سلام.شوهرم خیلی به پدر و مادرش بها میده و از وقتی پدرش فوت کرده بدتر هم شده همش فکر میکنم با من ازدواج کرده به اونا خدمت کنم و بچه بیارم و باهاش هم بستر بشم.۲۳ ساله با خانواده همسرم زندگی میکنم و شوهرم تک پسره و ۵ تا خواهر داره.مادرهمسرم خیلی به همه دستور میده و اگه کسی حرفش رو گوش نکنه بهش وجدان درد میده و از بچگی با همسرم این کار رو کرده و این فشار استرس رو شوهرم به من وارد میکنه.خسته شدم دوست دارم مستقل بشم چند ساله دوست ندارم رابطه جنسی داشته باشم .البته به ظاهر زندگی خوبی داریم ولی حال من و شوهرم اصلا خوب نیست من بارها به جدایی فکر کردم و به همسرم گفتم ی روز میرم.
البته پدرم ۱۹ ساله فوت کرده و من مادرم رو تا قبل از کرونا زیاد خونمون نگه میداشتم چون منزلش از من خیلی دور بود و تک دخترم و برادهام هم خیلی به مادرم رسیدگی نمیکردن و ۳ سال میشه دیگه دغدغه مادرم رو ندارم همش فکر میکنم چون مادرم خونه ما میموند به شوهرم بدهکارم و این شرایط به خاطر همینه و شوهرم توقع داره مادرش هر روز خونه ما باشه و حسابی بهش برسیم
لطفا راهنماییم کنید