صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › روابط › دلشکستگی
- این موضوع 8 پاسخ، 1 کاربر را دارد و آخرین بار در 4 سال، 8 ماه پیش بدست
Mari1997 بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
28/اسفند/1399 در 22:27 #41311
Faran Kamali
مشارکت کنندهسلام به همه ، آیا کسی می دونه که با توجه به قوانین دلشکستن و دلشکستگی چه مفهومی داره ،،؟ گاهی خیلی چیزها رو میدونید و بدون هیچ درخواستی فقط به خاطر اینکه حالت را خوش میکنه و احساست خوبه انجام میدی و آنقدر در حس و حالت غرقی که متوجه نیستی چه سردی در اطرافت هست و چطوری شرایط سخت میشه درحالیکه باز هم توی احساس خوبت هستی ،،گاهی یه رفتار و کرداری را میبینی که هیچ توجیهی نداره و خیلی منصفانه نیست دلت میگیره ،،با همه وجود سعی میکنیم حسمون را به بالاترین خوبی برسونیم ولی انگار یه سوراخی ایجاد شده که باید ترمیم بشه و بتونی دوباره مثل قبل بشی ،،چطوری تو این موقعیت میتونم احساسم را خوب نگه دارم و حالم را خوش کنم تا اتفاق های خوب برام پیش بیاد ؟ممنون از خوانش هاتون .
28/اسفند/1399 در 22:28 #44044ياسمين
مدیرسلام دوست عزیز. ما محور همهء روابطمون با اطرافیانمون هستیم یعنى رفتارى که با ما میشه بخاطر رفتار و طرز فکریه که خودمون نسبت به خودمون داریم پس توجیه رفتار نامناسب دیگرى برمى گرده به خودمون …مهم اینه که از درون احساس ارزشمندى و احترام داشته باشیم تا بازتابش رو از آدمهاى اطرافمون ببینیم…دلشکستگى احساس بدى هستش و بار منفى داره وقتى از درون قوى بشى از کسى انتظارى ندارى و خودت رو منشا همه اتفاقات مى دونى پس دلشکستگى معنى نمى ده…. هر شخصى از راهى به احساس خوب مى رسه با موزیک گوش دادن، کتاب خوندن، نوشیدن یه قهوه، گپ زدن با دوستى شاداب، رفتن به طبیعت و….
28/اسفند/1399 در 22:29 #44045ستاره
مشارکت کنندهسلام عزیزم
ما همش و همش داریم میگیم همه چیز به درون ما ربط داره
وقتی از درون بخودت حس خوبی داشته باشی
انتظاری از کسی نداشته باشی اون وقته که ارومی
و دلشکستگی و حرف بقیه اصن برات بی معنی میشه
وقتی بخودمون احترام بذاریم و روی خودمون کار کنیم
دیگه اصلا بقیه و رفتارهاشون رومون اثر نمیذاره
مگر رفتارها و صحبت هایی که حس کنیم رومون اثر مثبت داره به اون ها توجه میکنیم تا باعث رشدمون بشه
از کسی انتظار نداشتع باش و همه انتظارات از خودت باشه
اینقد رو خودت کار کن که باورهای خاص خودتو داشته باشی
و توجهی به رفتار و باورهای کسی نکنی و بقیه بهت مطمئنا توجه میکنن و رفتارشون باهاتون خوب میشه و شما جنبه های مثبت رفتاریشونو میبینید
اینکه چطور حالتون رو خوب کنید با افزایش عزت نفستون
ورزش کردن و موسیقی گوش دادن و کارهایی که علاقه مندی و دنبال کردن علاقه مندی هات
و کلا توجه ات بخودت باشه
تا چیزای خوبی ببینی و شاد باشی28/اسفند/1399 در 22:30 #44046Faran Kamali
