سلام
من دوسه هفته پیش عمل داشتم و همچی فراتر از حد تصورم عالی پیش رفت، از رفتار کادر درمان تا پروسه عمل، جای زخمها و بخیه و حتی تخت کنار پنجره با ویو عالی، آرامش و رهایی خودم و…. همش اون دوروز یادم میفته و دلم غنج میره ازینهمه خالق بودن خودم آخه همشو خودم خلق کرده بودم? آیا این همه تعریف کردن و مرور کردن اونروز و اینکه به خالق بودن خودم افتخار میکنم و شکرگزاری، آیا باعث میشه اینجور چیزا را بیشتر جذب کنم و خدای نکرده عمل و بیماری بازم داشته باشم؟؟؟
سلام ، اين واكنش خوب و ارامش تو باعث مى شه جهان متوجه بشه فركانس تو با پذيرش اين مسئله انقدر بالا رفته كه فقط ابعاد قشنگش رو مى بينى
و ديگه تو رو با اين قضيه مواجهه نمى كنه
واكنش تو به اون جريان و عمل مى تونست با فركانس پايين و ناراحتى و ترس باشه ولى چون واكنش خوبى داشتى ، جهان مى بينه كه درس ت رو پاس كردى و ديگه تكرار نمى شه
باسلام
خیلی برات خوشحالم که درسلامتی وحال خوب هستی…
تمام سعی تون بکنید که ادامه دار باشه این حال خوب.همانطور که گفتید خودمون خالق تمام شرایطمون هستیم.کلمات بار قوی دارند پس خدای ناکرده را بردار از درون ذهنت…چون خدا به ما مریضی نداده ما باافکارمون همه چیز رو جذب میکنیم پس عالیه میشه که فقط توجه مون رو بزاریم روی زیباییها…خوبه خاطرات خوب رو بزرگ میکنی فقط توجه ات رو از روی بیمارستان و کادرش دیگه بردار همینکه شکرگزارشون بودی کافیه…..فرکانست رو بزار که همیشه سالم و سلامتم و بدنم رو دوست دارم وبهش عشق میدم که جاهای عالی دیگه قدم میزاره و تغذیه سالم به جسم و روحم میدم..