صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › رشد فردی › نقش باور
- این موضوع 11 پاسخ، 1 کاربر را دارد و آخرین بار در 5 سال، 5 ماه پیش بدست
Sooolia Sh بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
28/اسفند/1399 در 01:23 #41279
نسرین فهیمی
مشارکت کنندهسلام دوستان . من همیشه دلم می خواست مدرسه نمونه دولتی یا تیزهوشان درس بخونم و حق خودم می دونستم . من توانایی و هوش و استعدادشم داشتم که تو این مدارس موفق بشم و خودمو تو این جایگاه می دیدم . ولی هیچ وقت تو این مدارس تحصیل نکردم! الان حدود ۱۵ سال از اون دوران می گذره و من هنوز این سوال ذهنی رو دارم که پس نقش باور عمیق من چی شد؟؟؟؟ چرا کائنات منو به سمت خواسته م هدایت نکرد؟؟؟
28/اسفند/1399 در 01:24 #43771ياسمين
مدیرسلام دوست عزیز. شاید ته دهنت احساس عدم لیاقت داشتى که این اتفاق نیفتاده. یا حتا ممکنه به دوستایى که توى این مدارس درس مى خوندن حسادت مى کردى یا نسبت به پدر و مادرت بابت کمک نکردن خشم داشتى …داشتن احساس بد ما رو از خواسته مون دور مى کنه و انحام تمرینهاى ذهنى با احساس خوب ، به رسیدن به خواسته سرعت میده….
28/اسفند/1399 در 01:27 #43772ستاره
مشارکت کنندهسلام عزیزم
حتما یک باور اشتباهی درونت بوده
من مثل این تضاد برای من بود
من همیشه دوس واشتم روان شناسی قبول شمهمیشه هم شاگرد اول بودم توی منطقه
و همیشه از رییس اموزش پرورش حتی جایزه میگرفتم بخاطر ممتاز بودنمولی روان شناسی قبول نشدم
و بجای اینکه صبر کنم سال بعد کنکور بدم
رشته ای خوندم که دوسش نداشتممیدونی باور اشتباه من چی بود؟
بعدها فهمیدم که باورم این بوده که من حفظیاتم عالیه و من میتونم کلی حرف برای گفتن برای سوالات تشریحی دارم
ولی حتی ی تستم نمیتونم بزنم
چون تست زدنم خوب نیس!!!!
و یک باور دیگه این بود که از هر چی بدت بیاد سرت میاد و واقعا وقتی ذهن درگیر یک چیزی باشه فرقی نمیکنه مثبت یا منفی خوشت بیاد یا خوشت نیاد
چون ذهن درگیرشه حتما اتفاق میفته
من خودم رو قبول شدم مدرسه نمونه درس خوندم
ولی نمیدونستم ته باورهام چه باورهای اشتباهی هس
پس حتما ته باورهامون عدم لیاقت یا خشم یا حسادت یا باور اشتباهی هس الکی اتفاق نمیفته28/اسفند/1399 در 01:28 #43773S S
مشارکت کنندهسلام دوست عزیز
درسته که می خواستی ولی مهم باورهای پشت خواستنت بوده
باید آن قدر اعتماد به نفست بالا باشه و به خودت ایمان داشته باشی که لیاقت هر آنچه را می خواهی داری آنوقت خودت خالق زندگی خودت میشی
باور فراوانی هم خیلی مهمه که داشته باشی تا استرس نداشته باشی که ممکنه در مدارس دلخواهت پذیرفته نشی
خودت می تونی باورهای جدید را جایگزین باورهای غلطط کنی تا از این به بعد به همه ی خواسته هات برسی
موفق باشی28/اسفند/1399 در 01:29 #43774نسرین فهیمی
مشارکت کنندهعزیزم واقعا احساس خوبی بهش داشتم و همیشه خودمو تو اون جایگاه می دیدم و یقین دارم بابتش فرکانس بالایی هم داشتم . فرکانس خواستن همراه با احساس لیاقت داشتم . هیچ دوستی هم نداشتم که تو اون مدارس باشه که بهش حسادت کنم . ولی سالها بعد که دیگه مدرسه ای در کار نبود از اینکه بهش نرسیدم بله خشم داشتم. ولی الانم اگه کسی بهم بگه که تو رهاسازی باید می کردی واقعا ناراحت میشم ، من تو اون سن قوانین رو نمی دونستم ولی چون تلاش روحی و جسمی کرده بودم الان مدعیم که باید بهش می رسیدم . قوانین در مورد بچه ها چی میگه؟؟؟
28/اسفند/1399 در 01:29 #43775نسرین فهیمی
مشارکت کنندهستاره جان کلامت صحیح ، زمان کنکور شاید من هم خیلی اشتباها کردم که الان دلیل کیهانیشو درک می کنم . ولی من دارم در مورد یه دختر یازده ساله حرف میزنم که هیچی از قوانین نمی دونست ولی باورای قشنگی از درس و هوش و لیاقت خودش داشت. کائنات چرا اون زمان منو تو مسیر خواسته هام قرار نداد؟؟
اگر از لحاظ اعتقادی هم در نظر بگیریم من بسیار معتقد بودم و دعاهام همیشه از ته دل و بایقین بود. عملا من این خواسته رو به قدرت خدای توانمندم سپرده بودم . اگه من تو مسیرم اشتباهی داشتم چرا خدا متوجهم نکرد که بتونم به خواسته م برسم ؟من این فرض رو می گیرم که باشه من اشتباه داشتم ولی اینم میدونم که تمام خواسته ی اون دورانم همین بود و حقم بود بهش برسم.
