در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #41414
    Saranick
    مشارکت کننده

    سلام دنیا جانم
    عزیزم مادرو پدرم باهم سالهاست که مشکل دارند و به نوعی بینشون طلاق عاطفی رخ داده و الان کار بجایی رسیده که مامانم به گفته خودش کارد به استخونش رسیده و البته من خودم نزدیک یکساله که با پدرم قطع رابطه کردم ولی اذیتهاش انقدر زیاد شده که من به مامانم گفتم دیگه این دندون لقو بکن و نذار عفونت کل بدنتو بگیره که مامانم دادخواست طلاق داده ولی خب خیلی دردسر داره الانم تصمیم گرفتن از هم جدا زندگی کنن که پدرم بخاطر اینکه جا و مکانی نداره و درآمدی هم نداره چندشب توی ماشینش خوابید و الان دیگه به مامانم فشار آورده و اونم پاشده اومده خونه من.الان من میدونم که این تضادیه که حالا که دارم خودم رو میکوبم تا بسازم سر راهم قرار گرفته و فقط باید نظاره گرش باشم ولی سوالم اینه که با مامانم چجوری برخورد کنم و اینکه آیا در برون رفتش از این مشکل دخالتی بکنم یا نه مثلا به ذهنم رسید که بخاطر شرایط پدرم از نظر رفتارو بیماری ب برادرم پیشنهاد بدم که ببردش خانه سالمندان البته از دهنم پرید به مامانم گفتم که بعدش پشیمون شدم چون من الان فقط دلم میخواد به خودم و تمرینات ورکشاپم بپردازم و نمیدونم چجوری باید رفتار کنم اینم بگم که پدرم تازه ۶۰سالشه ولی نزدیک به ۱۵ساله که کار نمیکنه و فقط میخوره و میخوابه

    #44283
    دنیا گرایلی
    مدیرکل

    سلام عزیزم
    لیبلهای اجتماعی پدر مادر رو بزار کنار
    بعد از بیرون به ماجرا نگاه کن
    چیکار میکردی
    چه تصمیمی میگرفتی
    همون کار و بکن
    تو هدفت ایندت به تیچ چیز و هیچ کس گره نخورده مخصوصا افراد عاقل و بالغی که اونها هم با فرکانسهای خودشون درگیر مشکلات میشن
    رشد خودتو بخاطر هیچ کس متوقف نکن چون اگه تو قوی بشی میتونی به اونها کمک کنی

    #44286
    Saranick
    مشارکت کننده

    دنیا جانم اگر کس دیگه ای بود قطعا دخالت نمیکردم و میگفتم خودشون میدونن.پس الانم فقط میزبان مادرم میشم تاهروقت خواست بمونه ولی دخالتی نمیکنم.چون الان فقط رشد خودم مهمه???

در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.