سلام وقت بخیر
من تو یک رابطه ای گیر افتادم که میدونم فقط برای سمت مقابلم فان هستم چون ایشون متاهلن و تمایل به حفظ زندگیشون هم دارن، تو ساعت های که ازاد باشن من هستم اما وقتی هستن خیلی خوش میگذره کنارشون، گاهی شک میکنم شاید به جز من با افراد دیگه هم در ارتباط باشند و اما به قول خودشوناز زندگی همسرشون اصلا نمیزنن
منم اینو میدونم، اما چون کنار این ادم یه سری لذت ها دارم حاضر شدم در این رابطه بمونم. میدونم هیچ سر انجامی نداره و بخاطر بی ارزش دونستن خودم این کار میکنم. این رابطه هیچ منفعت مالی و دیگری هم برای من نداره فقط حال روحی من رو خوب میکنه، اما اگر ایشون هم نباشه من خیلی تنها خواهم بود حس تنهایی عمیق در وجودم هست.
چطور میتونم با تنهایی کنار بیام و از این رابطه بیرون بیام.