوی با شما آشنا شدم و خودم خیلی خوب میفهمم که تغییراتم تا چه حد زیاد بوده.توی بعضی موارد کند پیش رفتم ولی دلچسب.از بودن در این مسیر همراه با بچه هام لذت میبرم و دنیا عضو پنجم خونواده منه

    ۷+
  73. Soosan Soosan گفت:

    سلام به دنیای مهربون و دوستان عزیز
    من همون سالهایی که فیلم راز از شبکه چهار پخش می شد با قانون جذب آشنا شدم همیشه آخر هفته ها فیلم راز را می دیدم تا یه هفته شارژ بودم اون زمون در زندگیم تضادهایی داشتم که نمی دونستم چه جوری حلشون کنم اعتماد به نفسم پایین بود مهر طلب بودم واز درون داغون بودم دائم تا مشکلی برام پیش میومد کتابهای روانشناسی در رابطه با مشکلم می خوندم کتابهایی در باره راز قانون جذب زیاد می خوندم ولی انگارتشنه بودم و سیراب نمی شدم وگمگشته ای داشتم ،که نزدیک به یک و نیم سال پیش از طریق برادرم با کانال دنیا آشنا شدم نام کانال بمباران مثبت ذهن بود فایلها را که گوش می دادم خیلی برام لذت بخش بود و به دلم می نشست انگار زمانش رسیده بود که دنیا برام دست خدا روی زمین بشه من الان با تمرین و گوش دادن مرتب فایلها دائم نشونه ها میان تو زندگیم
    سعی می کنم حس و حالم را خوب نگه دارم با مدیتیشن و سناریو نویسی و روزانه ده مورد چیزهایی که بابتشون سپاسگزارم را در دفتر روزانه ام می نویسم و بابتش خدا را شکر می کنم به فراوانی کائنات باور دارم خونه ی مورد علاقه ام را خریدیم والآن توش زندگی می کنم
    باورهای جدیدی برای خودم ساختم و باورهای قبلیم را که رنج آور بودن و حس و حالم باهاشون خوب نبود را تغییر دادم
    الان با آدمای خوب و دوست داشتنی هم مدار هستم خودمو از درون عاشقانه دوست دارم و حس و حالم عالیه و منبع جهان هستی را باور دارم و خودمو خالق زندگی خودم می دونم مرسی از دنیای عزیز امیدوارم خدا خودش پشت و پناهت باشه که سخاوتمندی بخشی از وجودته ❤️مرسی از فایل صوتی عالی و پر از نکته

    ۵+
    • soofi soofi گفت:

      اواخر خردادماه امسال فردای شب تولد همسر دوستم (آیلین) که رفته بودم خونه اشون با سایت دنیا جان آشنا شدم.😊 اتفاقا تو دوره ای ام بودم که میخواستم بیزینس خودم که طراحی و دوخت لباس بود رو شروع کنم. اون روز فایل شکرگزار باشیم و باهم گوش دادیم وارد سایت شدم و ثبت نام کردم. بعد از اون به ترتیب فایل های صوتی و تصویری فایل و گوش دادم 😁 اون موقع ها من باورهای اشتباه مالی داشتم که از دنیای عزیز مشاوره گرفتم و کمک های ایشون بهم این اعتماد به نفس و داد و کارم و شروع کردم 💪 من هم هم مثل بعضی از دوستان گروه گذشته چندان خوبی نداشتم و بعد یه مسیر طولانی و سخت الان اینجام اما حالا بعد سه ماه کار خودم رو شروع کردم.😁البته هنوز ام در حال یادگیری و تمرین ام، بعضی اوقات ام شرایط یکم سخت میشه اما با خوندن نظر دیگران و تجربه هاشون امیدوارانه تر قدم برمیدارم و به حلو میرم پیش خودم میگه منم میتونم به خواسته هام برسم و بیشتر متمرکز میشه رو تمرین هام 😎
      برای دنیای عزیزم آرزوی سعادت میکنم و امیدوارم مسیرش همیشه سرسبز و پر خبرهای هیجان انگیز و فوق العاده باشه 💐🙏

      ۵+
  74. منصوره منصوره گفت:

