صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › روابط › خانه
- این موضوع 9 پاسخ، 3 کاربر را دارد و آخرین بار در 4 سال پیش بدست
Fatemeh6761 بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
09/آذر/1400 در 23:31 #42088
Samiik
مشارکت کنندهسلام هم قبیلهای های عزیزم
یه راهنمایی نیاز دارم
من، خواهرم، مامانم و پدرم توی یک خونه زندگی میکنیم. رابطه پدرم با ما هیچ وقت صمیمی نبوده و اکثرا از ما فاصله میگیره و اهل گفتگو نیست.
دو سال پیش به پیشنهاد برادرم که ازدواج کرده، پدرم تصمیم گرفت خونه قدیمیمون رو تخریب کنیم و آپارتمان بسازیم. ما خانما مخالف بودیم چون مطمئن بودیم بعدا بابا پشیمون میشه و میزنه زیر حرفش. ولی اصرار کردن و اقدام کردیم.
الان یکساله که اجاره نشین هستیم تا خونه آماده بشه. دقیقا هم بابا کمکم شروع کرد غر زدن و دعوا راه انداختن که من نمیخواستم خونه رو بکوبم و شماها خونم رو ازم گرفتین. ما هم تا جایی که شد محل ندادیم و بحث نکردیم و سعی کردیم حال خودمون رو خوب نگه داریم. پارسال خیلی به سختی خونه پیدا کردیم. امسال که باید دوباره جابجا بشیم با وجودی که منو خواهرم که مسئول پیدا کردن خونهایم ( پدرم پیر هستن و نمیتونن برن دنبال خونه) خیلی روی افکارمون کنترل داریم و مدام حالمون رو خوب نگه میداریم ولی بازم خونه پیدا نمیکنیم.
مثلا پیدا میکنیم همه شرایط ما رو که درخواست داده بودیم داره ولی قبل از ما رهن رفته، یا پیدا میکنیم مورد عالی بابا میگه من اونجا نمیام.
میخوام بدونم در چنین شرایطی که پدرم ناراضی هست و مدام تلاش میکنه قضایا رو بندازه گردن ما، آیا انرژی اون روی روند پیدا کردن خونه تاثیر منفی داره؟
چون منو خواهرم واقعا داریم قوانین رو رعایت میکنیم و مدام به همدیگه و خودمون یادآوری میکنیم که غر نزنیم. در هر موردی که میریم میبینیم و مورد پسند نیست کلی زیبایی پیدا میکنیم و واقعا لذت میبریم. یا اگر موردی رو دوست داریم ولی کنسل میشه میشینیم شکر میکنیم که چقدر جهان سخاوتمنده و چه گزینه ای نشونمون داده
وواقعااااااا حالمون خوبه ولی خونهای که باید پیدا کنیم تا جابجا بشیم جور نمیشه
من نمیدونم مسئله از کجاست.
ببخشید طولانی نوشتم ولی واقعا گیج شدم. ممنون میشم مثل همیشه همراهیم کنید09/آذر/1400 در 23:37 #46235ياسمين
مدیرسلام. از خودت بپرس چرا خونهء مناسب برامون پيدا نمى شه ؟ هرچى جواب به ذهنت مياد بنويس. به ذهنت فشار بيار تا همهء مواردى كه توى لايه هاى عميق ذهنت هستند هم پيدا بشن. اينها باورهاى غلطت هستند. يكى ديگه از باورهاى غلطت ، احساس كم ارزشى ، كم بودن اعتمادبنفس و “ضعف و ترس ” در برابر پدرت هست
اين باورهاى غلط رو برعكس كن و به حفظ حال خوبت ادامه بده. بزودى و در بهترين زمان مناسبترين خونه پيدا مى شه. فقط گير نده و رهاش كن.10/آذر/1400 در 08:08 #46241Samiik
مشارکت کنندهمرسی یاسمن جانم که اینقدر سریع و دقیق جواب میدی? چشم هر چی گفتی انجام میدم و بعد میام خبرهای بهتر رو اینجا مینویسم?
10/آذر/1400 در 08:10 #46243ياسمين
مدیرخواهش مى كنم?موفق باشى
10/آذر/1400 در 08:11 #46244Fatemeh6761
مشارکت کنندهسلام.فکر میکنم باور غلطتون راجع به پدرتون ونگرانی بابت نکنه بابا قبول نکنه باعث میشه که این روند تکرار بشه.
شما نگرانی وباور غلطی نسبت به پدرتون دارین که اون همش ایراد میگیره غر میزنه وقبول نمیکنه هر جایی بیاد ودقیقا این باورتون اثبات میشه.
از این به بعد باید اول نگرانی رو بذارید کنار وقتی میرید خونه میبینید با حس اطمینان بگید بابا حتما از اینجا خوشش میاد یا بابا رو حرف ما حرفی نمیزنه وهرچه مورد پسند ما باشه قبول میکنه یا در برابر ما سکوت میکنه .
میتونید باور های جدیدتون رو بنویسید موقعی که میخواید برید خونه ببینید مدام به نوشته ها نگاه کنید و با حس آرامش واطمینان رها کنید11/آذر/1400 در 10:53 #46250Samiik
مشارکت کنندهمرسی فاطمه عزیزم
چه نکات خوبی
آره کلا فکرم درگیر بابا زیاد میشه
حتما نکاتی که گفتی رو اجرا میکنم14/آذر/1400 در 06:57 #46261Samiik
مشارکت کنندهسلااااام دوباره
مرسییی از راهنمایی های خوبتون?? امروز خونه مورد علاقهمون رو با کلی شوق و رضایت همگی قولنامه کردیم
هوراااااااا????
یاسمن جانم فاطمه عزیزم بهترین هستین ?????14/آذر/1400 در 06:58 #46262ياسمين
مدیرچقدر عالى ! به سلامتى??
14/آذر/1400 در 06:58 #46263ياسمين
مدیرچقدر عالى ! به سلامتى??
14/آذر/1400 در 14:11 #46266Fatemeh6761
مشارکت کنندهسلام.خداروشکر عزیزم به سلامتی.موفق باشید??
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.