صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › روابط › رابطه باهمسر
- این موضوع 4 پاسخ، 3 کاربر را دارد و آخرین بار در 4 سال، 6 ماه پیش بدست
Mahsa K بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
29/اردیبهشت/1400 در 16:33 #41586
Mahsa K
مشارکت کنندهسلام دوستان خوبم, لطفا راهنماییم کنین همسرم قبل ازدواج عاشقانه دوسم داشت اما من یه آدمی هستم که میگفتم باکسی که دوسم داره ازدواج کنم بهتره تا اینکه من اونو عاشقانه دوس داشته باشم یعنی کاملا با عقل رفتم جلووازدواج کردیم اوایل خیلی خوب بود اما همسرم برا آسایش وراحتی ماخیلی کارمیکنه وهمین باعث دعوا ها و دور شدنمون شد, خستگی زیاد ونامرتبی توظاهرو… بااینکه ماخونه وماشین ومستغلات داریم اما بازم ازکارزیاددست برنمیداره, همین باعث بی تفاوتی وبی علاقگیم تومرورزمان شده وهمیشه بحث داریم تاجاییکه بابام نصیحتش میکنه میگه اینقدخودتوخسته نکن. من میخوام الانم بخوشی بگذره اون بفکرآینده منو بچمونه که بعد اون ماتورفاه باشیم فکرش اینه, چکارکنم باهاش؟
29/اردیبهشت/1400 در 16:44 #44777ياسمين
مدیرتوجهت رو گذاشتى روى كار زياد و نامناسب بودن ظاهر شوهرت. و چون از نظر روحى نياز دارى بيشتر توى خونه حضور داشته باشه ، بحث و دعوا پيش مياد…
خوشى و تفريح تو نبايد در گرو حضور شوهرت باشه تو بايد بتونى از تنهايى ت لذت ببرى و برنامه هايى كه دوست دارى انجام بدى… اتفاقا زمانى كه به زياد كار كردنش گير ندى ، هرجورى كه هست ، بپذيريش و روى خصوصيات خوبش تمركز كنى و احساست رو در طول روز خوب نگه دارى ، دقيقا اون زمان خودبخود شرايطى پيش مياد كه تو دوست دارى ؛ كار ش رو كمتر مى كنه و بيشتر با هم وقت مى گذرونيد.. امتحان كن !
خودت رو هم بيشتر دوست داشته باش تا اين محبت رو از اطرافت بيشتر دريافت كنى…..29/اردیبهشت/1400 در 20:24 #44780Mahsa K
مشارکت کنندهممنون ازراهنماییتون یاسمین جون, امیدوارم اوضاع بهترشه
29/اردیبهشت/1400 در 21:48 #44781Fatemeh6761
مشارکت کنندهتو نمیتونی شوهرتو عوض کنی به جاش با تغییر خودت مطمئن باش اونم عوض میشه .الان یه لحظه به این فکر کن که اوایل ازدواجتونه وهیچ بچه ای هم نداری وتو ذهنت چه تصوری راجع به شوهرت داری ؟اوایل ازدواج چه جوری دوسش داشتی؟اون موقع چه برخوردی باهم داشتین؟حالا دوباره همونا رو در ذهنت تصور کن باهاشون زندگی کن تصور کن که خیلی عاشقانه دارید باهم یه فیلم میبینید یا شوخی میکنید یا بگو بخند میکنید میرید مسافرت وهراتفاقی که برات خوشاینده .در کنار همه اینها روی اعتمادبه نفس خودت کار کن وبه فکر راهی باش که با تنهایی خودت حالت خوب باشه وقتی خودت به خودت توجه کنی کم کم شوهرت میاد سمتت وبهت توجه میکنه چون تو برای خودت ارزش قائل میشی .هرزمان که خواستی بحثی رو شروع کنی همون تصور خوب از شوهرت رو تو ذهنت مرور کن وبگو اون مهربونترین مرد دنیاست ومن خوشبخت ترینم وبه جاش سکوت کن .سکوت راه خوبی برای پاپان بحثهاس.در طول روز که شوهرت نیست با خودت فکرای مثبت کن که مثلن امشب شوهرم زودتر میاد ما باهم شام میخوریم واون خودش دوست داره زودتر بیاد خونه چون منو بچه هاشو خیلی دوست داره .مطمئن باش به مرور زمان نتیجه میگیری تنها راهش تغییر خودت واهمیت دادن به خودته وتوجه به خصوصیات خوب شوهرت.
30/اردیبهشت/1400 در 06:33 #44782Mahsa K
مشارکت کنندهسعیمومیکنم فاطمه جون, مرسی
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.