    سلام به دنیای عزیزم وهمه دوستان ،من همیشه توزندگیم احساس خلاء میکردم تقریبا ازبیست سالگی همیشه دنبال یه معجزه بودم یه نقطه عطف وهرسال که بهارمیشددلم میخواست سال جدیدیه اتفاق عجیبی برام بیوفته که مسیرزندگیم تغییرکنه اواخرسال ۹۶ بودکه خیلی احساس افسردگی پوچی میکردم ازاینکه بی هدفم خودموسرزنش میکردم ارتباطم باخداکلاقطع شده بودبهم ریخته بودم تااینکه فروردین ۹۷ دقیقا توایام عیدیه کدورتی بین منویه دوستی پیش اومدویه سری اتفاقات دیگه ومن بشدت داغون بودم من همیشه عادت داشتم وقتی دلم میگرفت برای خدانامه مینوشتم البته ناله میکردم یه روزتویه پیجی ازببین کامنت ها باکتاب نیمه تاریک وجوداشناشدم که رفتم خیلی زودکتاب روگرفتم وبشدت عاشق این کتاب شدم چون عاشق مباحث خودشناسی بودم یه شب که بشدت دلم گرفته بودخیلی گریه کردم وازخداخواستم کمکم کنه بتونم آرامش داشته باشم چون خیلی عصبی بودم ودلم میخواست یه مادرصبوروشادباشم فرداهمون روزکه داشتم تویه پیجی کارای هنری یه خانومی رومیدیدم وتحسینشون میکردم گفتم چقدرخوب که شماانقدرباهدف وباانگیزه هستید وازبی هدفی خودم گفتم بعددیدم بهم دایرکت دادیکم با هم صحبت کرد ومنم یکم درد ودل کردم وگفت دیگه حرفهای منفی روبه زبون نیاروکانال دنیاروبهم‌معرفی کردوگفت بروبه این خانم پیام بده تاعضوکانال بشی خانم مرتضوی رادعزیز واقعا فرشته ای بود که دنیاروبه من معرفی کرد وباتمام کم وکاستی های که تواین یک سال ونیم داشتم ولی باتمام وجودم میگم که احساس خلاء من ازبین رفت وگم گشته ای که سال داشتم پیداکردم

    ۶+
  75. زهرا زهرا گفت:

    سلااااام دنیا گلی خسته نباشید بانو
    و تبریک به شیلای عزیز برای پیدا کردن راهشون🌷🌷
    من انقققققدر نحوه ی آشناییم رو با کانالتون دوست دااارم, انقققدرررر دوس دارم😍😍😍😍
    من ی شب همینجوری یهویی ب خدا گفتم خدایا قضیه چیه؟ اصلا واسه چی ما ب این دنیا اومدیم؟ یعنی اومدیم یک عمممر حسرت خیلی چیزا رو بخوریم بعد بمیریم؟ خب چرا؟ چرا من باید حسرت داشتن چیزای کوچیک و داشته باشم, بعد یکم زندگی کنم و بمیرم؟ نمیفهمم خدایا, بعد از همین مدل صحبتا باهاش کردم
    من کتاب راز و یک بار خونده بودم و دوران نوجوانی هم بازی زندگی رو یعنی ی چیزایی میدونستم از قوانین
    من اون موقع تو اینستا تو پیجای دیگه نمیرفتم شاید ب ندرت, بعد یهوویی رفتم تو قسمت پیجای دیگران و پیج ویژه جون رو دیدم و اتفاقی ی پستشونو دیدم ک راجع ب آرامش و قانون گفته بودن, یکم تو پیجشون سرچ کردم تا متوجه شدم تو یه کانالی عضون و من اومدم تو کانال😍و یک مدت بعدش یهو یادم اومد وااااااای من از خدا درخواست کردم ک قضیه چیه و چرایی یک سری چیزها رو خواستم و احساس میکنم خودش اومد بهم گفت بیا زهرا جان اینم جواب سوالات
    و وقتی اوایل تو ی سری موارد یکم شک میکردم فوری ب خودم میگفتم, ببین زهرا خدا خودش بهت گفته این راهه جهانه منه اگه اشکالی بود ک بهم معرفی نمیکرد و من الان نسبت ب قبلم خیییییلی پیشرفت داشتم و راه دور و درازی هم در پیش دارم.
    و یک چیزه دیگه ک همیشه افروزه عزیز رو هم ب خاطر پشتکار و جدیتش برای پیشرفتش تحسین میکنم و سعی میکنم جدیتش رو در خودم ایجاد کنم,.
    دوست دارم دنیا گلی, ممنون ک هستی

