در حال نمایش 9 نوشته (از کل 9)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #43200
    Mariha
    مشارکت کننده

    سلام
    من با کسی عقد کردم که فکر می کردم با من صادقه و پاکه و هرگز فکر نمی کردم اون به من خیانت بکه..من صد صداقت و مهربونیم رو براش گذاشتم..تا اینکه بعد از چند سال به اصرار من خواستیم عروسی بگیریم که اتفاقاتی دومینووار افتاد و اون عروسی کنسل شد..اولش نمی فهمیدم چرا اینجوری شد اما حالا که داره معلوم میشه این آدم فاسد بوده حکمت خدا رو می فهمم.من باهاش رابطه جنسی نداشتم اما حالا برای رای دادگاه نیاز به نامه پزشکی قانونی دادم و از این بابت خشمگینم که من باید چنین جایی برم که نامه بگیرم در حالی که پاک و صادق بودم اون راحت با زن های دیگه ارتباط داره..چطور با رفتن به اونجا کنار بیام؟چرا این کار برای من اینقدر سخته؟منی که پاک و نجیب بزرگ شدم..چطور خودمو آروم کنم و این کار رو انجام بدم و اسم این آدم فاسد رو از زندگیم حذف کنم؟ممنونم

    #49301
    ياسمين
    مدیر

    سلام ، به نظر من اول از همه شكرگزار باش كه قبل از عروسى اين مسئله مشخص شد ، بعدش هم ، بايد با خودت به صلح برسى و برى كار رو يه سره كنى… ببين چه چيزى از درون ناراحتت كرده ؟ از چه خصوصيت خودت خشمگينى ؟ به چى اعتراض دارى ؟ ايا از اين تاسف مى خورى كه كامل و كافى نبودى و خودسرزنشى دارى ؟
    اگر اينطوريه كه بايد روى احساس لياقت و دوست داشتن خودت كار كنى

    #49302
    Mariha
    مشارکت کننده

    حدود دوساله که اون رابطه قطع شد و من سعی کردم روی خودم کار کنم و از اون موقع نشانه های خدا رو دیدم که باید اون آدم از زندگیم حذف بشه و به پذیرش رسیدم و خودم درخواست طلاق دادم.اما این مرحله آخر و پزشکی قانونی منو ناآرام و خشمگین کرده..خصوصی ترین قسمت بدنم رو به کسی باید نشون بدم چون اون خیانت کرد و ناسالم بد و منی که پاک و نجیب بودم…می دونی یاسمن جان خیلی برام سخته برم پزشکی قانونی ..حس می کنم باید اجازه بدم کسی بی دلیل وارد حریم من بشه..در حالی که مقصر این اتفاقات اون آدم بوده..

    #49303
    Mariha
    مشارکت کننده

    نه بحث احساس لیاقت نیس یاسمن جون..رفتن به پزشکی قانونی و نشون دادن خصوصی ترین جای بدنم به کسی به خاطر گناهی که اون کرد واسم خیلی سخته..حس می کنم داره بهم ظلم میشه..حس می کنم حق این همه صداقت و مهربونی این نبود…منی که این همه نجیب بودم حالا چرا باید برم پزشکی قانونی..

    #49304
    ياسمين
    مدیر

    از اين زاويه بهش نگاه كن كه با اين كار تو ازادى ت رو بدست ميارى! پس چه خوب كه يه راهى براى اين كار هست !
    فايل رايگان قانون فركانس در روابط رو حتما گوش كن . در مورد ظالم و مظلومه

    #49318
    Mariha
    مشارکت کننده

    سلام یاسمن جون
    من اینقدر با خودم حرف زدم که برای آزادیم باید این قدم رو بردارم و بالاخره رفتم..اینقدر دعا کردم که خدا این کار رو برام آسون کنه..رفتم پزشکی قانونی و یه زن که انگار چیزی از انسانیت نمی دونست وقتی بهش گفتم من اضطراب دارم و این کار برام سخته بدرفتاری کرد و گفت من انسان نیستم رباتم!نمی دونی چقدر حالم بد شد و شر شر اشکام میریخت و اون خانم که خواست ببینه همه بدنم می لرزید و گریه می کردم آخرم نتونستم بذارم..از اون روز هر لحظه یادم میفته گریه می کنم که منی که پاک بزرگ شدم از این مسیر باید عبور کنم و حالا نمی دونم دادگاه برام طلاق با رابطه ثبت می کنه یا بی رابطه ولی من دیگه پامو اونجا نمیذارم و از اون روز با خدا قهرم که این همه دعا کردم اینجوری شد..دلم خیلی گرفته از خدا..این مدت هر اتفاقی افتاد اونو داشتم ولی الان حس می کنم خدا منو رها کرد و هیچ معنایی هم در این اتفاق نمی بینم..نمیشد خدا آدم نرمالی رو اونجا بذاره که اینقدر من اذیت نشم..خیلی دلم گرفته..خیلییی..

    #49319
    ياسمين
    مدیر

    هر اتفاقى كه در اطرافت مى بينى ، بازتابى از احساسات و باورهاى درون خودته. علت مواجه شدن با اون خانم بداخلاق و ناراحتى هاى بعدش ، درون ناآرام و مضطرب خودت بوده. يعتى جهان مثل يه اينه بزرگ نگرانى ها و ترسهات رو با اين اتفاق بهت نشون داده پس محكم باش و مسئوليت قبول كن و روى خودت كار كن.
    وقتى كانون توجهت رو روى زيباييها و داشته هات بذارى ، قدردان باشى و “از روى صندلى قربانى بلند بشى” ورق برمى گرده…..

    #49320
    Mariha
    مشارکت کننده

    نمیشد خدا منی که همه امیدم خدا بود رو ناامید نکنه..نمیشد اون زن غیرانسان اونجا نباشه..خدا که می دونست چقدر در حق من ظلم شده..همیشه هر اتفاقی می افتاد دلم خوش بود خدا هوامو داره..الان حس می کنم خدا حواسش به من نبود ..باهاش قهرم..همیشه به خودم میگفتم خدا کسی رو که همه امیدش خداست رو ناامید نمی کنه ولی این بار ناامیدم کرد..تنهام گذاشت‌..

    #49321
    ياسمين
    مدیر

    دوباره پاسخهاى قبلى رو بخون
    و فايل رايگان قانون فركانس در روابط رو كه مربوط به ظالم و مظلوم ِگوش بده
    تا متوجه بشى ايراد كار كجاست

در حال نمایش 9 نوشته (از کل 9)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.