در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #42820
    vzeinab
    مشارکت کننده

    سلام دوستان امیدوارم حال دلتون خوب باشه
    من چند وقته با زن داداشم به مشکل خوردیم از طرفی خدارو‌شکر میکنم که فرکانسامون داره عوض میشه ولی هی چند وقت خبری ازاش نیست بعد با یه دعوا برمیگرده من آدمی نیستم که دهن به دهنش بذارم همینم لجشو در میاره ولی تا چند روز اعصابم به هم میریزه از طرفی هم میتونم ازاش شکایت کنم و میدونمم توی دادگاه برنده میشم بخاطر برادرم کاری نمیکنم اما دیگه خسته شدم از این اوضاع برادرمم بخاطر بچه هاش تحملش میکنه منم دخالت نمیکنم زندگی خودشه به من چه میدونم هنوز هم مدار هم هستن
    ولی اون زن توهم داره ما برای زندگیش نقشه میکشیم
    چه کار کنم برای همیشه از زندگی من خارج بشه فرکانسمون عوض بشه البته چند سال ندیدمش ولی یا زنگ میزنه یا بدگویی ما رو جلو بقیه میکنه
    هی ناله نفرین میکنه ،البته خدای من با خدای اون خیلی فرق داره
    چه کار کنم شکایت کنم؟ شاید ولمون کنه

    #48302
    ياسمين
    مدیر

    سلام. نه شكايت لازم نيست. فقط توجه ت رو بطور كامل از روش بردار و براش ارزوى ذهن باز داشته باش…

    #48310
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    عزیزم روابطت با زن داداشت چه طوری بود خوشحال میشدی؟چه مدلی رفتار می‌کرد احساس خوبی داشتی؟
    اون اوضاع رو بنویس
    و هر زمان که فکر منفی از رفتارهاش اومد توی ذهنت به اون نوشتت برگرد و فقط سعی کن احساست رو خوب نگه داری

در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.