سلام.خدمت شما. من دارم توی بحث روابطم با اطرافیانم به خودم کمک میکنم واینو هم میدونم ک هر فردی هر رفتاری بامن داره ک منو آزار میده بر میگرده ب درون خودم و مسول خودم هستم با دونستن این موضوع خیلی تونستم ایراداتی پیدا کنم توی ر وابطم …فقط ی اتفاق افتاده برام ک فکرمو مشغول کرده و زن بابای شوهرم هر بار ک ناراحت میشه سر من خالی مثلا از ی جا دیگه ناراحته ها آما رفتارش با من عوض میشه و بهم بی احترامی میکنه….و بعدا هم میگه آره من وقتی عصبانی میشم همینجوری ام …تا حالا دوبار این اتفاق برای من افتاده …و این انگار ی سیکل معیوبی ک من باید درستش کنم …و اینم بگم ک هر بار ازم معذرت میخواد و من کوتاه میام …ولی اینبار من خیلی ناراحت شدم ازش و دوبار اونو گذاشتم جلوم و نوشتم و هرچی خواستم بهش گفتم اما بازم ناراحتیم رفع نشده ….به خودم میگم اگر اون دفعه کوتاه نیمده بودی بازم به خودش اجازه همچی کاریو نمیداد حس میکنم چون من هیچی نمیگم و عکس العملی نشون ندادم و فورا معذرت خواهیشو قبول کردم بازم تکرارش کرده …البته اینبار من کلا ارتباطم رو باهش الان چن روزه قطع کردم ولی فکرم مشغوله…اینم بگم ک رفتار های خوب زیادی هم دارن اما خیلی پر توقع هستن که میدونم این پر توقع بودنش از درون من نشات میگیره …اما من نمیتونم قبول کنم و به خودم میگم باید بر ای خود ت ارزش قائل باشی و اینبار باید بفهمه ک نباید این رفتارو با من بکنه .الان چ رفتاری بهتره که من انجام بدم ….مرسی