سلام یاسمین جون من خواستهام رو نوشتم و ب اون اهداف کوچیکی ک اول اشناییم با دنیا جون نوشتم بهشون رسیدم ولی اهداف بزرگم که البته از نظر خودم بزرگه اصلا نمیتونم رهاش کنم همش فکرم میره سمت راهو روش رسیدنش هر چی خودمو سرگرم میکنم که صبور باشم و بسپارم ب خدا ولی نمیتونم هی حسه عقب اوفتادن دارم نمیدونمم چه روشی رو امتحان کنم.
سلام. باورى بساز مبنى بر اينكه قطعا به زمان بندى خدا و كمكهاش ايمان دارى و در بهترين زمان و بهترين شرايط به اون هدف مى رسى. روى اعتماد بنفس و توانايى هات هم كار كن
فايل هاى عجله هم خيلى برات مفيده
سلام همانطور كه با ايمانت به هدفهاي كوچيك رسيدي قطعا به اون هدف بزرگت هم ميرسي فقط باور كن در زمان مناسبش درست ميشه،شكرگزاري كن و از مسير رسيدن به اهدافت لذت ببر
اهداف از نظر ذهن ما بزرگ هستن پس خیلی اهدافت رو در ذهنت بزرگ وبزرگتر نکن فقط بزرگ به نظر میرسن چون نداریمشون وقتی به دست میاد میگی همین بود ونهایتش یک هفته برامون جذاب باشه پس توی ذهنت رسیدن بهشون رو عادی کن واسه خودت بگو این هدف که چیزی نیست من خیلی راحت بهش میرسم پس دیگه ذهنم رو درگیرش نمیکنم چون رسیدن بهش مثل آب خوردن برام آسونه.ویه چیزی که من همیشه برای خواسته هام از حرفهای دنیا جون در فایل عجله2 مثل مته کردم تو مغزم اینه که من خواستمو سپردم به بابام وبابای من الان خداست که میدونه خواسته من چیه وخودش دوست داره عاشقانه به من کمک کنه چون فقط میخواد من شاد باشم ولذت ببرم پس من اون خواسته ام رو سپردم به بابام وخیالم راحته که انجام میشه وبابای من منو فراموش نمیکنه وحامی من هست پس دیگه به رسیدن یا نرسیدنش فکر نمیکنم .