در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #42278
    Sahar1380
    مشارکت کننده

    سلام به همه عزیزان..
    یه چند وقتی هست که یکی از اقوام رو از دست دادیم من خیلی رو خودم کار میکنم و سعی میکنم زندگیمو ادامه بدم و دائما با خودم مرور میکنم که مرگ اون چیزی نیست که بقیه میگن.. همش خودمو سرگرم میکنم
    قبل از این ماجرا خیلی خیلی رو خودم کار کرده بودم و ذهنم خیلی مثبت شده بود هر ماجرایی پیش میومد اول جنبه مثبتش رو در نظر میگرفتم
    الانم همین طورم اما خیلی کم تر شده و انگار یه حس نا امیدی ذهنم داره! انگار به اینده نا امید شده ذهنم و همش مرگ میاد توی ذهنم.. وقتی عمیقا دارم شکرگزاری میکنم همش یه حسی انگار که بالاخره اینا از دست میره.. این میمیره و این خیلی بده.. خیلی داره منو اذیت میکنه ولی با این وجود باز دارم ادامه میدم و تمرینامو مثل قبل انجام میدم که بتونم کنترل ذهنمو باز دستم بگیرم..
    ممنون میشم راهنمایی کنید..

    #46799
    ياسمين
    مدیر

    سلام. فايلهاى مرگ رو چندين بار گوش كن…
    روى داشته ها و نعمتهاى زندگى ت تمركز داشته باش و سعى كن هر لحظه از همون كار ساده اى كه دارى انجام بدى لذت ببرى. مراقبه هم كمكت مى كنه

    #46801
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    سلام.همینجور وقتا هست که باید بتونی حالت رو خوب نگه داری وباور وایمان وانگیزتو از دست ندی
    وقتی تضادی نیاد که همه حالشون خوبه .الان تضاد اومده وتو داری بهترین کارو میکنی که حالت رو خوب نگه میداری وخودتو سرگرم میکنی وازهمه مهمتر تمریناتت رو انجام میدی واین عالیه
    دلسردی در مسیر با با وجود اومدن تضاد طبیعیه اما مهم اینه که ادامه بدی هرچند به سختی وتو داری اینکارو میکنی پس مدام خودتو تشویق کن برای خودت کادو بخر .سحر کوچولوی درونتو خوشحال کن بهش توجه کن برو پیاده روی با خودت تو آینه حرف بزن وخودت به خودت انگیزه وعشق بده .

در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.