صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › ارتباط با خدا › ترس از مرگ
- این موضوع 8 پاسخ، 1 کاربر را دارد و آخرین بار در 4 سال، 8 ماه پیش بدست
ناشناس بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
27/اسفند/1399 در 13:14 #41248
sahar.dgr
مشارکت کنندهسلام به همگی.من ۲ سال پیش بر اثر یک حمله ی پانیک دچار استرس بسیار شدیدی شدم و روزها و شبهای بسیار ترسناکی رو گذروندم به دلیل ترس از مرگ.بعد از آشنایی با دنیا خیلی شرایط روحیم عوض شد تغییر کردم و بهتر شدم.ولی دائم این فکر ترس از مرگ باهامه.بعضی وقتها بغض میکنم و فکر میکنم این لحظه رو دیگه نمیبینم.خیلی روی خودم کار کردم ولی هنوز فکرش هم منو میترسونه چون هنوز کلی کار انجام نداده دارم.کلی جای نرفته و…..فایل مرگ از دیدگاه قوانین کیهانی هم چندین بار گوش کردم و حتی باور دارم.ولی دلم میخواد عمر کامل داشته باشم تا بتونم تجارب جدیدی کشف کنم.ترسم اینه نکنه چون دائم بهش فکر میکنم واقعا واسم اتفاق بیوفته؟؟؟
27/اسفند/1399 در 13:42 #43534ياسمين
مدیرسحرعزیز سلام.توجهت رو از این موضوع که ناخواسته ت هست بردار. خودت رو با چیزایى که دوست دارى و مورد علاقته سرگرم کن.
سعى کن بگردى و زیباییاى اطرافتو پیدا کنى و ازشون لذت ببرى. لازم نیست خیلى بزرگ باشن ! مى تونه حتا راه رفتن قشنگ یه بچه نوپا یا یه بوتهء پرگل باشه! مهم اینه که به احساس خوب برسى….
افکار منفى همیشه میان و میرن. مهم اینه که چقدر بهشون بها بدیم و روشون فوکوس کنیم ! اگر فقط مشاهده شون کنى و بدون تقلا ولشون کنى رد بشن و برن دیگه مشکلى ایجاد نمى کنند….
مراقبه رو توى برنامه روزانه ت قرار بده استرس رو کم مى کنه
ورکشاپ ترس هم مى تونه بهت کمک کنه…27/اسفند/1399 در 13:43 #43535مرضیه درتاج
مشارکت کنندهدوست عزیزم بهتون پیشنهاد میدم کتاب سفر روح و سرنوشت روح رو بخونید.
27/اسفند/1399 در 13:44 #43536parastookahrizi71
کاربردوست عزیز اینو بارهاتوی ذهنت مرور کن که مرگ پایان نیست و هیچ چیزه ترسناکی نیست اگه باورهات رو تقویت کنی به این نتیجه میرسی که مرگ ترسناک نیست و پایان نیست پس هنوز ترس در شما ریشه داره اول باوره ترست رو از بین ببر وبعد از داشته هات لذت ببر اهدافت رو بنویس و براشون تاریخ تایین کن هر روز با انرژی تمام تر و قوی تر از دیروز از خواب بیدارشو و بخواب هنوز ریشه ترس در شما هست پس شما باید بیشتر روی باوره ترس خودتون کارکنید.
موفق باشی.27/اسفند/1399 در 13:44 #43537Mo1353
مشارکت کنندهسلام دوست عزیز
ترس از مرگ ریشه در نرسیدن به خواسته ها داره.یعنی هر چه کمتر از زندگی بهره و لذت برده باشی ترست بیشتره.قدیمیا میگفتن از زندگیت لذت ببر بعد بمیر.معنیش اینه که مرگ به تنهایی ترس نداره.همونجور که دوستان گفتن اهداف واسه خودت مشخص کن.وقتی انگیزه و امید داشته باشی دیگه به مرگ فکر نمیکنی که ازش بترسی.فقط زندگی کن و لذت ببر.یواش یواش به این نتیجه میرسی که مرگ بدترین اتفاق نیست.اگر از درون بمیری وحشتناکه.زندگیت پر از اتفاقهای قشنگ باشه عزیزم27/اسفند/1399 در 13:45 #43538Honey H
مشارکت کنندهسحر جان سلام
ما همه به مرگ فکر مى کنیم چون به سمتش در حرکتیم و طبیعیه.اما از یک جایى به بعد نباید افسار زندگى و اهدافمون رو بدیم دستش چون ماهمه براى تکامل به کره خاکى اومدیم. همونطور که دنیا جون مى گه وقت بزار و کتاب سرنوشت روح رو بخون تا از آفرینش و مرگ انسان سردربیارى و این دید عمیقترى به تو خواهد داد.کما اینکه منم مثل تو بودم و با فکر کردن به مرگ خودم رو آزار مى دادم گاهاً.
