صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › روابط › خشم از دشمن
- این موضوع 6 پاسخ، 2 کاربر را دارد و آخرین بار در 4 سال، 1 ماه پیش بدست
ياسمين بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
02/آبان/1400 در 22:52 #41944
__.dindina
مشارکت کنندهسلام مرسی ازاینکه پاسخمو میدین
من یه دوست چندین ساله داشتم که الان دشمنمه و یک میلیارد یابیشتر پول دزدید وهمیشه درروابط اعتماد به نفس منو پایین میکشوند و تمام تلاشش این بود من در زندگی ناراحت باشم و باهیچ کس ارتباط نداشته باشم و کاری میکرد حتی اطرافیان ازمن فاصله بگیرن یامن فاصله بگیرم.خب خداروشکر فهمیدم و حذف شد و توی ورکشاپ پول کوانتمی هم شرکت کردم.اما من بعدازمدتهاکه خشمم بهش کمتر شد چند روزیع وحشتناک خشم دارم بهش و دوس دارم باهاش دعوا کنم.من حتی بهش گفتم تو دزدی و فقط گفتم دیگه درارتباط نباشیم. چکار کنم ببخشمش واقعا اذیتم. تازه من قبلا مدل شدن رو خیلی دوست داشتم اما مدتیه دوس ندارم مدل شدنو ولی اون همین امروز رفته مدل دوستش شده و عکس میذاره.واقعا خندم میگیره همیشه دوست داره کارایی که من میخواستمو انجام بده مثل همین مدل شدن.متاسفانه دانشگاهامونم یکیه و همسایع هستیم و مامانشو میبینم و دوهفته دیگه هم تو دانشگاه میبینمش و من الان۸ ماهه ندیدمش.واقعا فکر کردن بهش ثپش قلب میگیرم.چکار کنم ببخشمش رها کنمش؟ واقعا روحم اذیته.
اون دشمن خیلی به من بدی کرد و همش ترس تو وجودمه ازاینکه ببینمش و…
اصلا چی دردرون اون وجود داره که ارزوهای منو دنبال میکنه؟ دزدی میکنه؟ همزمان با چند پسره؟
من یه مدت با یه پسری دوست معمولی بودم که رفت روسیه الانم شنیدم پسرایی و فالو میکنه که روس هستن یعنی چی این کارش؟
من مطمنم ی روز نابود میشه کارما جوابش میده اماالان خیلی خوشحاله و سفرم میره و مدلم شده و ارزوهای قبلی منو دنبال میکنه که من خداروشکر حالا تغییر کرده رویاهام.
لطفا راهنماییم کنید02/آبان/1400 در 22:52 #45831__.dindina
مشارکت کنندهتازه جدیدن بابامم خیلی محدودم میکنه بهم ماشین نمیده یا میگه ساعت۹:۳۰ شب حتما خونه باش واین جوری شده ولی قبلا من مسافرت میرفتم.الان محدود شدم و خشم من بیشترشده
02/آبان/1400 در 22:55 #45832ياسمين
مدیرسلام. اتفاقاتى كه مى افته بازتاب افكار و باورها و احساسات خودت هستند. پس مسئوليت اونها رو بپذير و بجاى گله و شكايت روى ساخت باورهاى درست كار كن. بخصوص باورهاى مربوط به اعتمادبنفس و عزت نفس كه بايد بيشتر براشون وقت بذارى…..
02/آبان/1400 در 23:11 #45833__.dindina
مشارکت کنندهبله حتما سر خودم بیشتر کار میکنم اما دردرون اون دشمن چی وجود داره که دزدی میکنه و کارایی که من گفتم دوس دارمو میکنه درونش چیه؟
خب باور فراوانی و عرت نفس نباید باشه چون کار خلاف میکنه و باور بدم نباید داشته باشه چون پولشو دست میاره و شاده
دلیلش چیه واقعا؟02/آبان/1400 در 23:18 #45834ياسمين
مدیربه هرچى بيشتر حساسيت دارى و مركز توجهت هست ، بيشتر توى زندگى ت باهاش روبرو مى شى….
از درون احساس ناكافى بودن مى كنى و ناآرامى. پس مسايلى پيش مياد كه اين احساسات بد تو ، بيشتر مى شن. روى احساس لياقتت كار كن تا به چيزايى كه دوست دارى برسى…..
كارى به كار اون نداشته باش و فقط انرژى و تمركزت رو بذار روى خودت … تو نمى دونى درونش چى مى گذره … فقط ظاهر قضيه رو مى بينى02/آبان/1400 در 23:38 #45835__.dindina
مشارکت کنندهمرسی عشقم از پاسخت
ایشالا زندگیت پراز ارامش و شادی و زیبایی وقشنگی باشه02/آبان/1400 در 23:39 #45836ياسمين
مدیرممنون. به همچنين
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.