    ۶+
  76. الناز الناز گفت:

    هرچقدر دارم فکر میکنم که چه طور بگم نحوه اشناییم با دنیای عزیز رو نمیتونم انقدر عالی من هدایت شدم به این مسیر تو یه شرایطی که مثل مرداب بود برام مونده بودم و نه میتونسم بیرون بیام نه غرق میشدم یکی از دوستام که اتفاقا تازه باش اشنا شده بودم خود کائنات اورده بود سمتم تا با اون دنیا رو بشناسم یکی از فایل همین ثانیه از زندگیم رو برام فرستاد ،من میخواستم مهاجرت کنم و نمیشد و مهمترین نکته این بود که از بین این همه فایل دقیقا فایلی که جواب مسکل من رو داشت دستم رسید گوش دادم دیگه بعد از اون تموم سد واقعا تموم شد همون بعد ظهر تیر ماه بعد از تولدم که با تمام وجودم خواستم تغییر کنم بزرگترین تغییر وعوض شدن زندگیم رقم خورد شب و روزم شد این مسیر من اصلا نمیتونم به حرف بگم چقدررررر من زندگیم زیر و رو شد به قول افروز عزیز انگار سالهاستتت که این تغییر رقم خورده ،نمیدونید چقدرر من عزیز شدم تو جمع ها نمدونید چقدر من کادو گرفتم که تا به حال امکان نداشت کادوهایی دلی از دوسام نمی دونید چقدر از راهای عجیب و غریب پول وارد حسابم میشه وووووو و الان من در شرف مهاجرتم دیگه تمومه …یه معجزه هایی دیدم یه اتفاقهای افتاد که به مردم عادی بگم میگن توهم ورش داشته ولی ولی ولی این توهمها به قول اونا واقعیترین واقعیترین لحظه های زندگیمن
    دنیای من خودت میدونی دوست داشتنم و عشقم بت چه اندازه اس
    یه روز یه عزیزی بم گف که بتت کردم ولی اون نمیدونست از کلام تو من به خدا رسیدم…

    ۶+
  77. Forough Forough گفت:

    سلام به دنیای عزیزم و همه دوستان هم مسیر.من آذر ماه ۹۷ بصورت خیلی اتفاقی توی اینستا از طریق پیج یه خانوم که آدرس پیج دنیا جون رو گذاشته بود بادنیاجون اشنا شدم.اون زمان اینقدر حالم بد بود که پر بودم از استرس اضطراب.دلشوره.یآس.بی پولی. دوسال اخر قبل از اشنایی با دنیاجون و قوانین خیلی برام سخت بود.خیلی.نه روز رو میفهمیدم نه شب.یادمه زمزمه های ذهنم این شده بود خدایا درهای رحمتتو به روم باز کن.هر لحظه اینو باخودم زمزمه میکردم.الان که دارم در موردش حرف میزنم اشک تو چشام جمع شده. بعد ازون دوران سخت وقتی وارد سایت شدم و اولین فایل رو گوش کردم درهای رحمت به روم باز شد انگار مسکن قوی بهم زدن یه جوری اون لحظه آروم و سبک شدم که انگار بال در آوردم و دارم‌پرواز میکنم.من اون شب تازه متولد شدم. یادمه شب اول من ۳تا از فایلهای دنیاجون رو گوش دادم وبا هربار گوش دادن انگار باز تشنه تر میشدم برا دونستن و آرامش بیشتر.یه نوری توی ذهنم روشن شده بود.همه چی برام زیبا شده بود.همه چی تغییر کرده بود.من هنوز دارم مراحل تکاملم رو طی میکنم زمین میخورمو پا میشم ودارم توی این مسیر از دنیا جون راهنمایی میگیرم که بتونم پرقدرت و با انرژی و انگیزه برای رسیدن به ارزوهام و رسیدن به فروغی که آرومه و خوشبخت قدم‌بر دارم.من خیلی تغییر کردم خیلی.من دنیا جون رو هم ناجی خودم میدونم و هم استاد خودم.خدایا شکرت که توی روزای سخت و تیره چراغ امید رو برام روشن کردی و تونستم با دنیا جون و قوانین آشنا بشم.❤

