واقعا ب معنای واقعی خسته شدم از این حسم ک شوهرم برا هرچیز کوچیکی قسم دروغ نگه وقسم نخوره گاهی میترسم بلایی سرش بیاد بس ک دروغ میگه،
همیشه م میگه علت دروغام ترسم از توعه ک بحث پیش نیاد ولی حتی وقتای ک بهم قول میدیم من هیییچ حساسیتی نشون ندم و واقعا هم سرحرفم می مونم ولی اون باز دروغ میگه یجوری من متوجه میشدم و باز برا جمع کردن اون دروغش ی دروغ دیگه میگه.دیگه جفتمون خسته شدیم من واقعا میخوام دیگه کلا رها کنم ببینم تغییری میکنه،واقعا راهکار شما چیه؟چرا تلاشمون یک طرفه س و قولاش فقط حرفه