صفحه اصلی اول انجمن ها خرد جمعی سلامت تعیین جنسیت پسر

در حال نمایش 4 نوشته (از کل 4)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #52281
    4Fateme
    مشارکت کننده

    سلام دوستان توی ورکشاب دنیا میگه ما خالق هستیم و خلق می‌کنیم و خدا از خالق بودن خود به ما داده که ما خلق کنیم میخوام بدونم میشه برای تعیین جنسیت فرزندم خودم خلق کنم که بچم دختر یا پسر بشه با خیلپردازی یا تصورات یا با عبارت تاکیییدی چطور راهشو پیدا کنم

    #52298
    Monakahvand
    مدیر

    سلام دوست عزیز
    با تصویر سازی و ایجاد احساس خوب امکانش هست که به خواستمون دست پیدا کنیم و ممکن هست در این مورد هم صدق کنه که البته به قرارداد روحی شما هم مربوط هست.

    #52765
    Rezvan
    مشارکت کننده

    سلام،
    من تقریبا پنج سال که با دنیا جان و خانم کامیاب همراه هستم و در طی این سالها خوب در تمام جنبه ها پیشرفت کردم. راستش اخرین بار که اینجا سوأل پرسیدم ۴ سال پیش بود، الان یهو درونم ازم خواست بیام اینجا.
    من سالها کم کاری تیرویید داشتم ولی تونستم درستش منم دو سال پیش، آرام آرام قرصای تیروییدم کم کردم ۶ ماه طول کشید و الان دو سال که قرص نمی خورم و همیشه می ترسیدم برم ازمایش بدم که مبدا به همه چی شک‌کنم بالاخره چهار ماه پیش بعد از یک سال و هشت ماه قرص نخوردن رفتم ازمایش دادم و تیروییدم عالی بود. خیلی دستاورد بزرگی برام بود، اولین دستاورد بزرگ در حیطه ی سلامت و جشن گرفتم اون روز خودم برای خودم.
    الان اینجام برای یه موضوع دیگه از اون روز باورهای سلامتیم خوب حتما قوی تر شده و اینکه اول ذهن بیمار میشه بعد رو بدن نشون میده و اینکه این بدن اگه درد یا نشانه ای از بیماری داره یعنی پیامی داره مثل پیام فرو ریختم خشم ها و حرف نزدن ها و داد نزدن های من که شده بود کم کاری تیرویید.
    اما من یه بهم ریختگی انرژی دیگه هم در بدنم دارم که اون در طی این سالها نتونستم در جهت بهبود ببرم. من خیلی فیبرم تو رحمم دارم اونقدر که رحمم بزرگ شده و از اونجایی که دو تا بچه دارم انگار بیشتر از اینکه بخوام اون با تمرین‌های ذهنی و شکرگذاری درمان کنم تو فکر خارج کردنشم و انگار مه دلم نمی خواد انرژی بذارم برای بهبود این عضو که می تونم با یه جراحی درش بیارم خلاص بشم.
    از طرفی انگار دلم نمیاد اخه این عضو با تمام فیبرم هایی که داشت به من دو تا هدیه الهی داد با من دوستی و همراهی کرد.
    الان با تمام فیبرم های ریز و درشتی که داره و باعث شده شکمم بزرگ به نظر برسه و این چیزی که خیلی آزارم میده ولی هیچ مشکل برام نداره، منظورم تمام علایمی که یک همچین رحمی معمولا داره مثل خونریزی بین پریودی، خونریزی شدید و یا فشار روی مثانه و روده ها. هیچکدوم نداره اصلا اذیتم نمی کنه تنها مشکل ظاهری که برام درست کرده و انگار باردارم.
    می دونید مشکل این که ساختن باور اینکه فیبرم هم که یک تومور خوش خیم میشه مثل تیرویید درمان کنم با همون تمرین‌ها و ارتباط گرفتنها با بدنم در مدیتیشن، ولی ساخت این باور ساخت. چون من می دونم فیبرم توموری از جنس خود دیواره و ماهیچه ی رحم همش ذهنم میگه خب تو چطوری می خوای یه تیکه ماهیچه رو تو بدنت از بین ببری با این تمرینا مکه میشه!!
    بعد به خودم میگم پس اونی که تومور سرطانی در هر جا بدنش از بین میره چی؟ باز ذهنم میگه خب تومور سرطانی یه جیز مازادی که تو بدن تشکیل میشه ولی فیبرم همون ماهیچه رحمت زیگیل نیست که اویزون باشه..
    خنده داره می دونم
    ولی اینها کشمکش های من ذهنم هر بار که به این موضوع فکر می کنم.
    به خواست درونم اومدم اینجا که اگه تجربه مشابه ای دارید که می دونید کمکم میکنه خیلی خیلی سپاسگذارم ازتون اگر که مطرح کنید.

    سپاس از همه ی شما روح های مهربون و یاری رسان.
    رضوان 🩵🤍💙

    #52775
    Nedaka
    مشارکت کننده

    سلام به همه دوستان عزیزم رضوان جان پیامتو خوندم من در اوج ناباوری سال گذشته به کنسر پیشرفته تخمدان دچار شدم پر از ترس بودم میگفتم من که دارم رو خودم کار میکنم و کلی دوره و کوچ گرفتم چرا این اتفاق برام افتاد خیلی سخت به پذیرش رسیدم و فهمیدم که در مسیر آگاهی بودن دلیل بر این نیست که من چالش تو زندگیم از هر نوعی وارد نشه و باید حالا از آگاهی که دارم استفاده کنم اماااا اون موقع ترس من بزرگ تر از ایمانم به جهان هستی بود و رفتم تو درمان هم شیمی درمانی کردم و هم جراحی اما در کنار درمان فیزیکی خیلی سخت روی ذهنم با کمک دنیا جون و خانم کامیاب کار کردم از نظر علم پزشکی بدن من معجزه وار به درمان جواب داد در صورتی که بیماری پیشرفته ایی داشتم و پزکشم توقع نداشت که بدن من به این درمان پاسخ بده من خودم میدونم که چی کار کردم تا تونستم این بیماری رو از بدنم پاک کنم هر بیماری که درون بدن ایجاد میشه از خود سلول هالی بدن هست سلول سرطانی که تبدیل به تومور میشه همون سلول های بدنه که تغییر پیدا کردن پس فیبروم یا تومور یا سرما خوردگی همشون از متفاوت شدن سلول های بدن خودمون هستن فقط با ایمان با تکرار با تمرین با مدیتیشن با کوچ گرفتن در این مسیر میتونی از پسش بر بیای میفهمم خیلی سخته خیلی من تجربه سختی رو از سر گذروندم ببین با خودت چند چندی توانش و ایمانش در تو هست یا نه ، میتونی ذهنتو کنترل کنی و باور سلامتی بسازی یا نه ؟ چطور یک بار تیروئدتو درست کردی ؟ از خودت بپرس و حتما از دنیا جون کمک بگیر
    با آرزوی سلامتی برای تو عزیزم

در حال نمایش 4 نوشته (از کل 4)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.