صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › روابط › خیانت و ظلم
- این موضوع 8 پاسخ، 2 کاربر را دارد و آخرین بار در 2 سال، 2 ماه پیش بدست
ياسمين بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
20/تیر/1403 در 15:55 #43200
Mariha
مشارکت کنندهسلام
من با کسی عقد کردم که فکر می کردم با من صادقه و پاکه و هرگز فکر نمی کردم اون به من خیانت بکه..من صد صداقت و مهربونیم رو براش گذاشتم..تا اینکه بعد از چند سال به اصرار من خواستیم عروسی بگیریم که اتفاقاتی دومینووار افتاد و اون عروسی کنسل شد..اولش نمی فهمیدم چرا اینجوری شد اما حالا که داره معلوم میشه این آدم فاسد بوده حکمت خدا رو می فهمم.من باهاش رابطه جنسی نداشتم اما حالا برای رای دادگاه نیاز به نامه پزشکی قانونی دادم و از این بابت خشمگینم که من باید چنین جایی برم که نامه بگیرم در حالی که پاک و صادق بودم اون راحت با زن های دیگه ارتباط داره..چطور با رفتن به اونجا کنار بیام؟چرا این کار برای من اینقدر سخته؟منی که پاک و نجیب بزرگ شدم..چطور خودمو آروم کنم و این کار رو انجام بدم و اسم این آدم فاسد رو از زندگیم حذف کنم؟ممنونم20/تیر/1403 در 15:59 #49301ياسمين
مدیرسلام ، به نظر من اول از همه شكرگزار باش كه قبل از عروسى اين مسئله مشخص شد ، بعدش هم ، بايد با خودت به صلح برسى و برى كار رو يه سره كنى… ببين چه چيزى از درون ناراحتت كرده ؟ از چه خصوصيت خودت خشمگينى ؟ به چى اعتراض دارى ؟ ايا از اين تاسف مى خورى كه كامل و كافى نبودى و خودسرزنشى دارى ؟
اگر اينطوريه كه بايد روى احساس لياقت و دوست داشتن خودت كار كنى21/تیر/1403 در 00:28 #49302Mariha
مشارکت کنندهحدود دوساله که اون رابطه قطع شد و من سعی کردم روی خودم کار کنم و از اون موقع نشانه های خدا رو دیدم که باید اون آدم از زندگیم حذف بشه و به پذیرش رسیدم و خودم درخواست طلاق دادم.اما این مرحله آخر و پزشکی قانونی منو ناآرام و خشمگین کرده..خصوصی ترین قسمت بدنم رو به کسی باید نشون بدم چون اون خیانت کرد و ناسالم بد و منی که پاک و نجیب بودم…می دونی یاسمن جان خیلی برام سخته برم پزشکی قانونی ..حس می کنم باید اجازه بدم کسی بی دلیل وارد حریم من بشه..در حالی که مقصر این اتفاقات اون آدم بوده..
21/تیر/1403 در 00:28 #49303Mariha
مشارکت کنندهنه بحث احساس لیاقت نیس یاسمن جون..رفتن به پزشکی قانونی و نشون دادن خصوصی ترین جای بدنم به کسی به خاطر گناهی که اون کرد واسم خیلی سخته..حس می کنم داره بهم ظلم میشه..حس می کنم حق این همه صداقت و مهربونی این نبود…منی که این همه نجیب بودم حالا چرا باید برم پزشکی قانونی..
21/تیر/1403 در 00:32 #49304ياسمين
مدیراز اين زاويه بهش نگاه كن كه با اين كار تو ازادى ت رو بدست ميارى! پس چه خوب كه يه راهى براى اين كار هست !
فايل رايگان قانون فركانس در روابط رو حتما گوش كن . در مورد ظالم و مظلومه03/مرداد/1403 در 09:57 #49318Mariha
مشارکت کنندهسلام یاسمن جون
من اینقدر با خودم حرف زدم که برای آزادیم باید این قدم رو بردارم و بالاخره رفتم..اینقدر دعا کردم که خدا این کار رو برام آسون کنه..رفتم پزشکی قانونی و یه زن که انگار چیزی از انسانیت نمی دونست وقتی بهش گفتم من اضطراب دارم و این کار برام سخته بدرفتاری کرد و گفت من انسان نیستم رباتم!نمی دونی چقدر حالم بد شد و شر شر اشکام میریخت و اون خانم که خواست ببینه همه بدنم می لرزید و گریه می کردم آخرم نتونستم بذارم..از اون روز هر لحظه یادم میفته گریه می کنم که منی که پاک بزرگ شدم از این مسیر باید عبور کنم و حالا نمی دونم دادگاه برام طلاق با رابطه ثبت می کنه یا بی رابطه ولی من دیگه پامو اونجا نمیذارم و از اون روز با خدا قهرم که این همه دعا کردم اینجوری شد..دلم خیلی گرفته از خدا..این مدت هر اتفاقی افتاد اونو داشتم ولی الان حس می کنم خدا منو رها کرد و هیچ معنایی هم در این اتفاق نمی بینم..نمیشد خدا آدم نرمالی رو اونجا بذاره که اینقدر من اذیت نشم..خیلی دلم گرفته..خیلییی..03/مرداد/1403 در 10:04 #49319ياسمين
مدیرهر اتفاقى كه در اطرافت مى بينى ، بازتابى از احساسات و باورهاى درون خودته. علت مواجه شدن با اون خانم بداخلاق و ناراحتى هاى بعدش ، درون ناآرام و مضطرب خودت بوده. يعتى جهان مثل يه اينه بزرگ نگرانى ها و ترسهات رو با اين اتفاق بهت نشون داده پس محكم باش و مسئوليت قبول كن و روى خودت كار كن.
وقتى كانون توجهت رو روى زيباييها و داشته هات بذارى ، قدردان باشى و “از روى صندلى قربانى بلند بشى” ورق برمى گرده…..03/مرداد/1403 در 11:39 #49320Mariha
مشارکت کنندهنمیشد خدا منی که همه امیدم خدا بود رو ناامید نکنه..نمیشد اون زن غیرانسان اونجا نباشه..خدا که می دونست چقدر در حق من ظلم شده..همیشه هر اتفاقی می افتاد دلم خوش بود خدا هوامو داره..الان حس می کنم خدا حواسش به من نبود ..باهاش قهرم..همیشه به خودم میگفتم خدا کسی رو که همه امیدش خداست رو ناامید نمی کنه ولی این بار ناامیدم کرد..تنهام گذاشت..
03/مرداد/1403 در 11:40 #49321ياسمين
مدیردوباره پاسخهاى قبلى رو بخون
و فايل رايگان قانون فركانس در روابط رو كه مربوط به ظالم و مظلوم ِگوش بده
تا متوجه بشى ايراد كار كجاست -
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.