صفحه اصلی اول انجمن ها خرد جمعی روابط تکرار یک اتفاق

در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #41766
    مریم همتی
    مشارکت کننده

    سلام
    من یه دوستی دارم که از دوران دبیرستان با همیم بعد از ازدواجش رابطه مون خیلی کمتر شد،
    الان شاید بیشتر از یک سال که اصلا دوس نداررم باهاش صحبت کنم
    دلایل خودمو دارم مدام غر میزنه ،الان میفهمم که اصلا با هم حرف مشترک نداریم
    خب یه مدت زنگ میزد یه درمیون جواب میدادم ،،یا جواب نمیدادم
    همه جوره بهش رسوندم که دوس ندارم زنگ بزنه ولی ول کن نیست باز
    و این مدام تکرار میشه یه مدت بیخیال میشه باز زنگ زدناش شروع میشه حتی با پیام بهش گفتم که زنگ نزنه ولی ادامه میده
    و من هیچ حرفی باهاش ندارم ،،و الان اگه جوابشو بدم تما ری اکشناشو حفظم ،،شروع میکنه به گله گذاری و….
    و اینکه من یه ادمیم اگه یکی ایقد سمج باشه من بیشتر ازش فاصله میگیرم
    الان نمیدونم باید چه واکنشی نشون بدم چون تصمیم داره حضوری بیاد دیدنم؟

    #45318
    ياسمين
    مدیر

    سلام.وقتى شروع به تغيير مى كنى ادمهاى هم فركانس و مشابه تو باهات در تماس هستند…هنوز باورهاى غلطى در مورد دوستت و خودت وجود داره اونها رو عوض كن ، راهش از تو جدا مى شه.
    به خصوصيات خوبش توجه كن و ديگه از رفتار و سماجتش جايى نگو.
    روى احساس ارزشمندى ت كار كن. تو اولويت زندگى خودت هستى اگر با دوستت حس خوبى نمى گيرى خيلى قاطع جواب نه بهش بده

    #45319
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    سلام حتما در لایه های عمیقتر ذهنت شباهتی بین شما دو نفر هست اگه شبیه نباشید امکان نداره با هم تماس داشته باشید شاید به ظاهر بگی من اصلا شبیه اون نیستم ولی حتما باوری در تو ایراد داره که مثل آهنربا به هم جذب میشید .تو خیلی راحت تر میتونی این آدم رو حذف کنی اول اینکه اصلا به تماسهاش پاسخ نده .بذارش توی بلک لیست ودیگه هم بهش فکر نکن اما دوم در کنارش کار کردن روی شخصیت خودت وعوض کردن باورهات رو داشته باش ومیبینی کم کم با بالا رفتن اعتماد به نفست وکار کردن روی خودت دیگه اصلا خبری ازش نیست واصلا فراموشش میکنی.

در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.