در حال نمایش 5 نوشته (از کل 5)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #41536
    94405farnaz
    مشارکت کننده

    سلام یاسمین جون من خواستهام رو نوشتم و ب اون اهداف کوچیکی ک اول اشناییم با دنیا جون نوشتم بهشون رسیدم ولی اهداف بزرگم که البته از نظر خودم بزرگه اصلا نمیتونم رهاش کنم همش فکرم میره سمت راهو روش رسیدنش هر چی خودمو سرگرم میکنم که صبور باشم و بسپارم ب خدا ولی نمیتونم هی حسه عقب اوفتادن دارم نمیدونمم چه روشی رو امتحان کنم.

    #44604
    ياسمين
    مدیر

    سلام. باورى بساز مبنى بر اينكه قطعا به زمان بندى خدا و كمكهاش ايمان دارى و در بهترين زمان و بهترين شرايط به اون هدف مى رسى. روى اعتماد بنفس و توانايى هات هم كار كن
    فايل هاى عجله هم خيلى برات مفيده

    #44605
    maryam gharagozlou
    مشارکت کننده

    سلام همانطور كه با ايمانت به هدفهاي كوچيك رسيدي قطعا به اون هدف بزرگت هم ميرسي فقط باور كن در زمان مناسبش درست ميشه،شكرگزاري كن و از مسير رسيدن به اهدافت لذت ببر

    #44621
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    اهداف از نظر ذهن ما بزرگ هستن پس خیلی اهدافت رو در ذهنت بزرگ وبزرگتر نکن فقط بزرگ به نظر میرسن چون نداریمشون وقتی به دست میاد میگی همین بود ونهایتش یک هفته برامون جذاب باشه پس توی ذهنت رسیدن بهشون رو عادی کن واسه خودت بگو این هدف که چیزی نیست من خیلی راحت بهش میرسم پس دیگه ذهنم رو درگیرش نمیکنم چون رسیدن بهش مثل آب خوردن برام آسونه.ویه چیزی که من همیشه برای خواسته هام از حرفهای دنیا جون در فایل عجله2 مثل مته کردم تو مغزم اینه که من خواستمو سپردم به بابام وبابای من الان خداست که میدونه خواسته من چیه وخودش دوست داره عاشقانه به من کمک کنه چون فقط میخواد من شاد باشم ولذت ببرم پس من اون خواسته ام رو سپردم به بابام وخیالم راحته که انجام میشه وبابای من منو فراموش نمیکنه وحامی من هست پس دیگه به رسیدن یا نرسیدنش فکر نمیکنم .

    #44623
    94405farnaz
    مشارکت کننده

    ممنونم از جوابهای زیباتون ?

در حال نمایش 5 نوشته (از کل 5)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.