صفحه اصلی اول انجمن ها خرد جمعی سلامت ترس از بیماری

در حال نمایش 5 نوشته (از کل 5)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #42136
    Sahar1380
    مشارکت کننده

    سلام به همه
    میخواستم ببینم برای اینکه باورهای غلط سلامتی و ترس از بیماری از بین بره باید چی کار کنم؟؟
    من کل فایل ها رو گوش دادم همچنانم دارم تکرارشون میکنم، کم و بیش میدونم نباید توجه کنم و بهش فکر کنم و باورهای غلطو در بیارم و درستشو جایگزین کنم اما یه ۱/۲ روزی هست که حتی وقتی بابت سلامتیم شکرگزاری میکنم ترس از سلامتی نداشتن میاد سراغم و واقعا مغزمو درگیر کرده و نمیزاه من واقعا عمیقا شکرگزار باشم..
    دقیقا اون مریضی میاد تو ذهنم که از بچگی دلم نمیخواد داشته باشم.. لطفا راهنماییم کنید..

    #46371
    ياسمين
    مدیر

    سلام. راههاى “تغيير باور ” براى مسايل مختلف به يه شكل هستند….توى فايل رايگان ١٢٦ ويس پنجم دسته بندى انجام شده مى تونى استفاده كنى
    نكته مهم اينه كه درمورد بيمارى تمركز و توجه نداشته باشى. يعنى با بقيه حرف نزنى ، مطلب نخونى ، اخبار گوش ندى ، سرچ نكنى ….و تمركزت رو بذارى روى داشته هات و از لحظه ت لذت ببرى ……. هر كارى همين الان دارى انجام مى دى رو حس كن ! بابت حضور توى اين لحظه خوشحال باش! همينها حواست رو از فكر به بيمارى منحرف
    مى كنه ….
    مديتيشن هم كمك كننده ست
    در ضمن روى باورهاى لياقت و احساس ارزشمندى ت براى داشتن يه بدن سالم و زندگى خوب كار كن

    #46372
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    سلام .اینکه میگی گوش دادم فایلهارو وموقع شکرگزاری نمیتونی عمیقا شکرگزار باشی چون هنوز باورهای قبلیت هستن ویه جورایی برات مقاومت ایجاد میکنن.
    هیچ اشکالی نداره با وجود این حس ادامه بده وتوجهت رو از رو این موضوع بردار به جاش تا این ترس میاد سراغت ترست رو قبول کن وبگو درسته که الان این حس رو دارم اما به مرور زمان باورهای قبلیم از بین میره ومن هر روز سالم تر وپرانرژیتر میشم .
    پس عجله رو بذار کنار باید صبور باشی وفقط ادامه بدی حتی اگه حست عمیق نیست.

    #46380
    Sahar1380
    مشارکت کننده

    عزیزان من تمام این کارهارو میکنم و دارم سعی میکنم که یک فکر و ترس الکی لحظه ام رو خراب نکنه اما هر چی که ذهنمو مشغول میکنم و تمریناتی رو انجام میدم و حواسش رو پرت میکنم اما نمیره و جالبیش اینجاست که از صبح که چشامو باز میکنم میاد توی ذهنم و ولم نمیکنه.. من هی توجه نمیکنم ولی باز هی میاد.. واقعا نمیدونم چی کار کنم که یه فکر الکی چند روزه منو مشغول کرده و تمرکزمو بهم ریخته…
    اما علتشو میدونم بخاطر دوست نداشتن خودم و ایراد گرفتن از خودم بود که حس بدی بهم دست داد و از اون روز یه ترس الکی از مریضی اومده سراغم…

    #46383
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    خیلی چسبیدی به این موضوع. شاید در ظاهر بگی بهش فکر نمی‌کنم ولی در اصل همین که میگی ولم نمیکنه هی میاد تو ذهنم داری توجه معکوس میکنی.
    رهاش کن مثل اینکه تصور کنی این فکر رو سپردی به یه رود روان اونو با خودش برد وتصویر بردن این فکرت رو در رود روان ببین .ببین که آب داره با جریانش این فکرت رو با خودش میبره وتو خیالت راحته که دیگه رفت وازت دور شد.
    هر روز مدیتیشن رو حتما انجام بده
    یه مدت وقتی شکرگزاری مینویسی راجع به سلامتی ننویس ولش کن رهاش کن راجع به چیزای دیگه شکرگزاری بنویس.

در حال نمایش 5 نوشته (از کل 5)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.