سلام
مامانم از بابام متنفره، همش نشسته نشخوار ذهنی میکنه که مثلا فلان روز، فلان کرد. بمن اهمیت نمیده و هزار تا چیز دیگه. همچی برمیگردونه به بابام. گرچه میدونم بابام هم خیلی مشکلات داره ولی نمیخوام مامانم اینهمه بیماری عصبی داشته باشه یا بعدا بیماری جدیتری مثل سرطان و… بگیره از اینهمه خشم که در درونش. خیلی باهاش حرف میزنه ولی اصلا گوش نمیده. بارها دنیا جون گفته نمیشه برای کسی کاری کرد ولی من واقعا مستاصل شدم از رابطشون، از اینهمه خشم و تنفر بینشون. واقعا هیچ کاری از دستم برنمیاد؟!؟!؟