در حال نمایش 5 نوشته (از کل 5)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #42435
    مریم زارعی
    مشارکت کننده

    سلام اول تشکر کنم بابت وقتی ک میزارین….من وقتی از دست یکی‌عصبانی میشم خشمم رو کاغذ مینویسم و میسوزونه و میبخشمش و خیلی جواب داده واسه تا الان اما ی نفر هست تو خانوادمدختر برادرم ک نزدیک هم هست چند بار این کارو کردم اما بازم رفتارش رو اعصابم میره و با من خیلی اختلاف سنی نداره اما با من خیلی بد رفتاره در حالی که من همیشه جویای احوالش هستم …چقدر هم دوستش دارم و بیشتر مواقع رفتاراشو نادیده میگیرم و میگم باشه من بزرگترم ولی واقعا رفتارش خیلی بده هرچی هم خوبی بهش میکنم اصلا براش مهم نیست ‌پیامم رو درست جواب نمیده ….اصلا به هیچ عنوان جویای احوال نمیشه در حالی که من همیشه حالشو میپرسم ولی باهام خیلی سرده …. من واقعا اذیت هستم جدیدا هم که دیگه ازدواج کرده خیلی رک حرفاشو میزنه بدون اینکه بگه طرف ناراحت میشه و علنی بی احترامی میکنه ….نمیدونم مشکل منم …مشکل اونه این شده ی گیر برای من ک واقعا حالمو بد کرده …..من الان چند ماهه ک جدی دارم و خودم کار میکنم رفتار بیشتر اطرافیانم عوض شده اما این آدم روز یه روز بیشتر رو اعصابم هست و رفتارایی که دار ه کینه ایی هست . من اولین نفری بودم ک بعد از ازدواجش اونو دعوت کردم خونمون چقدر تدارک دیدم براش بهش هدیه دادم اما اصلا براش مهم نیست با خواهرای دیگه هم اینجوریه اما واقعا من هیچ رفتاری نکردم ک الان این جوابم باشه ..مغرور هست ….خیلی احترام براش مهم نیست اما برای اقوام مادرش خاله و دایی خودش اصلا اینجوری نیست منم واقعا همیشه احترامش گذاشتم واگر چیری بوده از دلش در آورم ‌‌ .حتی بی دلیل یبار منو بلاک‌کرد بدون اینکه چیزی بشه و اصلا بعدش به رو خودش نیورد ک‌چرا آین کارو کرده بازم من کوتاه اومدم ولی دیگه واقعا خسته شدم چون خیلی حالمو بد کرده و ناراحتم میخوام ک حل بشه یا بهتر بشه یا کلا رابطم قطع بشه چون دیگه نمیتونم. همیشه میگفتم بخاطر داداشم ولی دیگه دارم اذیت میشم …اینم بگم خیلی خشم دارم از این آدم ….میشه منو راهنماییم کنید…قطعا این رفتارش ی درس بزرگ برای منه ک من رفتارای بدمد بشناسم اما نمیدونم چطوری ….اینم میدونم که از رفتارای هر شخصی بدت بیاد خودت هم اونارو داری ولی نمیتونم راهشو پیدا کنم ….دوست دارم کلا بیخیالش بشم انکار که نیست ….کلا همین آدم همیشه من ی کاری که میکردم میگفت این کارا چیه و همش منو منع می‌کرد ولی حالا خودش هر کاری دلش بخواد میکنه خودشو زده به اون راه منم زورم میگیره ….ببخشید طولانی شد

    #47274
    ياسمين
    مدیر

    سلام. تو خودت رو كمتر از اون مى بينى و عزت نفست كمه براى همينه كه اين بازخورد رو توى زندگى ت مى بينى…..چرا انقدر برات مهمه؟ چرا بهش اهميت مى دى ؟ توجهت رو بطور كامل از روش بردار چون هرچقدر بيشتر بهش فكر كنى ، حرفشو بزنى و گله و شكايت كنى ، شرايطى پيش مياد كه بيشتر ناراحتت كنه …. نه از ايشون نه هيچكس ديگه هيچ توقعى نداشته باش كه همين توقع و انتظار ، كار رو خرابتر مى كنه …
    براى اينكه بتونى ببخشيش ، دركش كن شايد مسايلى توى زندگيش گذرونده كه همون مشكلات باعث اين رفتارهاش شده….
    اگر رهاش كنى به ارامش مى رسى.

    #47275
    مریم زارعی
    مشارکت کننده

    مرسی یاسمین عزیزم ….حتما همین کارو میکنم بله درسته من زیادی بهش اهمیت میدم و فک میکنم ازم بهتره دقیقا درست میگین…چون خودمم دیگه میخوام که این حس رو نداشته باشم

    #47276
    ياسمين
    مدیر

    بقول دنيا ؛ بله اون مقصره و رفتارهاش ناخوشاينده ولى ” مسئول حضور اون توى زندگى ت ، خودت هستى” …..بهش توجه نكن و خودت رو باارزش بدون.

    #47278
    مریم زارعی
    مشارکت کننده

    مرسی

در حال نمایش 5 نوشته (از کل 5)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.