سلام سمیه جان
شاید به خاطر فشار کار یا افکاری از جنس آشفتگی و نگرانی بابت کار ،کنترل ذهنت رو در دستت نداشتی برای همین دچار استرس شدی
بهترین کار اینه که خودتو با هر حالتی که الان هستی بپذیری و با استرست مقابله نکنی ینی به خودت به اون کودک درونت نگاه کن ببین الان برای چی استرس داره باهاش حرف بزن براش بنویس شاید این مدت کودک درونت رو از یاد بردی بهش عشقی ندادی .
شروع کن به گوش دادن فایلها مثل اولین باری که خودت گفتی وقتی به فایلهای دنیا جون گوش میدادی فقط اشک میریختی با اون حس وحال ،با تمام وجودت از اول همه روگوش بده
یه مدت تمرکزت رو از هر چیزی که بهت استرس میده بردار وفقط توجهت رو بذار روی خوشیهای کوچیک زندگیت.
تمرین نشونه نویسی به نظرم عالیه .از صب تا شب هر چیز کوچیکی که بهت حال خوبی میده حتی به اندازه یه آب خوردن بنویس . اینجوری تمرکز ذهنت به سمت داشته هات میره.