    ۸+
  78. Pana Pana گفت:

    دنیا جون من وقتی ۱۳ ۱۴سالم بود یه روز توی شهر کتاب دنبال یه کتاب بودم که یهو چشمم به کتاب راز افتاد و عاشقش شدم اون موقع خیلی از فیلم های راز رو دیدیم و دلم میخواست روانشناس شم و اینارو به همه بگم ولی وقتی دبیرستانی شدم انگار همه چی از ذهنم رفته بود فقط ته دلم میدونستم هر چیزی که بخوام اتفاق می افته و جهان میگه فرمانبردارم سروروم… تا اینکه بعد از یه رابطه دبیرستانی و شکست توش و گریه و اینا که خودتون داستانش رو میدونین.. یه روز توی استوری پیج خانم ویژه مصطفوی دیدم که نوشتن با شما معنی آرامش و کائنات و… متوجه شدن و لینک کانالتون رو گذاشته بودن و من سری جرقه خورد توی ذهنم که آره باید برگردم و مسیر رو درست کنم و خیلی خوش حالم از این بابت ،هنوز تضاد هایی پیش میاد برام و ناراحت میشم گاهی اما میدونم من الان ۲۰ سالمه و راه خیلی زیبا و روشنی جلومه ،💙🙏💖

    ۶+
  79. سیما سیما گفت:

    سلامممم دوستان خوبم
    دنیای عزیزم من تو فرکانس شما بودم و داخل سایتها و کانالها بدنبال جواب سوالهام بودم تا اینکه توی یه کانال وویس “ناله ممنوع” شما رو گوش کردم. خودم کامل اعتقادم این بود ولی اطرافیانم مثل اکثر مردم ایران دائم مشغول غر و ناله هستن و به من اتیکت خوش خیالی و خوش باوری و … میزدن. با شنیدن این وویس اونقدرررررر خوشحال شدم که این طرز تفکرم درسته و این دیگران هستن که راه رو به اشتباه میرن و دیگه از اونروز تو این مسیر اصلا احساس تنهایی نمیکنم. فقط یه مساله ای که برام جالبه اینه که بحث تکمیل قانون جذب و اضافه کردن قانون فرکانس الان خیلی تو ایران زیاد شده و افراد مختلف بر اساس آموخته هاشون از استر هیکس دارن دوره های آموزشی برگزار میکنن و نمیدونم من اینجوری فکر میکنم چون الان همش افراد هم فرکانسم رو به خودم جذب میکنم یا اینکه اون ۳ درصدی که شما اشاره میکنید به این باورها رسیدن داره بیشتر و بیشتر میشه!!!!!
    ممنونم از زحماتت برای ما پیروز و سلامت و پر از آرامش باشی مربی نازنین ما

    ۵+
  80. mona mona گفت:

    من حدود یکسال و نیم قبل تو اینستا گرام تو قسمت سرچ به صورت کاملا اتفاقی یه پست از صفحه دنیا جون دیدم که درمورد باورهای غلط که به صورت سنت دراومده صحبت کرده بود برخوردم پست رو خوندم که درمورد سیاهپوستها بود و مطلبش خیلی به دلم نشست از اون به بعد صفحه دنیا جون رو فالو کردم و هر از گاهی می دیدم که یه مطلبی درمورد یه کانال که داره میذاشت ولی هیچوقت توضیح کاملی نمی داد و من کنجکاو بودم که این کانال چی میتونه باشه تا اینکه پارسال روز تولدم وقتی وارد اینستا شدم دیدم برای اولین بار از وقتی من صفحه دنیا جون رو فالو کرده بودم یه لینک از کانالش گذاشته بود من مثل تشنه ای که بهش آب رسیده باشه با نهایت اشتیاق کانال رو باز کردم و شروع به گوش دادن به فایلها کردم و عجیب به دلم نشست این شد که احساس کردم کادوی تولدمو گرفتم و با جون و دل به فایلها گوش دادم و بعداز یه مدت خیلی کوتاه اولین نتایجشو دیدم
    تا به امروزم که حدود یکسال و بیست روز از اونروز میگذره همه فایلها رو گوش دادم و سایت رو به خیلی ها معرفی کردم

    ۴+
    • فرزانه فرزانه گفت:

