من سره یه مسئله ای مجبور شدم به مادرم دروغ بگم راجب اینکه یه مسیری رو اونم شب با یکی از فامیل هامون اومدم درحالی که با دوست پسر اومدم خیلی حالم بده از اینکه از اعتمادش سو استفاده کردم و اینکه یکی دو نفر ام فهمیدن دروغ گفتم و باعث شدم اونا فکر کنن چقدر من ادم بدی هستم که به مادرم دروغ میگم??از اپن طرف شدیدا میترسم مادرم بفهمه دروغ گفتم چند وقت پیشم باهم دیده بود مارو اگه اینو بفهمه خیلی بد میشه من خیلی پشیمونم و نمیدونم چیکار کنم تا آروم بشم و این قضیه تموم بشه????????