سلام هم قبیله ای ها
من یک دختر تحصیل کرده از یک خانواده خوب با هوش و توانا هستم که تو خیلی زمینه ها الگوی بقیه بودم.اما تو روابط نمیدونم چرا به مدیرانم که اتفاقا متاهل هم هستن احساس پیدا می کنم.عملا همیشه تو محیطهای کاری مختلفی که بودم شدم معتمد و دست راست مدیر.تا الان همشون متاهل بودن.من هیچ کار خارج از عرف انجام نمیدم.فقط احترام و اولویت قرار دادن نظر اونهاست.اما تک دلم تحسینشون می کنم و بهشون احساس خوب دارم.و این دوتا مشکل داره
اول اینکه اونها دیر یا زود میفهمن
دوم اینکه خودمو از یک رابطه عاطفی سالم محروم کردم.
من هیچ کار خاصی نمیکنم که کارم رو به خطر بندازه یا هر مساله دیگه ای پیش بیاد. اما ذهنم و احساسم درگیر میشه.لطفا راهنمایی کنید این میل از کجا میاد؟