      سلام دنیای عزیزم،
      من خرداد ۹۷ تو شبهای ماه رمضون از طریق پیج ویژه جون با کانالت آشنا شدم و زندگیم متحول شد. من خیلی تو شرایط روحی بدی بودم از خیلی جنبه ها روم فشار بود. از نظر مالی دنبال کار و درآمد بودم، تو روابطم مشکل داشتم. یک خلاء بزرگ تو درونم احساس میکردم و همیشه دنبال یک چیزی یک راهی بودم که ازین شرایط بیرون بیام. از خدا میخواستم همیشه که منو تو مسیر درست قرار بده. قبل از این آشنایی من دو سال قبل کتاب از دولت عشق و چهار میثاق خونده بودم. با تو آشنا شدم و شروع کردم به گوش دادن ویس ها تک به تک و نوشتن و تمرین و تکرار و تهیه ورکشاپ و واییی چقدر اتفاقات قشنگی برام افتاد. از کار و درآمد، از اعتماد بنفسم، موارد مالی زیاد برام اتفاق افتاد یک سرمایه گذاری. تو روابطم چقدر رشد کردم، سلامتیم از نظر جسمی و روحی به آرامش درونی رسیدم که دنبالش بودم. از خیلی جنبه ها من رشد داشتم تو این یک سال خرده ای و هنوز هم ویس ها گوش میدم و تمرین ها انجام میدم. حتی برای خونوادم اتفاقات خوب مالی پیش اومد. هنوز خیلی باید رو خودم کار کنم و تمرین انجام بدم ولی ایمانم به راه خیلی قوی تر شده و در مقابل تضاد ها واقعا قوی تر و محکم تر شدم. ممنونم ازت دنیای عزیزم که راه بهم نشون دادی

      ۶+
  81. Afrooz Afrooz گفت:

    سلااااااااام
    بعضی وقتا دنیا کارای سختی از آدم میخوای، من انقدر اتفاق توی زندگیم افتاده بعد از آشنایی با تو و قوانین و انقدر اون روزا و لحظه‌ای که با تو آشنا شدم برام دوره که کلی فکر باید بکنم که چی بودم و چی شدم، البته همیشه این مقایسه رو میکنم و سپاسگزاریمو انجام میدم ولی انگار مال ۱۰۰ سال پیش بوده…
    یه زندگیِ پر از طوفان، یه همسری که حتی ۱۰ درصدم هم نمیشد روش حساب کنم، یه درآمدی که باید ازش خرج خونمو میدادم و به همون همسر به درد نخور کمک میکردم، حس بی ارزشی زیاد،ترس از خانواده‌ی همسر تمامِ زندگی رو برام سیاه و زشت کرده بود، صبح‌ها هیچ امیدی واسه بیدار شدن از خواب نداشتم فقط یه جریانی که بود من چون معلم یوگا بودم و خوب یوگا تمرین میکردم همین باعث شده بود سرپا بمونم، و امیدم رو از دست ندم، اسفند سال ۹۶ روز تولدم دختر عموم توی باشگاه بهم گفت که یه کانال توی تلگرام هست به نام بمباران مثبت ذهن که خیلی عجیب غریبه بیا برو توی اون کانالِ چون من از وقتی که رفتم حالم خیلی عوض شده….
    دیگه از همون روز ، دقیقا همون روز با گوش دادن فایل اول من از زمین رفتم آسمون، از اون روز تا طلاق من دقیقا ۶ ماه طول کشید و طلاقی که تاریخی شد واسه من و همه اطرافیانم ، اما اینو بگم ۶ ماه من هر روز ، روزی ۳ ساعت فقط فایل گوش کردم، نوشتم، عبارت تاکیدی گفتم، خوندم و سعی کردم حالمو خوب نگه دارم و امروز که یک سال و نیمِ از اون جریانِ آشناییم میگذره من در بهترین شرایطی که دوستش دارم ، دارم زندگی میکنم و انقدر حس و حال من خوب و عالیه ، انقدر انرژی و فرکانس من بینظیره که خانوادم همش میگن از وقتی برگشتی برکت زندگیمون بیشتر شده، توی محل کار کلاسهام عالین، درآمدم خوبه خداروشکر، و هزار تا چیز دیگه که اگه بخوام بگم باید ده صفحه بنویسم…
    با وجود تمام این جریانات من هنوزم وویس گوش میکنم، هنوزم مینویسم و هنوزم روی باورهام کار میکنم و به حدی ایمانم قوی هست در این راه که ثانیه‌ای بی تمرین نمیمونم و ثانیه‌ای حتی به فکرمم نمیرسه که رها کنم این تمریناتمو و همیشه شبها وقتی که میخوام بخوام به این شعر مولانا فکر میکنم و یادم به خودم میوفته که ثانیه به ثانیه حواسم به خودم ، کلامم، عملم و تمامِ ورودیهای ذهنم هست ، اونجا که میگه :
    خوشا آنان که دایم در نمازند…
    و واقعا خوش به حالِ خودم و تو دنیای عزیز و تمام دوستانی که توی این راه قرار گرفتند و هر لحظشون پر از حال خوب ، پیشرفت و عشقِ به خودشون و خالقشون هست
    روز و روزگارت سبز، راهت هموار🍀🍀🍀

