سلام. همکارم خیلی خوش سر و زبونه، با ارباب رجوع خیلی خوب حرف میزنه و کلمات محبت آمیز میگه بهشون ولی بمحض اینکه برن پشت سرشون بد میگه، اصلا قلب و زبونش یکی نیس و کاملا برعکسه!! من خیلی دلم بحال آدما میسوزه که برخورد اول اونو باور میکنن. یجوری میشم اصلا? من خودم سر و زبون اونو ندارم ولی با توجه به آموزه های دنیا جون و تغییراتی که کردم، کاری از دستم بربیاد از ته قلبممم انجام میدم براشون. در برخورد با همکارم باید چکار کنم؟؟ وظیفه من چیه؟ عذاب میکشم وقتی که اونا میرن درموردشون بد میگه یا آرزوی بدی میکنه براشون.