سلام وقت بخیر من بالاخره تصمیم گرفتم جداشم درخواستم دادم ولی همسرم میگه یا بچه ها رو من میبرم حق و حقوقم هر چی دادگاه گفت یا تو ببر منم همه چی میدم بهت ولی من اعصاب بزرگ کردن دو تا بچه رو به تنهایی ندارم اونم با پدر و مادری که مخالف جدا شدن و طلاقن و حوصله ی بچه ندارن میترسم قبول کنم از پسش برنیام و یا قبول نکنم بی تاب بشم براشون از اون طرفم ترسیدم از طلاق اخه همسرم تازه به قول خودش داشت تصمیم های جدید میگرفت که عوض شه تغییر کنه چرا همین حالا که قصدش عوض شدن بود من این تصمیم رو گرفتم میترسم پشیمون شم فردا اگه برم دادگاه همه چی تموم میشه موندم برم یا نه اگه نرم میگه ترسیده بدون من نمیتونه کسی رو نداره اینم بگم ام اس دارم اگه هم برم جدا شم نمیدونم چی بشه میترسم نکنه بدتر از این زندگیم شه دیشب میگفت نمک نشناسی این همه هواتو داشتم ولی خب بلرها بهم خیانت کرده قبلا میگه تو هنوز تو گذشته ای