    ۲۸+
  82. Somayeh Somayeh گفت:

    سلام من هم ماه رمضان پارسال تو یه بحران سخت بودم حالم خیلی بد بودشبها گریه میکردم از خدا میخواستم یه دری برام باز کنه که شب قدر بود با کانال دنیا جون آشنا شدم حالم خیلی خیلی خوب شده ولی راه طولانی دارم برای رسیدن هدفهام مرسی دنیا جون که هستی

    ۷+
  83. Negin Negin گفت:

    سلام دنیای عزیزم. من سال گذشته از طریق خواهر دوست داشتنی خودم باهاتون آشنا شدم. وقتیکه زندگیم بخاطر مسائل عجیبی، زر و رو شده بود و روز به روز درهم شکسته تر و رنجورتر میشدم. تا حدود دوماه بعد از عضویت توی کانال حتی زحمت باز کردن فایلهارو به خودم نمی‌دادم و میگفتم تا حالا کانالهای این مدلی که فقط دلخوشی میدن از روی شکم سیری زیاد دیدم. یک روز خواستم لفت بدم. یکی از فایلهارو باز کردم. وقتی گوش میدادم هرچی جلوتر میرفت حالم بهتر میشد. هنوز تضادها هستن. ولی خیلی محکم تر شدم و روزی حداقل دوبار فایلهای شمارو گوش می‌کنم.و هربار نکته ی جدیدی کشف میکنم و جواب سوالامو میگیرم. امشب هم که در نهایت حیرت شیلارو که پیجشو فالو میکردم قبلا و همیشه برام تحسین برانگیز بود، دوباره پیدا کردم. عجیبه برام…. مرسی از تو دنیا. تو یه نعمتی.

    ۶+
  84. Nafas Nafas گفت:

    خرداد ۹۷ بود ک باشما آشنا شدم خیلی اتفاقی از طریق تبلیغ اینستا .بیمار بودم و هرشب اورژانس و بیمارستان بودم حال روحیم خراب بود ب شدت وویساتون آرومم کرد از اون حالت بهم ریخته خودمو جمع و جور کردم و حالم روز ب روز بهتر شد .وقتی وارد سایت شدید اوایل میومدم تو سایت ولی کم کم فاصله گرفتم یادم میرفت و برام‌ کمرنگ شد تا اینکه دوباره بعد چندماه وارد سایت شدم اونم بخاطر اینکه بهم ریخته بودم و جایی جز اینجا ب ذهنم نرسید یعنی کسی جز شمارو نداشتم ک کمکم کنه تا حالم بهتر بشه . امیدوارم دوباره بتونم ب انرژی اینجا وصل شم و دیگه فاصله نگیرم . گاهی فکر میکنیم دیگه قوانینو یاد گرفتیم و نیازی ب حضورمون نیست ولی من وقتی دوباره بهم ریختم فهمیدم فاصله گرفتنم اشتباه بود . دلتون همیشه شاد 🌻

    ۴+
  85. Mozhgan Mozhgan گفت:

