سلام به هم فرکانسی های عزیزم، من حدود دو سال قبل با دنیا آشنا شدم با مشاوره تمرین و ورکشاپ ها بسیار دستاورد های خوبی داشتم و حال درونی بسیار خوب، بزرگترین معجزه ای که برام رخ داد این بود که همسرم که تقاضای طلاق دادبود و منو از خونه بیرون کرده بود و به هیچ وجه حاضر نمیشد حتی یک کلمه با من حرف بزنه و مدام فقط پافشاری روی طلاق داشت یهو خودش، به طرز معجزه آسایی برگشت و ازم درخواست کرد ک دوباره با هم زندگی کنیم، و خودش، هم از نظر شخصیتی خیلی تغییرات مثبت کرد اما من بعد از اون آشتی با این که خیلی در ظاهر خوشحال بودم اما در درون ترس از دست دادن دوباره اون رو داشتم و مدام تو ذهنم این میومد ک دوباره تورو رها میکته و همین هم شد بعد از گذشت یکسال و نیم چنان رابطه به اون خوبی ما خراب شد و انقد از سمتش بی مهری و بی اعتنایی دیدم که واقعا غمگین شدم، نه تنها از نظر رابطه بلکه یهو با کنار گذاشتن تمرین ها از نظر مالی، احترام و حتی سلامت به اوضاع بدی رسیدم، الان 5 روزه ک دوباره برگشتم به مسیر و دارم ورکشاپ فرمان رو دوباره از نو گوش میدم اما حس میکنم دیگه اشتیاقی ب همسرم ندارم، از بس بارها منو پس زده و کنار گذاشته یه حسی در من هست که دوس ندارم تو این رابطه باشم و از طرفی هم از نظر مالی در حال حاضر توانایی جدا کردن مکان زندگیمو ندارم، ممنون میشم راهنماییم کنید، بمونم و رو خودسازی کار کنم و یا بذم و برای همیشه با یه رفتار جراتمندانه این رابطه رو تموم کنم؟