صفحه اصلی اول انجمن ها خرد جمعی روابط حس گناه و دلسوزی

در حال نمایش 7 نوشته (از کل 7)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #42628
    negarsana
    مشارکت کننده

    سلام من به تازگی یه رابطه رو تموم کردم که به تظرم هم اخلاق اون ادم هم اخلاق خانوادش رو نمی تونستم تحمل کنم و ظاهرش هم اونقدری باب دلم نبود با این که دوسش داشتم،و با این که گفت اخلاقاش عوض میشه،اما چون شک داشتم عوض شه،و علاوه بر اخلاق خودش،اخلاق خانوادش که حرف درارن و این که ظاهر خودش هم رو مخم بود ، باهاش تموم کردم،اما الان عذاب وجدان دارم چون هم میگه تو باید به این عشق پاک مون فرصت میدادی یا حتی میگه پس عاشقم نبودی که فرصت ندادی ،هم تو ذهن خودم می دونم که بخاطر خانوادش و ظاهرشه ،بخاطر همین حس گناه و عذاب وجدان دارم چون میگم اینا چیزایی بود که دست خودش نبود،و دلمن براش می سوزه…باید چیکار کنم این حسا از بین بره؟

    #47764
    ياسمين
    مدیر

    سلام. چيزى كه مهمه حس خوب توئه. تو مهمترين فرد زندگى خودتى. اگر نمى خواى بمونى ، بايد برى. نبايد بخاطر اينكه ممكنه ناراحت بشه بمونى ! تو مهمى. توئى كه قراره يه عمر اون شخص و خانواده ش رو ببينه پس حالا كه با اون احساست خوب نيست ، نگران نباش و رهاش كن ….
    روى اعتمادبنفست هم كار كن.

    #47765
    negarsana
    مشارکت کننده

    سلام یاسمین جان ممنونم از پاسختون،یاسمین جان حس عذاب وجدانمو چیکارش کنم چجوری ارومش کنم این حسو؟…

    #47766
    ياسمين
    مدیر

    اون احساس گناه و عذاب وجدان از عدم عزت نفس و احساس كم ارزشى مياد … ديگران رو مهمتر از خودت مى بينى و تاييد و توجه اونا برات مهمه …٦ فايل رايگان اعتمادبنفس رو گوش كن

    #47770
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    سلام.عذاب وجدان یه چیز ساختگیه که به غلط برای خودمون درستش میکنیم و خودمونو باهاش داغون میکنیم
    فرض کن به اون آقا بگی به رابطه ادامه میدم و راحت بشی از عذاب وجدان اما….
    یه عمر باید با کسی رابطه داشته باشی که به قول خودت از ظاهرش خوشت نمیاد اونوقت چطور میتونی یه زندگی خوب داشته باشی؟؟
    پس بهترین کار رو کردی هم برای خودت هم برای اون آقا
    چون اینجوری گولش نزدی که به ظاهر بگی دوستت دارم ولی از درون خوشت ازش نیاد.
    اما اگه قراره رابطه ی جدیدی رو شروع کنی حتما روی خودت و اعتمادبه نفست کار کن

    #47775
    negarsana
    مشارکت کننده

    سلام ممنونم یاسمین جان و فاطمه جان عزیز

    #47776
    negarsana
    مشارکت کننده

    فاطمه جان اما یه چیزی ته ذهنم هست که اذیتم می کنه اونم اینه که من که از اول ظاهر و قد این اقا رو دیذم که طبق معیارام نیست پس چجوری گفتم برام مهم نیست و بهش علاقمند شدم و با این که تو جمعا حس می کردم بهم نمیایم خیلی،اما اون موقعی رو مخم رفت این موضوع ظاهرش که اخلاقای کنترل گریش خیلی زیاد شد،
    واسه همین خودمو سرزنش می کنم که تو که از اول ظاهرشو دیده بودی اون بنده خدارو حالا وابسته کردی الان تازه میگی ظاهرشو نمیخوام
    و اصلا چطور علاقمند شدم و هنوزم بهش علاقه دارم با وجود ظاهرش

در حال نمایش 7 نوشته (از کل 7)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.