سلام در مورد ارتباطم با همسرم که وقتی اتفاقی بینمون می افتاد نمی تونستم حرفم رو بزنم با تمرینها این موضوع تقریبا حل شد ولی ی چیزی هی تکرار می شه جایگاه افراد براش تعریف نشدست من وبچه ها و پدر ومادرشون وحرف دیگران در یک ترازو هستیم و همش ی احساس گناه نسبت به اونها داره که نکنه ناراحت بشن کارهایی که دوست داره رو انجام بده واولویتش خانوادش باشن وسر این موضوع بحث اتفاق می افته می دونم بازم ی جایی لنگ می زنم که همش ی اتفاق در حال تکرار ولی نمی تونم بفهمم لطفا راهنمایی می کنید مشکل از کجاست در درونم وکدوم تمرین رو اشتباه انجام می دم