سلام
من ۹ماه جایی کار میکردم که خیلی شکرگزارش بودم بخاطر مکانش و چیزای دیگش خوشحال بودم حس خوب داشتم ولی یکی دوماه پیش یهو دلم خواست برم جای جدید چون فکر میکردم اینجا برام کوچیک شده و باید برم تو دریای بزرگتری شنا کنم و.. شروع کردم آرزوهامو نوشتن، جملات تاکیدی گفتن و..
جالبه که همچی کن فیکون شد و بعد از ۸سال اونجا منحل شد و الان ده روزی میشه که خونه هستم. روزهای اول خوشحال بودم که همه اینا بخاطر من بود، من فرکانس رفته بالا و قراره جای بهتری برم و… الان یهویی نگران شدم نکنه من ادم خوبی نبودم و خدا اونو ازم گرفت، نکنه اشتباه کردم، جواب مردم را چی بدم، فکر میکنن بیرونم کردن چون نمیدونن که من خودم خواستم بیام بیرون و…..