    سلام دنیا جون
    .بازهم به موقع.این روزها تا دچار مشکل میشم وسوالی توذهنم مطرح میشه فایل تو روی سایت میاد باهمون جوابی که منتظرشم نمیدونم باید تعجب کنم یا نه.
    من اولین بار۲ سال قبل. بعدازاینکه بشدت احساس تنهایی و غم سنگینی که باعث فشردگی قلبم میشد.ازطریق همکاری که فقط برای مدت کوتاهی همدیگرو خارج از محیط کار میدیدم واونم درگیر مشکلات عاطفی بود وفکرمیکرد من بتونم کمکش کنم چون درمحیط کار قوی بنظر میرسیدم.ولی بعدامتوجه شد که من بسیار داغونم ازدرون ازطریق کانال تلگرام آشنا شدم.ومن دیگه اون خانم همکارو نمیبینم.چون من دیگه اونجا نیستم.درست هنوز مشکلاتم بسیار وهنوز راهمو پیدا نکردم ولی تو امیدوارم کردی.ومن باید ترسهام و ذهن مقاوممو خاموش کنم.خیلی چیزا ازت یاد گرفتم ممنونم ازت .😚

    ۶+
  86. ستاره ستاره گفت:

    سلام
    سلام
    سلام
    من تقریبا یکسال پیش بود که از یک رابطه سمی بع ستوه اومده بودم و شغلی پیدا نمیکردم و بیکار بودم و هی مریض میشدم یهو ی حسی بهم گف برو سراغ مطالعه و کتاب بخون و خودت رو پیدا کن به صورت اتفاقی وارد یک کانال روزمره نویسی یک نویسنده شدم و یک شب یک کلیپی از کانال دنیا جان توی کانال فوردوار شد و من وارد کانال شدم و وویس ها رو گوش دادم و یک حس خوبی داشتم فرداش پیشتهاد کاری بهم شد و خودم رو از رابطع سمی رها کردم و خارج شدم از رابطع
    و کم کم حالم بهتر و بهتر میشد و هنوز باید رشد کنم و خودم شاهد رشد خودم بودم و میدونم در برابر تضادها چقدر قوی شدم و خوشحالم
    و از کائنات سپاسگذارم که تورو سرراهم قرار دادم

    ولی یک سوال دارم من رشد کردم و زود تضادهارو مدیریت میکنم
    در رابطه با سلامتی زود ذهنم رو سمت سلامتی میبرم و مثل قبل نیستم که خودم رو ببازم
    ولی چند وقتی هس که با اینکه قوی شدم اون حس روزهای اول رو چرا ندارم ؟
    اون حس دوس داشتنی بود برام
    الان انگار حالت خنثی دارم
    این طبیعی هس یا دوره ای هس که اینم باید بگذزه

    ۸+
    • ناهید ناهید گفت:

      سلام ستاره جون
      من فکر می کنم …..پیغامی به ضمیر ناخودآگاهت فرستادی برای تغییر …. ولی چیزی که توی ضمیر ناخودآگاهت در این موردثبت شده شاید این باشه که خب تموم فایلها رو که گوش بدم دیگه تغییر اساسی می کنم…شاید هم زمان برای تغییرت مشخص کردی …….حالا می بینه که تغییرت خیلی زیاد نبوده وحالت خنثی می گیره وبی خیال میشه…..می دونی که ما خالق هستیم ومیتونیم ضمیر ناخودآگاهمون رو برنامه ریزی کنیم ……پس بهتره بهش بگی درسته تغییرات کم بوده ولی من باید پله پله برم بالا …..تغییرات قشنگ زندگیم تو راهه …..من نباید جا بزنم یا زمان تعیین کنم فقط باید حالم رو خوب نگه دارم واز این حالت خنثی بیام بیرون …..واجازه ورود اتفاقهای خوب رو بدم.

      ۰

      ۳+
    • ستاره ستاره گفت:

      سلام ناهید جون
      مچکرم از پاسخ گوییت
      اومدم بگم من اون مرحله رو رد کردم
      و حالم خوبه
      چون حس کردم اینم یک مرحله ای هس که باید رد بشه و بره
      و از انجام تمرین ها دس نکشیدم و ادامه دادم
      مچکرم ازت دنیا جان

      ۱+
  87. Shila_alami Shila_alami گفت:

    عاشقتم بهترین … ❤❤❤❤ بهترین روز زندگیم بود امروز از شدت نشونه دارم خفه میشم

    ۶+
    • ناهید ناهید گفت:

