صفحه اصلی اول انجمن ها خرد جمعی روابط منفی بودن همسر

در حال نمایش 6 نوشته (از کل 6)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #41912
    Raha29
    مشارکت کننده

    سلام،من یه سوال داشتم ممنون میشم جواب بدید ، من همه تلاش وتمرکزمو مدتیه گذاشتم روی موندن روحال خوب ،باشکرگذاری ،تمرین ،تلاش وتمرین برای تغییر باورها، امیدواری و…اما همسرم همش تلخه، ناامید و همش احساس عذاب داره خودشو دوست نداره که زندگی مونو سخت کرده وسرمایه زندگیمون روازدست دادوهنوز هم سخته وخوب نشده وضع مالی زندگی برامون،مگه نه اینکه ما بازتاب افکار ،احساسات وباورهای درون خودمون رو میبینیم توافراداطرافمون،چرا با وجود حال خوب من اون مدام تلخ میشه ،ناراحته ، واین تداوم گاهی من رو هم خسته می‌کنه،ممنون میشم دلیلش رو بگید بهم واینکه چیکار کنم ؟

    #45755
    ياسمين
    مدیر

    سلام. قطعا “برايند احساسات روز ” تو خوب نبوده كه اين رفتار شوهرت رو مى بينى..شايد دايم حسرت گذشته دارى يا از آينده نگرانى يا خودتو قضاوت مى كنى يا زندگى ت رو با بقيه مقايسه مى كنى…درهر صورت يه ناآرامى درونت وجود داره …..درضمن بايد بيشتر روى باورهات كار كنى. بخصوص باور فراوانى و ثروت و باور خودكارامدى و اعتمادبنفس…

    #45759
    Raha29
    مشارکت کننده

    باور خو کارآمدی منظورتون اینه که نباید منفی بودن ایشون روی من تاثیر بزارن وناراحتم کنه؟بی تفاوت باشم نسبت به حال ایشون و حالم رو خوب نگه دارم ؟شاید بخاطر این باورهستش که من حس میکنم دوست داشتن یعنی بی‌تفاوت به احساسات طرف مقابل نباشی وچون دوسش داری برات مهمه ناراحتیش،میشه راهنمایی کنین این طرز فکرمنو یاسمین جون تابتونم درستش کنم ؟

    #45760
    ياسمين
    مدیر

    خودكارامدى منظور اعتمادبنفس و عزت نفس هست…..

    اولويت زندگى هر كسى ، خودش هست پس ؛
    بجاى اينكه با همسرت هم ذات پندارى كنى يا غصه بخورى ، خودت به آرامش و احساس خوب برس تا اون هم با تو هم فركانس بشه….

    #45765
    Raha29
    مشارکت کننده

    متشکرم از راهنماییتون

    #45804
    Soheylanori
    مشارکت کننده

    سلام رهاجون من هم همسرم خیلی منفی باف عصبی وتلخ بودتوشکرگزاریهایی که مینوشتم بامکافات میگشتم تایک چیزخوب پیداکنم هرروزتاچندین ماه چیزهایی که توروابط فیمابین میخواستم جلوتروشکرگزاری میکردم خیلی تغییرات بوجوداومدولی بازهمه چیزمثل قبل میشدتااینکه فهمیدم تمام این اتفاقات دردرون منه من میخواستم همسرم اونی که من میخوام باشه وازدرون خودم غافل شدم ولی بالاخره جرقه زده شد وباورهام رونسبت به همسرم عوض کردم الان همه چیزعالیه وجالبتربه محض متوجه شدنم ورق برگشت یک سفربروبه درونت کندوکاو کن پیداش میکنی عزیزم باوروباورهای غلط روایمان وتوکل یادت نره خودت روبسپاربه خالق جهان وکمک بخواه شک نکن خیلی سریع هدایت میشی

در حال نمایش 6 نوشته (از کل 6)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.