صفحه اصلی اول انجمن ها خرد جمعی رشد فردی نگهداری از مادر بیمارم

در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #42116
    sara roshany
    مشارکت کننده

    سلام عزیزان، من ۵ سال پیش پدرم عاشق دختر جوانی شد و برای اینکه مادرم رو از زندگیش خارج کنه شروع کرد به ازار مادرم و کتک زدنش ولی مادرم یک سال تحمل کرد و به ما چیزی نگفت بعد از یک سال به من پناه اورد وهمسرم قبول کرد که مادرم با ما زندگی کنه، بعد از اومدنش کم کم فراموشی گرفت و الان الزایمر و افسردگی شدید داره، من ورکشاپ ها و کوچینگ با دنیا جون گرفتم، اما با دیدن گریه ها وغم مادرم برام سخته حالم و خوب کنم
    سوالم اینه ایا من در درونم باور غلطی هست که ۴ساله مادر غمگینم و نگه میدارم یا برای رشدم لازمه و نگهداری از مادر بیمار و افسرده باعث خشنودی خدا میشه، این رو هم بگم من دوتا خواهر دارم که در شهرهای دیگه زندگی می کنن ولی مادرم می خواد با من باشه
    ممنون از پاسخگوییتون

    #46314
    ياسمين
    مدیر

    سلام. هرچى اطرافت هست بخاطر افكار و باورهاى خودته. پس اگر غم و غصه مادرت رو مى بينى قطعا درون خودت هم ناآرام و پر از آشوب و ناراحتيه. ممكنه مملو از خشم نسبت به پدرت باشى ولى اينو بدون كه مادرت بيشترين ظلم رو به خودش كرده. يعنى انقدر خودشو دست كم گرفته كه پدرت به خودش اجازه داده كه اون رو ازار بده….پس ؛ پدر ، مادر و خودت رو ببخش تا راحتتر بتونى با اين جريان كنار بياى. وقتى به پذيرش رسيدى، احساست بهتر مى شه و اون بُعدى از شخصيت مادرت رو مى بينى كه آرامتره. يا حتا شرايطى پيش مياد كه خواهرت نگهدارى مادر رو به عهده مى گيره….بابت حضورش توى خونه و همكارى شوهرت سپاسگزار باش و به نكات قشنگ زندگى ت توجه كن تا اين جنبه هاى خوب ، بيشتر و بيشتر بشن…

    #46315
    sara roshany
    مشارکت کننده

    مرسی یاسمین جون پاسخ قشنگت ارومم کرد

در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.