صفحه اصلی اول انجمن ها خرد جمعی روابط تردید برای ماندن در زندگی

در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #41779
    havasil
    مشارکت کننده

    سلام هم قبیله ای ها.من تو شرایط بدی هستم.یه خانم ۳۸ ساله با یه پسر ۴ ساله هستم.از زمان بارداری متوجه شدم همسرم اعتیاد داره.از همون زمان درگیری و بحث برای ترک دادنش،بحث کار نکردنش مطرح بود و عذاب های من و جواب نگرفتن از تلاش هام.شوهرم به شدت آروم و احساساتی که مشکلاتشو میریزه تو خودش و شاید بگم مظلومه.برا همین کوچکترین داد و فریاد من که ناشی از به ستوه اومدنم از مشکلاته خیلی به چشم میاد و خانوادش میگن سرش داد و بیداد کرد.تو عصبی هستی و..۲ سال پیش ۶ ماه افتاد زندان.ترک کرد اجبارا.اومد بیرون منی که تا پای طلاق رفته بودم باز بهش فرصت دادم.یک سال و نیمه باز زندگی میکنیم ولی دوباره چند ماهه چرت زدناش شروع شده.روی خودم کار میکنم.فایل گوش میکنم ولی وقتی میبینمش حالم بد میشه.الانم اومدم خونه بابام.قصد جدا شدن دارم.ولی بازم دلسوزی براش داره دیوونم میکنه تا حدی که فقط بغض دارم و گریه میکنم و حال وحشتناکی دارم.دوسش دارم ولی با این شرایط چجوری برگردم زندگی کنم.دلم براش تنگ میشه ولی تصور اینکه برگردم و باز بعد چند وقت همه چی عادی بشه و روز از نو روزی از نو،دیوونم میکنه.اعتیادش رو خانوادش گردن من انداختن.حتی خودش هم میگه کارای تو باعث شد.من چون تو اجتماع زود ارتباط میگیرم و حرف میزنم میگن تو باعثش شدی.یا تنهاش میذاشتی زیاد.که من فقط خونه پدرم میرفتم .واقعا موندم با این حال بدم که دردای وحشتناک معده برام آورده چه کنم.شب و روزم گریه است.میدونم مشکلم از دوست نداشتن خودمم هست.اما چه کار باید بکنم.به درست شدن زندگیم امیدی هست؟

    #45350
    ياسمين
    مدیر

    سلام. بهتره از دنيا وقت كوچينگ بگيرى
    ولى در كل ؛ تو مهمترين شخص زندگى خودت هستى نه ايشون. اگر فكر مى كنى بايد بياى بيرون ، بيا بيرون. ولى اگر بخاطر ترحم و دلسوزى مى خواى بمونى ، اين دور باطل هى تكرار مى شه. و تو ناراحتتر و آشفته تر مى شى كه قطعا روى بچه ت هم تاثير مى ذاره…به حرف ديگران اهميت نده و كارى كه حس بهترى داره و باعث رشدت مى شه انجام بده. ولى اگر فكر مى كنى مى تونى بيشتر روى خودت و فركانسهات و احساس خوب و كافى بودن و لياقتت كار كنى و “مثبت قدرتمند “بشى ، اون موقع قطعا روى شوهرت هم اثر مى ذاره و به خودش مياد و چه بسا بتونه كامل ترك كنه……درهرصورت همه چيز برمى گرده به تو ، افكار ، باورها ، احساسات ، اراده و تصميم تو…..

    #45357
    Fatemeh6761
    مشارکت کننده

    سلام.اول از همه دلسوزی کردن رو بذار کنار وفقط به خودت فکر کن دوم تصمیم قاطع بگیر اگه بمونی باید روی خودت کار کنی وسختی تغییر رو به جونت بخری وبا تلاش ذهنی خودت میتونی روی ایشون تاثیر بذاری وامید وحس اطمینان داشته باشی که میتونی با تغییر خودت بعد خوب ومثبت همسرت رو ببینی.اما اگه میخوای تمومش کنی بدون هیچ دلسوزی دیگه بهش فکر نکن .تو نیومدی تو این جهان که آدم دیگه ای رو درست کنی تو فقط رسالتت خوب کردن خودت وشخصیت خودت هست وقتی خودت از درون درست بشی جهان بیرونت عوض میشه یا همسرت اونی میشه که تو میخوای یا جهان اونو از سر راهت بر میداره.
    درسته که در شرایط سختی هستی اما مطمئنن قدرتی داری که میتونی خودت زندگیتو خلق کنی.فقط بدون که هر اتفاقی بیوفته قطعا برای تو بهترین اتفاقه پس بدون نگرانی وهیچ ترسی کاری رو بکن که بهت احساس آرامش میده وخودت رو وآرامشت رو وعشق به خودت رو اولویت قرار بده .

در حال نمایش 3 نوشته (از کل 3)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.