• این موضوع 5 پاسخ، 2 کاربر را دارد و آخرین بار در 1 سال، 11 ماه پیش بدست ناشناس به‌روزرسانی شده است.
در حال نمایش 6 نوشته (از کل 6)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #43073
    ناشناس
    غیرفعال

    من وقتی بچه بودم مادرم آمپولم زد
    هفت هشت بار
    یکبارم منو دمر خوابوند و برام شیاف گذاشت
    من خیلی بزرگ بودم
    مثلا ۸ سالم بود
    این چنتا خاطره هیچوقت از ذهنم پاک نمیشن
    من خیلی سختم شد
    باعث شده از مادرم متنفر باشم
    باعث شده از همه آدم ها که این رنج من رو نکشیدن متنفر باشم
    باعث شده بخوام خودمو خلاص کنم و خودکشی کنم
    میشه کمکم کنید؟

    #48962
    ياسمين
    مدیر

    نمى دونم درد ناشى از تزريق يا قرار دادن شياف باعث آزردگى ت شده يا نه
    و نمى دونم ايا بيمار بودى و داروها برات تجويز شده بوده؟

    درهر صورت نمى شه درد اونها رو ناديده گرفت ولى وقتى بيمارى وجود داره گاهى لازمه از اون موارد استفاده بشه

    بنظرم ريشهء ناراحتى و كينهء تو چيز ديگه اى باشه

    اگر تجربه و خاطرهء ديگه اى از ديدن نوع خاصى رابطه و درد دارى بهتره از دنيا وقت كوچينگ بگيرى تا مشكلت برطرف بشه

    #48963
    ناشناس
    غیرفعال

    بله داروها رو دکتر تجویز کرده بود و من با دردش مشکلی ندارم
    فقط سختم شد که به حریم خصوصیم تجاوز شد

    #48965
    ناشناس
    غیرفعال

    یعنی بنظر شما مشکل من چیه؟چطور میتونم حلش کنم.چون واقعا دارم اذیت میشم

    #48966
    ياسمين
    مدیر

    بايد ريشه يابى بشه كه بايد از دنيا وقت بگيرى

    #48968
    ناشناس
    غیرفعال

    ممنونم

در حال نمایش 6 نوشته (از کل 6)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.