مشارکت کنندهممنون از پاسخهای خوبتون ،اگر انتظار و توقع از ما داشته باشند و به خاطر ارزشی که به خودم میزارم اون پیشنهاد رد میشه خوب برخوردهای میشه که اصلا انتظارش را نداری
28/اسفند/1399 در 22:31 #44047Goli61
مشارکت کنندهدلشکستگی یعنی شما روی صندلی قربانی نشستی و به ظالم اجازه دادی بهت ظلم کنه همینکه کسی ناراحتت کنه و روت تاثیر بذاره یعنی ظلم کرده دیگه
در این شرایط شما داری فرکانس ظلم رو میفرستی چون داری به خودت ظلم میکنی پس بازم ظالم رو به زندگیت جذب میکنی
نبود عزت نفس باعث میشه که شما دلت بشکنه دلیل دیگه ای نداره چون مهر و مورد قبول بودن رو از دیگران میطلبید
پس راه حلش اینه که روی عزت نفست کار کنی
سفر از خود به خود مفصل راجع به عزت نفس صحبت کرده
مدارت بالا نبوده که دلت میگیره .فرضا که دلت گرفت سریییع باید حالتو به هر صورت خوب کنی28/اسفند/1399 در 22:31 #44048ياسمين
مدیراولویت زندگى هر کسى خودش هست. خودت رو عمیقا دوست داشتنى ، قابل احترام و باارزش بدون. وقتى اینها باورذهنى ت شدند دیگه نگران نیستى که کى چطورى در موردت فکر مى کنه، تایید مى شى یا سرزنش و بقیه چى فکر مى گن. فقط خودت و احساس خوب خودت مهم مى شه…… و اتفاقا اون زمان شرایط و ادمها و رفتارهایى مى بینى که دوست دارى…..
28/اسفند/1399 در 22:32 #44049Atigh
مشارکت کنندهدوست عزیز اگه قبول کنیم در زندگی گاهی اوقات تضادهایی مثل دلشکستن به وجود میاد دیگه به هشون به چشم مشکل نگاه نمی کنیم بلکه بهشون به چشم تضادی که باهاش باید روبرو بشیم و حلش کنیم نگاه می کنیم
بعد از دلشکستگی به مسایلی مثل تنفر و خشم و نفرتی که در انسان به وجود میاد باید مثل خورده شیشه نگاه کرد که ممکنه دوباره به انسان اسیب بزنه و باید جمعشون کرد و ریختشون دور این کار هم با توجه شخص به نکات مثبت خودش و حتی نکات مثبت طرف مقابلش امکان پذیره28/اسفند/1399 در 22:32 #44050Faran Kamali
مشارکت کنندهسلام از همه ی نظرات ممنون ،دوستان حالم خیلی بهتره ،و اصلا ناراحت نیستم که واقعیت را دیدم شاید خوب نتونستم توضیح بدم ،درواقع تصور کنید که یه شی گرانبها داشتید که شکسته و اصلا هم تصور نمیکردید اون که انجام داده این بوده و وقتی میفهمید به حسی هست که هم ناراحتی از ریا هم شگفتزده ای از این همه رفتار دوگانه هم سردرگمی که میخواهی بهترین رفتار را انجام بدی و هنوز نفست جا نیومده که بدونی چه بکنی …
28/اسفند/1399 در 22:33 #44051Mari1997
مشارکت کنندهعزیزم ما مسئول رفتار بقیه نیستیم فقط روى خودمون میتونیم تسلط داشته باشیم حالا هر کى هر. چى بگه ما کار خودمونو انجام میدیم
اون شخصى هم که دلتونو میشکنه خودش از درون ناخالصى داره خودش داره رنج میکشه پس شما که دارى روى خودت کار میکنى باید فقط براش دعا کنى همین
اوایل سخته موانعى سرراهت هست هنوز به اون درجه رشد نرسیدى ولى باادامه دادن و جا نزدن به اون حد میرسى که کسى نمیتونه دلتو بشکنه -
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.