من از روی مجبوری دارم زندگی میکنم، مادرم فوت کرده، خواهرم ندارم، با پدرم و داداشم زندگی میکنم و از روی مجبوری براشون ِِغذا درست میکنم….پدر و برادرم هم خیلی دوستم دارن ولی من هیچ انگیزه ایی ندارم و همش میگم آخرش باید بمیریم …قصد ازدواج هم ندارم…..حوصله کارهای تکراری که هر روز ِغذا درست کنم متنفرم…برام بی معنیه زندگی