      سلام ستاره جون
      من فکر می کنم …..پیغامی به ضمیر ناخودآگاهت فرستادی برای تغییر …. ولی چیزی که توی ضمیر ناخودآگاهت در این موردثبت شده شاید این باشه که خب تموم فایلها رو که گوش بدم دیگه تغییر اساسی می کنم…شاید هم زمان برای تغییرت مشخص کردی …….حالا می بینه که تغییرت خیلی زیاد نبوده وحالت خنثی می گیره وبی خیال میشه…..می دونی که ما خالق هستیم ومیتونیم ضمیر ناخودآگاهمون رو برنامه ریزی کنیم ……پس بهتره بهش بگی درسته تغییرات کم بوده ولی من باید پله پله برم بالا …..تغییرات قشنگ زندگیم تو راهه …..من نباید جا بزنم یا زمان تعیین کنم فقط باید حالم رو خوب نگه دارم واز این حالت خنثی بیام بیرون …..واجازه ورود اتفاقهای خوب رو بدم.

      ۱+
  88. Shila_alami Shila_alami گفت:

    سال ۹۵ بهم هدیه داده بودی … خدای من … هنوز هم باورش سخته …

    ۶+
  89. Shila_alami Shila_alami گفت:

    حال خوب من از روزی شروع شد که پدرم که عزیزترینم بود دو ماه پیش فوت شد و این اتفاق حدود دو هفته بعد از دیدار من و دنیا که بعد سه سال اومده بود ایران افتاد . هفته اخر زندگی چرپدرم که تجربه نزدیک به مرگ و کما و … رو به من نشون داد و مرگش که اولین تجربه از دست دادن عزیزم بود و اتفاقات و حس بعد از مرگ بابا که برای من نقطه عطف بزرگی بود … روزی که با دنیا بودم خیلی سر از عوالمش در نمیاوردم و چند تا از نوشته هاشو خوندم و فراموش کردم … اما این چند روز مثل تشنه ای که به آب برسه هر لحظه پیش رفتم و پیش رفتم … و اتفاق با مزه امروز که بعد از چت طولانی دیشب دنیا بهم یه کتاب معرفی کرد و ظهر توی دفتر کارم بهش مسیج دادم و تشکر کردم و دنیا یه کتاب دیگه معرفی کرد و یهو سرم رو چرخوندم و دیدم اون کتاب توی کتابخونه من هست و جالبه که سال ۹۵ دنیا اون کتاب رو نوشته و هدیه کرده به من ولی من بعد از خوندن سه صفحه گذاشتمش توی کتابخونه و برگشتم مالزی و امروز بعد از سه سال … و این یعنی هیچ چیز تصادفی نیست … دنیای قشنگم دوست دارم و ممنون که هستی ما باهم همکار بودیم رقیب کاری بودیم رفیق بودیم از نوع فابریکش رفاقت کردیم اما الان بهترین نوع ارتباط رو با تو تجربه میکنم و کیف میکنم نازنین …shila_alami

    ۲۲+
    • Sarapassenger Sarapassenger گفت:

      سلام دنیاجون. دونه دونه حرفایی که زده بودین رو تجربه کردم. سالها پیش کسی کنارم بود که این داستان قوانین رو به شکل سربسته تر بهم گفت منتها من میگفتم چی میگه این🤔 تااینکه پاییز پارسال بود از طریق پیج بیتاجان پیج شما رو دیدم باز جذبم نکرد.حتی فالو هم نکردم.بارها سر میزدم به پیجتون ولی باز رد میشدم ازش.چندبار اومد به لایوتون. دیدم حرف ازصبح سناریو بنویس شب تجسم و..‌ ایناست. باز رد شدم.ولی زمستون بود که وارد سایت شدم فک کنم. نمیدونم چی باعث شد ولی ویسهارو گوش کردم. و انگار افتادم تو جاده😆 ورکشاپها رو خریدم. و دارم رو خودم کار میکنم کم کم.تغییرات مالی کوچولویی برام اتفاق افتاده ولی اعتماد بنفسم در مواجهه با مشکلات بیشتر شده. بخودم میگم من انقدر میتونم توان بذارم بقیشم کائنات کمکم میکنه و به فلان چیزی که میخوام میرسم. رو باورهای سلامتی دارم کار میکنم و بقول شما لازمه بارها رنگ سفید رو رو باورهای سیاه بزنم تا محو بشه.
      مرسی که هستین⚘⚘⚘⚘

      ۶+

دیدگاهتان را بنویسید