صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › سلامت › ترس واضطراب
- این موضوع 9 پاسخ، 3 کاربر را دارد و آخرین بار در 4 سال، 8 ماه پیش بدست
Nafas B بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
09/مهر/1400 در 10:22 #41885
Nafas B
مشارکت کنندهسلام من چون ورکشاپم تمام شده روم نمیشه از دنیا جون سوال کنم لطفا اگر کسی آگاهِ راهنماییم کنه .
من بعد ۳ سال آشنایی با دنیا ذهنم آمادگی پیدا کرد ورکشاپ شرکت کنه و هدفم این بود ک به آرامش درونی برسم . در زمان ورکشاپ تمام ترسها و اضطرابهام ریختن بیرون و حتی موقع مدیتیشن میترسیدم و گریه میکردم .. فکر میکردم طبیعیه و باید این دورانُ طی کنم تا اینکه درست زمانیکه ورکشاپ به اخر رسید من به یک تضادی بر خوردم که از قبل بهش آگاه بودم و میدونستم ک این بیماری رو دارم و باید درمانش کنم ولی چون ترس از بیماری و … داشتم سراغش نمیرفتم . و حالا ک رفتم سراغش ترسهام و اضطرابهام بیشتر شد یعنی انتظار داشتم حالا ک شروع کردم ب تغییر ذهنی اندکی آرامتر باشم ولی متاسفانه خیلی بدتر شدم از لحاظ روحی و ترسهام منو از پا در آورده . میخوام یه نفر بهم بگه چرا ؟ یعنی راهنماییم کنید چطوری ترسهامو مهارش کنم ؟ چرا درست زمانیکه فکر میکردم الان اماده تغییرم بدتر شدم ?09/مهر/1400 در 10:27 #45670ياسمين
مدیرسلام. همهء ماها تا اخر عمر بايد روى باورها و تداوم احساس خوبمون كار كنيم. چون باورهاى غلط ، هستند و بايد با باورهاى درست روى اونها رو بپوشونيم .پس انجام تمرينات ذهنى و آگاهانه روى زيباييها و مثبتها تمركز كردن بايد عادت هميشگى مون بشه. ترس از هر چيزى باعث بيشتر شدن اون موضوع مى شه. كم كم باهاش روبرو بشو. فايلهاى رايگان سلامتى رو هم گوش كن
09/مهر/1400 در 19:15 #45678Nafas B
مشارکت کنندهممنون یاسمین جان ?
10/مهر/1400 در 07:38 #45687Fatemeh6761
مشارکت کنندهسلام.برای خودت زمان تعیین نکن فقط در لحظه ی حال زندگی کن .با نگرانی وعجله کسی نتونسته به چیزی برسه .
ورکشاپ عصای معجزه گر نیست بزنی زندگیت در عرض سه ماه زیرورو بشه باید صبوری کنی وفقط وفقط تمرین وتکرار روبا حس خوب ادامه بدی.20/آبان/1400 در 16:31 #46056Nafas B
مشارکت کنندهوقتی دکتر گفت دیر اومدی ترسیدم گریه کردم پیاده روی کردم با خودم حرف زدم با خدا حرف زدم .. یادم اومد خودم این بلا رو سر جسمم اوردم یادم اومد خودم نتونستم احساساتمو کنترل کنم وقتی میرنجیدم ارزوی مرگ میکردم یادم اومد میترسیدم از درد از بیماری از اتاق عمل … یادم اومد خودم این ترسها و رنجها رو بزرگترش کردم .
با خودم روبرو شدم با ترسهام به خودم گفتم دیگه کافیه من خودمو رها میکنم تو آغوش خدا ؛ مطمئنم خدا منو تو بهترین مسیر قرار میده و درد و رنجو ازم میگیره
گفتم دیگه نمیترسم میرم اتاق عمل وقتی برگردم سلامتیمو بدست میارم وقتی برگردم با ترسهام روبرو شدم وقتی برگردم ب همه هدفهام میرسم وقتی برگردم ارومتر از قبل میشم .
ازمایش گفت کیستت سرطانی شده
اما من دیگه نمیترسیدم چون ب خدا اعتماد کردم
رفتم بیمارستان اروم و قوی اما اونجا قبل عمل خیلی درد کشیدم بخاطر داروهای قبل عمل
رفتم اتاق عمل خداروشکر سرطانی نبود چسبندگی بود اما یه طرف تخمدان و لوله ازبین رفت بخاطر چسبندگی زیاد
بعد از عمل هم درد زیادی تحمل کردم ولی هی به خودم گفتم دردی که تورو نکشه قویترت میکنه ! تحمل کردم و همه اون روزها گذشت .
حالا دو هفته ای از عمل میگذره و درست زمانیکه انتظار داری حالت بهتر بشه یه درد جدید میاد سراغت درد پهلو و کمر !
هیچ دارویی آرومت نمیکنه بهت میگن اگه اروم نشی یعنی خونریزی داخلی کردی !!
حالا تو درونت دعوا میشه
دو نفر تو افکارت با هم بحث میکنن
یکی میگه قوی باش و بسپار ب خدا ؛ خدا درد و رنجو ازت میگیره
اون یکی میگه واقع بین باش خدا اگه میخواست کمکت کنه تا حالا میکرد !
و تو میخوای مثل اولی فکر کنی چون میدونی جز خدا هیچکسو نداری اما درد نمیزاره ب دومی فکر نکنی
?
من باید چجوری خودمو اروم کنم ؟
چرا منو با درد به چالش میکشی خدا ?
نه تو میخوای درد بکشم نه من پس چرا …..؟20/آبان/1400 در 16:34 #46057ياسمين
مدیرتضادها هميشه وجود دارن اين ما هستيم كه بايد تمرين كنيم تا از دل تضاد خواسته مون رو پيدا كنيم… روى اين مسئله تمركز نكن و فقط بابت سرطانى نبودن كيست شكرگزارى كن.. تو اون همه درد و ناراحتى رو بخوبى گذروندى پس اميد به روزهاى قشنگ داشته باش و پيش برو…
20/آبان/1400 در 17:15 #46060Nafas B
مشارکت کنندهچَشم ? . مرسی که همیشه هستید یاسمین جون ?
20/آبان/1400 در 17:18 #46061ياسمين
مدیرخواهش مى كنم.. فايلها و لايوهاى صوتى شدهء سلامتى رو هم گوش كن……
و اين دفعه كه پيروز و موفق اين مرحله رو هم گذروندى ببين چقدرررر اعتمادبنفست بيشتر شده…..شاد باشى?21/آبان/1400 در 23:21 #46070Fatemeh6761
مشارکت کنندهسلام.فقط چیزی رو که دوست نداری باور نکن.
توچی دوست داری به همونا فکر کن چیزی رو باور کن که بهت حس خوبی میده.
فایل الگو سازی نادرست رو گوش بده23/آبان/1400 در 17:43 #46099Nafas B
مشارکت کنندهپیداش کردم و گوش دادم . ممنون برای یادآوریش ?
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.