سلام همونجور که یاسمین خانم شما با دنیای عزیز تو چکیده ورکشاپ و فایل رایگان گفتین چجوری بفهمیم که با ذهن یا روح تصمیم گرفتیم و مثالی در این مورد زدین من دقیقا در مورد کار قبلیم مطمئنم که اصلا با ذهنم تصمیم نگرفتم و کار ذهن نبوده چون احساس خوبی هم داشته با وجود ترسم اما بعد از وارد شدم فهمیدم باید کارایی رو حتما طبق اصول اون کار انجام بدم و اصولش تغییر نمیکرد که به خودم شاید نه اما به خانواده م نزدیکام دوستام اشناها و حتی غریبه ها با این کارم آسیب میزنم در اخر هم بگم مقصر خودش بودن و خودشون کار رو شروع کردن ما مجبوری نکردیم کسی رو در حالی که طولانی مدت موفقیت بزرگی هم داشت اما با وجود اینکه
من ندیدم اونجا کسی اسیب ببینه افرادی رو اتفاقی پیدا کردم که سال ها تو اون کار بودن و موفقیت داشتن و لولی بالایی داشتن اما هم خودشون و هم خانواده شون و دوستاشون اسیب دیدن با اون کار . اما ذهنم گاهی اوقات فکرایی رو میاره که نمیتونم هضم کنم که کار روحم بوده
و از وقتی دنیا رو پیدا کردم دارم به زاویه مثبت نگاه میکنم خداروشکر که زودتر بدون اینکه اتفاقی بیافته از اون کار بیرون اومدم و خیلی اتفاقات دیگه که اگه حتی کمتر از یک ماه اونجا بودم باید اتفاق میافتاد حتی باعث بشه خانواده م از کارم متوجه بشن چون نه کارم رو میدونستن چیه در واقع میگفتن نباید بگیم بهشون به خاطر خودشونه فکر میکردن یه کار عادیه اما نبود.