• این موضوع 5 پاسخ، 3 کاربر را دارد و آخرین بار در 11 ماه پیش بدست alirezagholi56 به‌روزرسانی شده است.
در حال نمایش 6 نوشته (از کل 6)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #43246
    Kimiya
    مشارکت کننده

    سلام.
    یاسیمن جان من چندساله تنها زندگی میکنم. همه چیز زندگی خداروشکر خوبه ولی تنها چیزی که ازارم میده تنهایی و نداشتن ی پارتنر خوبه. راستش دیگه خسته شدم. یا اصن کسی دور و برم پیدا نمیشه و یا اگه رابطه ای بعد از مدتهاااا تنهایی شکل میگیره، به دلایل مختلف به هم میخوره. یا طرف مهاجرت میکنه یا یهو غیب میشه. نمیدونم مشکل از کجاست؟
    برای خودم وقت میذارم. مستقلم، توی تحصیلات و کارم موفقم، باشگاه میرم، خودمو دوست دارم، همیشه با فایلهای دنیا روی باورهام کار میکنم ولی از جنبه ی ارتباط نمیدونم باید چیکار کنم. دلم میخواد ازدواج کنم، خودمو لایقش میدونم. دوست دارم بچه داشته باشم.

    #49389
    ياسمين
    مدیر

    سلام ،احتمالا خودت رو به اندازه كافى دوست ندارى ، خودت رو دايم سرزنش مى كنى و احساس ارزشمندى ت كم هستش. وقتى از عشق به خودت لبريز بشى ، كسى سر راهت قرار مى گيره كه عميقا دوستت داره

    #49392
    Kimiya
    مشارکت کننده

    با جوابی که حدس میزدم مواجه شدم: خودت رو دوست نداری!
    یاسمین جان دوست داشتن خود چطوریه؟
    ادمی که وقتش رو برای خودش صرف میکنه، آگاهیش رو بالا میبره، به جسمش رسیدگی میکنه، روی باورهاش کار میکنه، ادمهایی که بهش بی احترامی میکنن رو حذف میکنه چطور میشه گفت خودش رو دوست نداره؟ خواهش میکنم این معمای چندساله رو جواب بده. مگه دوست داشتن خودت غیر از اینه که بهترین ها رو برای خودت فراهم کنی، برای خودت وقت بذاری، با خودت حرف بزنی و بهش بگی چقدر قوی زیبا قدرتمند باهوش دوست داشتنی و بی نظیره؟! مگه غیر از اینه که حس تنهاییت رو از بین ببری و به خودت بگی: من برای تو همه کس هستم و توی هیچ شرایطی تنهات نمیذارم، من مثل کوه پشتتم، و درواقعیت هم مثل کوه پشت خودت باشی؟!

    #49393
    Kimiya
    مشارکت کننده

    من هیچکس رو ندارم. پدر و مادرم حتی پیشم نیستن و هفته به هفته باهام تماس نمیگیرن. همه ی وقتم و انرژیم رو برای خودم صرف میکنم و تمام تلاشم رو میکنم که این دختر کم و کسری نداشته باشه. گاهی از فرط تنهایی که دارم اضطراب میگیرم ولی زود خودمو جمع میکنم. گاهی غم وجودم رو میگیره و گریه م میگیره ولی بعدش بلند میشم و دوباره با قدرت برای خودم تلاش میکنم. ولی چرا طلسم این تنهایی شکسته نمیشه؟ چرا باید همه چیز توی زندگی فراهم باشه به جز ی شریک و همراه؟ من اگه بیفتم بمیرم تا هفته ها هیچکس باخبر نمیشه! چقدر خودمو به دندون بکشم؟

    #49394
    ياسمين
    مدیر

    اين چيزايى كه گفتى بايد عميقا درونى بشن … به حرف نيست
    اصرار دارى بگى خودتو دوست دارى ولى واقعيت اينه كه اين حس درونى نشده يعنى باورت قوى نيست ، قطعا خيلى وقتها خودتو دست كم مى گيرى ، احساس گناه دارى ، خودتو بابت اشتباهاتت شماتت مى كنى و عذاب وجدان مى گيرى
    اگر باور احساس ارزشمندى ت قوى بشه مطمئنا توى جهان اطرافت نمودش رو مى بينى و با افراد مناسب روبرو مى شى
    از دنيا وقت كوچينگ بگير تا بهت راهكار بده

    #49424
    alirezagholi56
    مشارکت کننده

    کیمیا جان منم مثل شما هستم ولی من یه فرق کوچیک دارم رابطه های من کوتاه و بی دوام شده؟
    منم از این مسئله خستم فکر کنم تنهایی شما بهتر از این رابطه های بی معنی که من میرم توش….
    ببخشید نظر دادم

در حال نمایش 6 نوشته (از کل 6)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.