سلام دوسال و نیم هست که با دنیا جان اشنا شدم فایل گوش میدم ورکشاپ گرفتم و چندین بار گوش دادم مدیتیشن میکنم خیلی مینویسم از شکر گذاری گرفته تا تمام احساساتم ، نوشخوارهای ذهنم ، ارزوهام و… تنها هستم و هیچ هم صحبتی ندارم بیشتر تو سکوت هستم و با خودم و این مسائلی که گفتم سرگرم هستم ولی الان خیلی غمگینم شاد نیستم شرایط زندگیم اینجوریه و تو این دوسال و نیم به هیچ کدوم از خواسته هام نرسیدم و هر روز غمگین تر شدم . ۳۴ سالمه مجردم با خانوادم زندگی میکنم انقدر پدرم خانواده و اذیت میکنه که من همیشه تو اتاقم تنهام میرم سرکار میام تو اتاقم شرایطم چرا تغییر نمیکنه ؟