سلام دنیا جون من از بچگی محدودیت داشتم برای بازی کردن تو کوچه یا حرف زدن و بازی با پسرای فامیل و اصلا هیچی ازش به اون صورت که دلم میخاست نفهمیدم توی لباس پوشیدن و همه الانم دنیا جون همین طوری تا موقعی که پدرم خونه هس همش استرس اینو دارم که میخام برم بیرون ولی نمیزاره من تو این ۱۸ سال زندگیم شاید ۳ یا ۴ بار با دوستام رفتم بیرون من عاشق طبیعت گردی و بیرون رفتن هستم و خانوادم همش دارن جلومو میگیرن چون پدرم ناتنی هم اس مامانم همش میگه ن نرو فلان بد حرف میزنه همش میخاد یطوری منو خونه نگه داره که خودش از پدرم حرف نشنوه من هم اینجا قربانی شدم با پارتنرمم جمعه ها نمیتونم برم بیرون هی استرس اینو دارم ک پدرم نفهمه