در عین حال که سخته در ابتدا اما با تمرینهاى ورکشاپها حالت رو خوب نگه دار و از انرژى منبع هرآنچه مى خواى رو طلب کن… موفق باشى ??27/اسفند/1399 در 13:46 #43539Goli61
مشارکت کنندهشما اگه مدارت رو عوض کنی این اتفاق دوراز جون مرگ زودهنگام که ازش میترسی برات نمی افته .به جای ترس لیست کن چیا رو میخوای .این مهمه چی میخوای .لیست کن صد مورد دویست تا هر چی هست …بعد از کوچکترینش شروع کن .مثلا خرید فلان تیشرت یا چیزی که با زندگی کنونی بتونی سریع بدستش بیاری .بعد که بدستش آوردی به خاطرش شکر گزاری کن خدا رو شکر کن که چیزی رو که میخواستی بدست اوردی .بعد برو سر مورد بعدی .یهو میبینی وای طوری جورشد سفری که فکرش رو هم نمیکردی برات جور شد خونه ای که فکرش رو هم نمیکردی برات جور شد .بعد برات میشه مث یه بازی بدست اوردن و شکر کردن و باز بدست اوردن .مثلا من چند سااال بود که میخواستم بدم جایی سفر درست نمیشد .برای حل مشکلی که داشتم تمرینهام رو که انجام میدادم در این یکسال اخیر بابت دوسه بوته گل ختمی که تو حیاطمون هست هم شکرگزاری میکردم و از قشنگیش لذت میبردم .جالبه به طور اعجاب انگیز اون سفر جورشد و رفتیم جایی که سوییت ما بود جلوش پر بود از بوته های گل ختمی بنفش .خیلی جالب بود برام .شماهم از چیزهای کوچیک مث غذای خوشمزه تی که میخوری یا آب تمیز و سالمی که برای نوشیدن داری شکر گزاری کن و مداومت کن البته در این کار میبینی که زمان گذشت و یکی یکی به خواسته هات رسیدی و اصلا یااااااادت رفته که روزی فکر ترس از مرگ داشتی
27/اسفند/1399 در 13:46 #43540ilin
مشارکت کنندهدوست عزیزم، اینو حتم داشته باش که جز خودت کسی دیگه نمیتونه زمان مرگ و اینکه چگونه بمیری و تایین کنه پس فرکانسایی بفرست یا ساده تر بگم به چیزایی فک کن که قراره قبل مرگ انجام بدی و برای خودت بساز همان صحنه هارو ،وقتی فکرش سراغت میاد یه نشانه بزار که یادت بیاره که حالا حالاها زنده ای و اطمینان داشته باش به این جمله که تکرار میکنی
27/اسفند/1399 در 13:47 #43541ناشناس
میهمانسلام به همه ،هم مسیر خوب ،این ترس تا حدودی طبیعیه ولی وقتی خودت احساس خوبی نداری باید موج عوض بشه و پارازیت ها رفع بشن من خیلی بلد نیستم اما از اونجایی که پانیک های زیادی داشتم تجربه ی خوب خودم را میگم ،،فقط و فقط ورکشاپ ترس را چندین بار انجام بده به نظرم این جزو ورکشاپ هوایی است که باید قبل از همه تمرین بشه اونقدر تغییر میکنی و بقدری قوی میشی که نمیفهمی چطوری و کی این اتفاق میوفته ،،،و احساس خوبی داری ،،میدونی احساس خوب نترسیدن درموقع نگرانی به تجربه ی عالی ،،،یعنی ممکنه دوباره افکار مرگ به ذهنت بیاد اما آنقدر شجاعتت زیاده که نمیترسی و فرار نمیکنی میمونی و یاد میگیری و حالت بهتر میشه ،،واقعا از دنیا ممنونم برای این ورکشاپ ،،،مطمعن باش خیلی تاثیر گزاره ،،،
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.