یکسالگی پدرومادم ترکم کردند و نزد فامیل بزرگ شدم. لیسانس حقوق هستم.۲۴سالگی ازدواج کردم بعد از۹ سال همسرم من و فرزند یک سالم را ترک کرد. ۳۴ سالگی با همسر دومم آشنا شدم وهفت سال بی اندازه عاشقش بودم هم من و هم پسرم که او را پدر میداند. بعد از فراز و نشیبهای زیاد پنج ماهه به انگلیس امدیم با هزار رویا. اما او هم مارا ترک کرد و من حالم خوب نیست.تنها و شکسته شدم و میخوام رابطه و زندگی رو نجات بدم . چیکار کنم
سلام.نجات زندگیت فقط اینه که خود فراموش شدت رو پیدا کنی .اینکه خودت رو سالهای سال ترک کردی وباعث شدی دیگران ترکت کنن از روی صندلی قربانی بلند شو ونگو اونا ترکم کردن بگو خودم احساس لیاقت نکردم احساس ارزشمندی نکردم واز همین الان تغییر رو شروع کن از فایلهای رایگان شروع کن. به کودک درونت نگاه کن پیداش کن ببین چه رنجی رو داره تحمل میکنه ببین چی به سرش اومده دستشو بگیر بغلش کن بهش احساس ارزشمندی بده یه تصوری که از کودکیت داری یا یه عکسی از کودکیت رو بذار جلوی چشمت کنار آینه بهش نگاه کن باهاش حرف بزن وهر روز قربون صدقش برو بهش امید وانگیزه بده که خودش رو تغییر بده وحس لیاقت کنه.
فقط با کار کردن روی خودته که میتونی این اتفاق تکراری رو حذف کنی.
اگه خشم ونفرتی از پدرو مادرت وکسایی که ترکت کردن داری بریز بیرون وبدون از این به بعد اگه روی فرکانسهات کار کنی همه چیز عوض میشه اما نه یک شبه در پروسه ی زمانی که بستگی داره به خودت چقدر روی پای خودت باشی وباورهای درست بسازی وزندگیت رو از نو بسازی.
خودت رو باور کن که توانایی وشروع کن وروی حس لیاقتت کار کن.سخته اما وقتی احساس ارزشمندیت رو بالا ببری اونوقته که دیگه نیازی به حضور کسی نداری اونوقته که آدم لایق سر راهت قرار میگیره چون تو خودت رو لایق دونستی.