سلام دوستان عزیز خسته نباشید
من مدتی هست به خاطر داشتن کاری بادرامد بالاتر شغل قبلیه خودم رو رها کردم والان بیکار هستم ودر حال تلاش برای به دست اوردن اون شغل هستم همسرم شاغل و درامد داره من همش با خودم میگم که درسته من از شغلم استعفا دادم ولی پول و درامد مثله قبل وارد زندگیمون میشه و همینطور هم شد و پولی معادل حقوق ماهیانم به حقوق همسرم اضافه شد و حالا از کجا و چه جوریش رو نمیدونم
ولی در همین زمان یکی از وسایل الکترونیکیم گم شد و یکی از وسایل خونم خراب شد یعنی یه جورایی پولی که وارد شد نصف بیشترش از دست رفت حالا همش ذهنم درگیر اینه که چرا اون وسایل خراب شد و من مجبور شدم پولی رو که با باور ثروت وارد زندگیم کردم برای درست شدن اونا خرج کنم ایراد کار من کجاست ؟ همش باخودم میگم نکنه میگن پول باداورده رو باد میبره درست باشه یانکنه پولی که وارد زندگیم شده حرام بوده و با این دوتا وسیله خواسته اصلاح بشه ؟ افتادن این اتفاقات باعث شد همچین زمزمه هایی به ذهنم برسه وگرنه من باور ثروت رو نگه داشته بودم واصلا به این فکرا اعتقادی نداشتم اصلا چرا این دوتا وسیله خراب شد که بخواد این فکرا به ذهنم برسه و باور ثروتم رو از بین ببره و من رو به شک بندازه
من که داشتم خوب پیش میرفتم و نتیجه هم گرفتم پس این تضاد نشونه ی چیه ؟