الان حتی دنبال مقصر هم نیستم . فقط میخوام دلیلش رو بدونم و برای همیشه از فکرم رهاش کنم.28/اسفند/1399 در 01:30 #43776نسرین فهیمی
مشارکت کننده[bookly-cancellation-confirmation]بدترین قسمت این قضیه اینه که بگم حتما اون دوران به صلاحم نبوده!! یا اینکه الان دوباره دلم میخواد رتبه ی اول ارشد و دکتری بشم . الان تحقق این خواسته برای من مصادف با ۲۰ سال تاخیر هست. اذیت میشم از خودم و دنیام ،وقتی فکر کنم تحقق خواسته ی من انقدر نیاز به زمان داشت
من اگر احساس می کردم اتفاقات این دنیا الکی هست ، هیچ وقت دنبال جواب برای سوال های ذهنیم نبودم . من جواب منطقی می خوام برای کمک به گسترش دنیای خودم .
جواب های از برشده ی تکراری بر پایه ی حدس و گمان و نظریه ی شخصی یاااااا حتی جوابهای حکمت گونه ی بی سر و ته آخوندی روح پرسشگر منو ارضا نمی کنه .28/اسفند/1399 در 01:31 #43777ياسمين
مدیرنسرین عزیز انقدر به گذشته ت نچسب. درگیرى فکرى و احساس بدت باعث مى شه که آینده ت رو هم خراب کنى !! اگر نمى تونى باور غلطت رو پیدا کنى دیگه خودت رو اذیت نکن. فقط سعى کن به طرق مختلف احساست رو خوب نگه دارى…
28/اسفند/1399 در 01:31 #43778Mari1997
مشارکت کنندهاما یاد حرفاى دنیا افتادم که میگه یکى تو هجده سالگى میفهمه یکى تو سى سالگى .. همین که الان انقدر جنگ دارى که بدونى چى بوده قضیه و هر کى هر جوابى که بنظرش درسته و فرضیاته میده ..الان بااین کار خودتو اذیت میکنى فقط
28/اسفند/1399 در 01:32 #43779Mari1997
مشارکت کنندهو اما جواب… ما از این قوانین داریم نتیجه میگیریم الکى نمیایم بگیم واى چه جالب اینو خلق کردم و تازه میفهمیم چقدررررر باورهایى که تو ذهنمونه روى روند زندگیمون تاثیر میذاره حتى کوچکترین باور غلط مثل عدم لیاقت حتى به اندازه یک درصد یا هر چیزى … اینا از ناخودآگاه میاد شاید شما چیزى به گوشتون خورده یا دیدین که رفته توى ضمیر ناخوداگاه و شما نمیدونید اون چى بوده
اگه منظورتون اینه که این حرفا غلطه که گفتم ما از همینا نتیجه گرفتیم و کلام ما حتى تاثیرشو میذاره حتى به شوخى . ما علم غیب نداریم که بگیم اون باور غلطه چى بوده ولى میدونیم بخاطر همونه که قبول نشدین28/اسفند/1399 در 01:33 #43780نسرین فهیمی
مشارکت کنندهعزیزم منم با تمام وجودم قوانین رو قبول دارم و تاثیر شناخت قوانین و عملکردش تو زندگیم خیلی پررنگ تر و مفیدتر از این بوده که بخوام با سوال و جواب نقضش کنم .
من ذهن جستجوگری دارم و این مساله رو هم به چشم تضاد می بینم و دنبال پاسخ هستم براش. خیلی وقتا هم از پاسخ بچه ها به سوالات خودم یا دیگران ، کلی الهام گرفتم و استفاده کردم .
اما کسی که تو این بخش سوال می کنه قطعا خودش میدونه که یه باور غلطی داشته یا داره ، ترجیحا جوابی که دریافت می کنه بهتره در راستای شناخت باور اشتباهش باشه وگرنه یادآوری اینکه تو یه باور غلطی داشتی صرفا کمکی به من نخواهد کرد. من امیدوارم جوابم رو از کسی بگیرم که خودش همچین تضادی رو تجربه کرده و تونسته از همین تضاد ، باور قشنگ تری برای خودش بسازه و از حس و حال خوبش برام بگه28/اسفند/1399 در 01:33 #43781Sooolia Sh
مشارکت کنندهسلام عزیزم بنظرم برای اینک دلیلشو پیدا کنی و ازش خلاص بشی یه وقت مشاوره از دنیا بگیر تا ریشه یابیش کنه. ما اینجا نمیتونیم کمکت کنیم چون شرایط و احساساتت رو نمیدونیم.
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.