صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › روابط › ضرب و شتم همسر
- این موضوع 12 پاسخ، 2 کاربر را دارد و آخرین بار در 2 سال، 3 ماه پیش بدست
Asiye بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
09/تیر/1402 در 18:04 #42938
Asiye
مشارکت کنندهبا سلام .من تقریبا دو سالی هست ک با دنیا جون اشنا شدم و فایلهاشو گوش میدم .اوایل خیلی خوب پیش رفتم منتها الان چند وقتی ک همسرم هر بحثی ک پیش میاد شروع ب ضرب و شتم من میکنه و جدیدا هم فقط میگه دیگه نمیخامت با این حال خیلی دارم سعی میکنم ک حالمو خوب نگه دارم و رو خودم کار میکنم ک ب خاطر دختر سه ساله ام زندگیمو حفظ کنم .و اینکه رابطه ام با خانواده اش هم بهم خورده بود ب همین علت چون واقعا اذیت میشدم خاستم ک حذفشون کنم از زندگیم والبته خانواده خودم هم تا حدی حذف شدن از زندگیم چون همسرم ب اونا هم بی احترامی کرد .وحالا همسرم چون از این موضوع ناراحت همش دنبال بهانه است و الکی ایراد میگیره
میدونم ک درونم بایستی درست کنم ولی میخام بدونم چ باور های اشتباهی اینطور تضادی برام رقم زده
ممنون میشم راهنماییم کنید.09/تیر/1402 در 18:05 #48628ياسمين
مدیرسلام مهمترين باورهاى غلطى كه دارى ، احساس خوب نبودن ، كافى نبودن و كمبود اعتمادبنفس هستش
12/تیر/1402 در 00:46 #48635Asiye
مشارکت کنندهممنون از راهنمایی خوبت یاسمین جون .
12/تیر/1402 در 00:47 #48636ياسمين
مدیرخواهش مى كنم?
16/مرداد/1402 در 23:47 #48703Asiye
مشارکت کنندهدوستان عزیزم من میدانم ک باور های غلط من باعث ایجاد همچین تضادهایی شده و حالا همسرم اینبار ک ب قصد کشت داشت خفه ام میکرد من دیگه نتونستم بمونم و منزل رو ترک کردم و حتی ازش شکایت کردم و گواهی پزشکی قانونی هم گرفتم و حتی مهریه ام رو هم اجرا گذاشتم منتها پروسه طلاق ب همین راحتی نیست و زمانبره و حالا من دو دل شدم نمیدونم آیا پروسه طلاق پیش بگیرم یا فعلا همینطور منزل مادرم بمونم و رو خودم کار کنم بهتر
ی جایی هم دنیا می گفت ک اگر از رابطه ای سمی خارج میشید دیگه برنگردید اصلا کاملا گیج و سردرگم شدم واقعا نمیدونم چکار کنم فقط خودمو سپردم ب خدا میگم هر چی خیر همون پیش بیاد.و بعضی وقتا با خودم میگم شاید زیر زندگیم بهتر از روش باشه و شاید ترک کردن این ادم ب صلاحم واقعا موندم …..16/مرداد/1402 در 23:49 #48704ياسمين
مدیربله با اين تهديد جانى ديكه اون خونه جاى تو نيست
17/مرداد/1402 در 07:54 #48705Asiye
مشارکت کنندهیاسمین عزیزم ممنون از راهنماییت
بعضی وقتا ادم نیاز داره ک فقط ی جمله بشنوه تا قوت قلب بگیره ی جمله ک میشه نشونه .میشه ی راه ک باهاش ادامه بده مسیر و اینجا من با راهنمایی شما دوست عزیز بهش رسیدم .خدا خیرت بده17/مرداد/1402 در 07:56 #48706ياسمين
مدیرخواهش مى كنم
وقت كوچينگ بگير31/مرداد/1402 در 14:55 #48723Asiye
مشارکت کنندهبا سلامی دوباره
عزیزان من اینجا از زندگیم نوشتم ،از باورهای غلطم ،از عدم حس لیاقتم و عدم حس ارزشمندیم و تو این مدت ک منزل ترک کردم و خونه مادرم هستم فقط و فقط و عمیقا خاستم ک روی خودم کار کنم ،روی باورهام و سعی کردم ک ادمهارو ببخشم و ب گفته دنیا جان ک میگه ب تعداد ادمهای روی زمین طرز تفکر وجود دار و هیچ کس دشمن ما نیست برسم و بپذیرم و در نهایت رهاشون کنم .
و دقیقا روزی ک رها کردم همسرم باهام تماس گرفت و کلی اظهار پشیمونی ک باعث تمامی این اتفاقات خودش میدونست و گفت ک دوره کنترل خشم دار میره و کلی رفتارهاش و حتی نوع حرف زدنش تغییر کرده
راستش حرفایی هم ک میزنه حرفایی ک من خودم از زبان دنیا جون شنیدم و حرفایی ک تو این ۶ سال زندگی مشترک حتی یکدومشون از زبان همسرم نشنیده بودم
راستش حالا ب قانون جهان و کار خدا شک ندارم ولی ب این ادم نمیتونم اعتماد کنم و نمیدونم بهش فرصت دوباره بدم یا نه ؟
ممنون میشم راهنماییم کنید31/مرداد/1402 در 14:56 #48724ياسمين
مدیرسلام ، دو هفته ست كه دارى روى خودت كار مى كنى … زمان بيشترى لازمه تا تغيير كنى
31/مرداد/1402 در 20:16 #48726Asiye
مشارکت کنندهنه عزیز اشتباه متوجه شدی
من س ساله ک دارم روی خودم کار میکنم و مدتی ک منزل ترک کردم تقریبا دو ماه میشه و تو این مدت ب این نتیجه رسیدم ک بایستی عمیقا ب ویسها گوش کنم و عمل کنم و در نهایت رها کردم .البته تو اون سه سال هم بعضی اوقات سطحی و بعضی اوقات عمیق بوده ک اتفاقات خوبی رو هم برام رقم زده
ولی حالا ک احساس میکنم ک حالم با تنهایی خودم خوب شد و ب حس خوب رسیدم و همسرم ک تا الان اصلا حرفای منو قبول نداشت و الان با کلی تغییرات درونی برگشته و حرفایی میزنه ک طبق قوانین جهان و حتی میگه ک خودم باید تغییر کنم و با تو کاری ندارم یا حتی هیچ انتظاری از تو ندارم ،اینارو ب عنوان مثال گفتم ک متوجه منظورم بشید .
میخام بدونم ب این ادم میتونم اعتماد کنم و برگردم ب زندگیم یا اینکه این برگشت اشتباه؟31/مرداد/1402 در 20:17 #48727ياسمين
مدیرنظر من اينه كه هنوز بايد روى خودت كار كنى
31/مرداد/1402 در 23:45 #48728Asiye
مشارکت کنندهبسیار خب .صد البته .
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.