در حال نمایش 4 نوشته (از کل 4)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #42789
    Saminhoho
    مشارکت کننده

    سلام
    یکی از دوستام مامانش بیماری خیلی بدی گرفته، دوستم تنهاس خواهر نداره و پدرش فوت شده. بمن زنگ میزنه و اظهار نگرانی و غم و… را برای من میگه، من هم خودم اول راهم هنوز باورهای سلامتیم ایراد داره که دارم روش کار میکنم، تحمل حرفاش و … ندارم، مودم خیلی پایین میاد چون از بچگی مامانشو دیدم. چیکار کنم که بدون اینکه بهش بگم برای من نگو اینارو، از خودم دورش کنم ؟؟ و بمن دیگه زنگ نزنه چون نمیخوام دلسوزی کنم آخه کاری هم از من برنمیاد که! فقط استرس میگیرم و حالم بد میشه. چقد گوشی برندارم و بهانه بیارم?

    #48230
    ياسمين
    مدیر

    سلام. بهتره كه موقع صحبت ، حرف رو عوض كنى. از سوالات حافظه اى استفاده كن تا موضوع عوض بشه

    #48232
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    سلام .توجهت روی ناخواستست برای همینه که این حرفا رو میشنوی اذیت میشی
    چون داری روی باورهای سلامتیت کار میکنی و هنوز از لحاظ فرکانسی با مدار سلامتی فاصله داری شرایط آدما و افرادی رو میبینی که با حرفاشون اذیت میشی فقط راهش اینه که با شرایط و اوضاع بیرونی نجنگی و مقاومت نکنی و به تمریناتت ادامه بدی
    و از همه مهمتر تا ذهنت درگیر افکار بیماری یا هر فکر آزار دهنده شد از خودت بپرس من چی میخوام؟چی احساس و حال منو خوب میکنه و به چیزایی توجه کن که دوست داری
    مثلا سلامت بودن خودت و آدمای دورو برت رو به تصویر بکش و خودت رو در وضعیتی ببین که بهت آرامش میده
    انقدر باید این کار رو تکرار کنی که ذهنت شرطی بشه که هر زمان حس منفی اومد سراغش برگرده به افکار مثبت.

    #48234
    Saminhoho
    مشارکت کننده

    ممنونم عزیزم?

در حال نمایش 4 نوشته (از کل 4)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.