سلام من سوال کردم اما مثل اینکه نیست
من پیشنهاد کاری تو رشته ی خودم و شهر خودم کار اداری و ازمایشگاهی یکی پیشنهاد داده و گفته حضوری باید بیای صحبت کنی شاید حقوق ش از اینجا مقداری پایین نر باشه البته اینجا شیفت شب بالاس
نمیدونم رفتی چ جوری صحبت کنم و انتخاب کنم یا نه و از طرفی بیشتر میتونم وقت بزارم رو خودم کار کنم
میشه راهنمایی کنید
و اینکه من واسه فروش زمین حتی تصمیم به شکایت داشتم که با پسر عموم شریک مبلغش زیاد نبود اما تضاد مالی داشتم نیاز داشتم بهش یکی دوبار به پدرم گفتم اما از وقتی با دنیا اشنا شدم دیگه نگفتم و
یه روز واسه خودم همونجور که تو پست شکوه سوگواری گفتین واسه خودتون ددلاین بزارین من اینکارو کردم و خیلی سبک تر شدم و سه روز پیش یعنی روز دوم بابام 8 صب زنگ زد که پسر عمو زمینت روفروخته گفته چند روز دیگه بهت میدم
یه طرف ذهنم میگه تو اینو خلق کردی به کمک خدا و یاری کائنات و خیلی خوشحال شدم و خداروشکر کردم و اصلا من یه جورایی فروش زمین رو فراموش کرده بودم.
اما یکی دو روزه یه طرف ذهنم میگه چی میگی بابا زمین بوده فروخته دیگه مگه چیکار کردی فلان! و مدام بهش میگه خفه شو بشین سر جات من اینو خلق کردم چرا قبلا فروش نمیرفت این همه استرس داشتم وای چرا فروش نرفت تا کی فروش بره چرا باهاش شریک شدم اینجوری
این چباوریه بازم خفه ش کنم اینجوری یا نه اشتباهه
وقتى باورهاتو درست كردى و اون زمينو رها كردى ، به فروش رفت. پس بجاى سرزنش كردن خودت دايم بگو من با ذهنم تونستم. پس از اين به بعد هم روى هرچيز خوبى كه تمركز كنم ، بدستش ميارم. با كمترين تلاش فيزيكى و باورهاى درست توى كارى كه بهش علاقه دارم بهترين نتيجه رو مى گيرم