صفحه اصلی اول انجمن ها خرد جمعی روابط روابط با همسرم

  • این موضوع 3 پاسخ، 3 کاربر را دارد و آخرین بار در 3 سال، 9 ماه پیش بدست Narin95 به‌روزرسانی شده است.
در حال نمایش 4 نوشته (از کل 4)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #42287
    Narin95
    مشارکت کننده

    سلام دوستان مهمترین چیزی که مثل یه مانع ذهنی حال منو بد میکنه یا ذهنمو درگیر میکنه و انرژیم کم میکنه اینه که من ۱۴سال با همسرم زندگی کردم و چیزی که از مادرم و مادربزرگم یاد گرفتم این بود که فقط همین که مرد خوبی باشه و آروم کافیه بقیه خودش درست میشه-زن باید همیشه پشتیبان مرد باشه مردا بچه ان فقط قد کشیدن -زن خوب پول مردشو زیاد میکنه-توخوب باش یه روزی بقیه متوجه میشن.این سالها اینقدر در حق خودم بد رفتارکردم و خودم و خواسته هامو ندیدم که همسرم منو ندید جوری که الان ۷ساله طلاق عاطفی داریم.بعد از آشنایی با دنیا جون یکبار جدی بهش گفتم همه آدمهای سمی زندگیمو حذف کردم تو هم حذف میکنم.بعد از اون درگیر یه تله شدم از طرفی میگم اونم ناآگاه بوده و الان میخواد که باهم زندگیمونو بسازیم و میگه بیا فراموش کن تو بیا سمت من-منم تو ذهنم اینه که این همه سال‌های عمرت به خاطر الکی خوب بودن و محبت اضافی دادن اذیت شدی اگه لیاقت داشتنتو داشته باشه خودش میاد جلو- این تله رو چیزای دیگمم تاثیر گذاشته-یه عادتی که دارم دوست دارم هر چیز جدیدی که یاد میگیرم درمورد کائنات باهاش صحبت میکنم ولی حس میکنم متوجه نمیشه و ولی میگه بهتر شدی و با لیسک و جرات تر -ولی اون حرف من ترس از دست دادن درش ایجاد کرده و هر از گاهی حرفامونو به جدایی و جداکردن مسیرم میکشونه -همش میگه بلد نیستم چجوری به عنوان همسر رفتارکنم باهات -این حس که ما این سالها فقط زیر یه سقف بودیم و اون حتی منو و علایقم رو نمیشناسه اذیتم میکنه-میدونم اونم ضعیفه و میگم انسانیت یعنی این که کمک کنی به رشد کسی-چون واقعا مهربونه و آگاه نیس- خودمم میگم داری با این فرکانسی که بهش میفرستی دچار منیت میشی-چیکار کنم این که من برای نزدیک شدن باید نرم‌تر رفتارکنم

    #46820
    ياسمين
    مدیر

    باورهاى غلطى كه از خانواده دارى رو عوض كن و احساس لياقت و ارزشمندى خودت رو براى داشتن عشق و رابطه عاطفى خوب و زندگى مطلوب افزايش بده.
    اولويت زندگى هركسى خودش هست. اول به رشد خودت كمك كن بعد اطرافيانت.

    #46825
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    سلام.اصلا لزومی نداره به همسرت قوانین رو یاد بدی تا زمانیکه خودش نخواد .اگه خودت روی خودت کار کنی اوضاع جوری پیش میره که اون خودش میاد سمتت بدون هیچ کار خاصی
    همینکه به فکر خودت هستی کار درستی میکنی اما چیزی که باید توی وجودت کم وکمتر کنی اینه که بگی من دیگه میخوام برای خودم ارزش قائل باشم به من چه که برم سمتش اون باید بیاد به من عشق ومحبت بده واین اشتباهه که منتظر باشی اون خلا درونیتو پر کنه.
    اگه زندگی وشوهرتو دوست داری راهش اینه که فقط وفقط این عشق رو خودت به خودت وکودک درونت بدی فکر کن داری تنها زندگی میکنی اگه تنها زندگی میکردی چه کارایی واسه خوشحالی خودت میکردی؟
    بنویس برای خودت دوست داری شوهرت چه جوری باهات حرف بزنه برات چی کار کنه دوست داری چه جوری ببینیش همه ی خصوصیات خوبی که دوست داری شوهرت داشته باشه بنویس و در ذهنت شوهرت رو با همون خصوصیات تجسم کن وهمه ی تمرکزت رو بذار روی جنبه های مثبت شخصیت شوهرت به مرور تصویر ذهنی که ازش ساختی واقعی میشه اگه با حس خوب انجام بدی.
    فقط راهش اینه که روی دوست داشتن خودت کار کنی واگه نشونه ای ندیدی بازم ادامه بدی چون با تکرار وتکرار میتونی به چیزی که میخوای برسی.

    #46827
    Narin95
    مشارکت کننده

    ممنون از راهنماییهای شما دوستان-یه جاهایی این فکر همش میومد توی سرم که دچار منیت شدم و فکر میکردم نکنه اشتباه کنم-یه جاهایی تو فهمیدن و درک قانون دچار سردرگمی میشم یعنی یه وقتایی فکر میکنم فهمیدم قانون چجوری کار میکنه یه جاهایی شک میکنم-قطع و وصل میشم اما باز از اول شروع میکنم

در حال نمایش 4 نوشته (از کل 4)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.