با سلام به همه عزیزان
من در این ۸ ماهی که در این مسیر هستم خیلی در هر زمینه ای رشد داشتم به ویژه در زمینه روابط.
من خیلی با مادر همسرم مشکل داشتم با اینکه فرسنگها از اون دور بودم ولی حتی شنیدن صداشم آزارم می داد. الان اصلا اون حس بش ندارم البته نه اینکه کاملا همه چی خوب شده باشه ولی نسبت به قبل خیلی بهتر شده. یه جمله ایشون هستش که خیلی من اذیت میکنه.
و نمی دونم که چرا، و شاید مسخره بیاد ولی بهرحال من آزار میده. کلا عادت داره که حرفهای تکراری زیاد میزنه و گاهی این جمله رو میگه که من از درون خیلی حرص می خورم تمام احساسهای خوبم در اون لحظه تبدیل به حس انزجار میشه دوست دارم بلند بش بگم بس کن اینقدر با مغز کوچکت حرفهای تکراری بی معنا نزن.
من دو تا بچه دارم که گاهی که پسر کوچیک من میبینه میگه “ وای من نمی دونم چشمای این رو کی رفته اینقدر خوشگل”
البته من معمولا مشغول کارم وقتی زنگ میزنه اما صداش میشنوم همسرم هم همیشه با خنده جواب میده
و من تو دلم میگم خب یه بار به مادرت بگو چرا هر بار باید این جمله تکراریت بگی…
و من همیشه دنبال یه جواب دندون شکن می گردم که در اون احظه بش بگم با اینکه همه میگن که پسرم شبیه من
ولی هر بار سکوت می کنم و اصلا جلو دوربین نیستم که بفهمه منم شنیدم این صحبتش یعنی یجور حس بی خیالی به خودم میگیرم در حالی که از درون دارم به اون توهین می کنم.
من می دونم کسایی که مارو آزار میدن معلمای ما هستن و حتما چیزی در درون من هست که این جمله رو زیاد میشنوم و آزارم میده اما نمی دونم چی هست و نمی تونم پیداش کنم.
سپاس از پاسخگویی شما