سلام
من آدم تقریبا درونگرا، آروم و دیر جوشی هستم، کلا با خودم خیلی حال میکنم، تنهایی رو خیلی دوست دارم و با خودم خیلی رفیقم. هرچقدرم خونه باشم حوصلم سرنمیره، دوست دارم همه جا تنهایی برم. البته سعی میکنم خودمو همینطور که هستم دوست داشته باشم ولی از طرفی گاهی دلمم میخواد بیشتر اجتماعی و پر شور و پر انرژی باشم و زود با آدمها دوست بشم، بگم و بخندم و بلند بلند حرف بزنم و جفت روحی پیدا کنم، خانواده تشکیل بدم و مادر بشم، سعی هم میکنما ولی نمیتونم، انگار رفتارهام مصنوعی و تابلو میشه.? گاهی بعد میام خونه خودمو سرزنش میکنم و همش حسرت آدمهای پرانرژی و شاد را میخورم، نمیدونم چیکار کنم! چطور تعادل برقرار کنم بین درونگراییم و اون یکم بُعد برونگرایی که در درونم هست!